عندلیب آنلاین - مشهورهاي بي اصل1- پيشگفتار
کاربر گرامی ورود شما را به سایت خیر مقدم عرض می کنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید از این لینک عضو شوید.
.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

 

 

 

امکانات سایت
لینکهای سریع
صفحه اول
چت آنلاین
امکانات علمی
امکانات ارتباطی
بخش کاربری
بخش خبری
سایر امکانات

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 12
کل ارسال ها 34
کل بازديد ها 1536
کل پاسخ ها 22
کل اعضا 45
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط milano در مورخه : چهارشنبه، 28 بهمن ماه ، 1388

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 9 دي ماه ، 1388

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
موضوعات اخبار
اطلاعات فیلمهای جدید
اطلاعات متنی جدید
اطلاعات صوتی جدید
اطلاعات عکسهای جدید
خبرهای وب سایت
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

Created by:Noavaran
 
  
مشهورهاي بي اصل1- پيشگفتار
 
  

 

فهرست عناوين

      

     پيشگفتار

    1- كنت كنزا مخفيا فأحببت ان اعرف

       لوازمي كه شعار مذكور به دنبال دارد

      مروري در روايات

      دليل جعل اين حديث‌گونه

    2- الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق

      طريق الي الله در بيان معصومان

    3- الخير فيما وقع

    4- حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين

      سير تاريخي اين سخن

      مصداق واژة ابرار و مقرّبين

      گذري در روايات

      ماهيت حسنه و سيّئة

    5- كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته

    6- ان كان دين محمّد لم‌يستقم الا بقتلي

    7- ان الحيوة عقيدة و جهاد

    8- قولوا لا اله الا الله تفلحوا

      مروري بر روايات

    9- الإنسان حريص علي ما منع

    10- انّا أعطيناك الكوثر

    11- حب الوطن من الإيمان

    12- من علّمني حرفا فقد صيرني عبدا

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

مشهورهاي بي اصل

 

 

الحمد لله ربّ العالمين و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين

 

پيشگفتار:

يكي از اصول مهمّ و اساسي در جوامع بشري، اعمّ از ديني و غير ديني، اصل اعتماد در گفتار و رفتار است. اصلي كه بدون به‌كارگيري آن، هيچ جامعه‌اي روال طبيعي خود را نخواهد پيمود. و در مسير خود با معضلات و مشكلات، و موانع فراواني مواجه خواهد شد. امّا همين اصل مهمّ و حياتي، اگر بطور مطلق در جامعه‌اي حكمفرما باشد، باز هم جامعه از روال منطقي و صحيح خود خارج خواهد شد. زيرا انسانها اگرچه مسندي والا و ظاهري قابل قبول هم داشته باشند، داراي اهداف و اعتقادات و فرهنگها و عملكردهاي گوناگوني هستند. برخي بر صراط مستقيمند و برخي ديگر خارج از آن. برخي حقيقت‌جويند و برخي ديگر مغرض و مفسد. برخي به دنبال خير و صلاحند و گروهي به دنبال شر و فساد. برخي تيزبين و دقيقند و برخي بي‌توجه و سطحي‌نگر. و... . وجود اين خصوصيّات متباين و سرنوشت‌ساز در آحاد بشر، باعث نوسانات فراوان در هر جامعه‌اي مي‌گردد. و وجود اين نوسانات اجتماعي، كه بر اساس هريك از آنها فرهنگي در جامعه شكل مي‌گيرد و سرنوشتي رقم مي‌خورد، حاكميّت اعتماد مطلق بر جامعه را غير ممكن مي‌سازد، و انسان را وادار مي‌كند كه نسبت به هر گفتار و كرداري، اگرچه از سوي بزرگاني مشهور به بزرگي صادر شود، از همان ابتدا با بدبيني و به ديدة شك و ترديد بنگرد. تا زماني كه پس از كندوكاوي بايسته، به نتيجه‌اي مطلوب نائل شود. در غير اين صورت، هيچ فرد يا جامعه‌اي از گزند و آسيبهاي فرهنگي و غير فرهنگي در امان نخواهد ماند.

از سويي، در همة دوره‌ها و بسترهاي زماني، حاملان عقايد و آراء و فرهنگهاي گوناگون، از هر صنف و گروهي، همواره در صدد پياده ساختن فرهنگ مورد نظر خويش، و رواج آن در جوامع بشري بوده‌اند. و براي تغيير فرهنگي از فرهنگهاي رايج يك جامعه، با ارائه يك تز و الگو و طرح و تبليغ آن، پس از مدّتي فرهنگ سابق و ديرين اين جوامع را استحاله نموده، و فرهنگ مورد نظر خويش را به‌طوري حاكم كرده‌اند كه اثري از فرهنگ پيشين، باقي نمانده است.

اگر اين عمل را نبرد فرهنگها بناميم، در اين نبرد، فرهنگ‌سازاني پيروز شده‌اند كه توانسته‌اند شاخه و يا شاخه‌هايي را درون يك جامعه، ايجاد كنند، و يا قشري از اقشار يك جامعه را به نحوي از انحاء، در اختيار خود گرفته و با خود همراه كنند. و كساني در اين جنگ شكست خورده‌اند كه با سادگي و ساده‌نگري و بي‌دقّتي، به هر حامل فرهنگي و حامل هر فرهنگي اعتماد كرده، و با خوشبيني و حمل بر صحّت، و بدون تأمّل و دقّت، به راحتي رنگ خود را باخته و رنگ ديگري گرفته‌اند.

با كمال تأسّف جوامع اسلامي نيز از اين روند، مستثني نبوده و دستخوش اين آفت و گزند، قرار گرفته‌اند. بلكه در نبرد فرهنگها، جزء اهداف اصلي فرهنگ‌سازان و حاملان فرهنگها بوده و هستند و خواهند بود.

بديهي است كه در دو جبهة متخاصم فرهنگي، نبرد متقابل و رو در روي، معمولاً يا كارساز نيست، و يا براي پيروزي، زمان زيادي را مي‌طلبد. بنا بر اين، براي فرهنگ‌سازي در جوامع اسلامي، كارگردانان و سردمداران اين جنگ ديرين، در درون اين جوامع، ريشه‌هاي فراواني دوانده، و شاخه‌هاي فراواني رانده، و گروهها و اقشار مختلفي را ايجاد نموده و يا در اختيار خويش گرفته و با خود همراه ساخته و به خدمت گماشته‌اند.

عناويني كه فرقه‌ها و گروههاي مختلف، با رنگ و لعاب اسلامي به يدك مي‌كشند، كم نيست! و شُعَب و فِرَقي كه در پي القاء و رواج فرهنگهاي مختلف در جوامع اسلامي تحت عناويني ظاهرفريب ساخته شده‌اند، فزون‌تر از آن است كه بتوان به سادگي برشمرد.

هر يك از اين فرقه‌ها و گروهها، براي فرهنگ‌سازي، اصولي دارند، و براي اجراي هر اصلي مرامنامه‌اي را تدارك ديده‌اند. و ذيل هر مرامي، گروهي قد علم كرده و به سينه مي‌زنند. و هر گروهي به روايت و آيه‌اي و يا سخن مرشدي تمسّك جسته است.

آنان براي اينكه بتوانند باوري را در جامعة ديني رواج داده و به عنوان يك قانون ديني درآورند، چندان ضرورتي در نقل سند و حتّي گويندة آن نمي‌بينند. بلكه آن‌را به عنوان يك سخن زيبا و عارفانه و عالمانه و... در جامعه مطرح و شايع مي‌كنند. مدّتي در بين دانشمندان و صاحب‌نظران و مبارزان و سياستمداران، ردّ و بدل مي‌شود، و پس از گذشت زماني نه چندان طولاني، توسّط ديگران با برچسب روايت، مطرح شده و جامعه با چشم روايت به آن مي‌نگرد. سخنان زيادي كه امروز با پيشوند قال رسول الله و قال الصّادق و... در جامعة اسلامي ما قطعيّت يافته است و حتّي بزرگان مارا مغلوب خود ساخته، ديروز اين پيشوند را نداشت و بدون پيشوند مطرح مي‌شد. رفته‌رفته به بحث و تفسير گذاشته شد، و ظاهر زيباي آن و تبليغات فراواني كه بنيانگذارانش براي آن اعمال مي‌كردند، و سياستي كه بر ضرورت نشر آن حكمفرما بود، باعث شد كه به چنين پيشوندي آراسته گردد. كه اگر چنين نمي‌شد، رسوخش در جامعة ديني بسي دشوار بلكه غير ممكن بود. و چه اسفبار است آنگاه كه اين جملات و عبارتها، كه تراوشات ذهن مرشد و سيّاس و حاملان فرهنگهاي مختلف است، با چهرة روايت رخ بنمايد و يا عنوان حديث قدسي و يا كلام وحي به خود گرفته، و آنچنان در جامعة ديني و علمي و حتّي حوزوي رواج يابد و رسوخ كند، كه توسّط علما و بزرگان نيز به عنوان روايت و حديث، مورد استناد قرار گيرد، و شرحها بر آن نوشته شود!

در چنين شرايطي، خوشبيني و اعتماد و حمل بر صحّت، ديگر جايي براي طرح ندارد. زيرا اشتباهات نيكان و خوبان، دروغها و حيله‌هاي مغرضان و حيله پردازان، دسيسه‌هاي دسيسه‌بازان، و سياست سيّاسان، و همچنين تخريبهايي كه در اثر خوشبيني و اعتماد، در اعتقادات و باورها رخ داده، جايي براي اعتماد و حمل بر صحّت باقي نمي‌گذارد. نه تنها جايي باقي نمي‌گذارد، بلكه اصل اعتماد را، به آفتي در روند حقيقت‌يابي تبديل مي‌نمايد! و با رعايت چنين اصلي، رسيدن به حقيقت، بسيار بعيد، و در برخي اوقات غير ممكن مي‌باشد.

اگرچه اشتباهات و يا دسيسه‌ها و غرض‌ورزيها، مسألة تازه‌اي نبوده و از ديرباز تاكنون، همواره رواج داشته است. امّا هر برهه‌اي از زمان، در محدوده‌اي خاص و در بين افراد و گروههايي خاص وجود داشته. تا امروز كه تقريبا در تمام زمينه‌ها و در بين همة اقشار ديني و علمي رسوخ نموده و رواج يافته است. و آحاد جوامع ديني، از كجا مي‌توانند دريابند كه مجامع علمي و ديني ما دستخوش اين دسيسه‌ها و اشتباهات، قرار نگرفته‌اند؟ به نظر نمي‌رسد كه با حمل بر صحّت، و اعتماد و خوشبيني بتوان به چنين يقيني دست يافت.

آنچه در اين گفتار، منظور نظر است، اشاره به همين موضوع، و بررسي اجمالي و كوتاهي از برخي سخنان و گفتارهاي مشهوري است كه بعضي از آنها تحت عنوان روايت و حديث، آن‌چنان مورد تبليغ و دقّت نظر و تأكيد قرار گرفته‌اند، كه كمتر كسي در حديث بودن آنها شك مي‌كند! حتّي برخي از اين سخنان، تحت عنوان حديث قدسي شهرت يافته‌اند. در حالي‌كه هيچ منشأ روايي و هيچ سند معتبر و يا غير معتبري ندارند! برخي از اين گفتارها، منشأ اعتقادات فراواني شده‌اند و افراد زيادي را به گمراهي كشانده‌اند، در حالي كه هيچ نسبتي به معصومين عليهم السّلام ندارند! و شايد بر اساس اين سخنان، تحت عنوان حديث و روايت، فتواهايي هم صادر شده و حتّي خونهايي هم ريخته شده باشد. در حالي كه خدا و پيامبر و پيشوايان معصوم عليهم السّلام، از اين‌گونه گفتارها بري مي‌باشند. اين‌چنين گفتارها كم نيستند. ولي در اين مجموعة ناقص، فقط به چند مورد از آنها اشاره مي‌شود. اميد است اين اشارة كوتاه، خردمندان را كفايت كند، و عزيزان كاربر، اين پرچم را برافراشته نگه داشته، و خود، اين روند را ادامه دهند و به ساير سخنان مشهوري كه به جامعه تحميل شده، به ديدة دقت نگريسته و مورد سنجش و پژوهش قرار دهند تا اين كار نيمه‌كاره به جايي مطلوب ختم شود. انشاءالله.

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره. و من يعمل مثقال ذرّة شرا يره

 

پيروز باشيد

 

ادامة مطلب
 

 

     




بازديد : 134 بار