.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 559504
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
سخن پنجم: یک اعتراف






سخن پنجم: یک اعتراف

 

حادثه‌ی غدیر، حادثه‌ای نیست که بتوان آن را به کلّی کتمان کرد. و دشمن چاره‌ای جز اعتراف به آن ندارد. تا کنون تعداد زیادی از سرشناسان سقیفه‌گرا به این حادثه و حتّی به برخی از جزئیات آن اعتراف کرده‌اند. اما خمیرمایه‌ی وجودی آنان، اجازه تسلیم در مقابل امیر المؤمنین علی علیه السلام را نمی‌دهد. پس ناگزیر، اقدام به تأویل و توجیه و تفسیرهای غیر منطقی و نابخردانه کرده‌اند تا شاید در مقابل تابش نور درخشان خورشید ولایت اهل بیت عصمت و طهارت، راه فراری بیابند.

امّا برخی از بزرگان و منصفان سقیفه‌گرا، که اهل منطق و عمل بوده و هستند، با دیدن انوار آشکار خورشید غدیر، خود را به دریای بیکران غدیری سپرده، و به ولایت امیر غدیر، دل سپرده‌اند. از جمله‌ی این بزرگان، شيخ محمّد سعيد دحدوح از علماي بزرگ و منصف حلب است. وی در نامه‌ای به علامه‌ی امینی رحمة الله علیه، چنین مي‌نويسد:

«... پس الغدير مسائلي را اثبات كرد، اوهامي را زدود، حقايقي را استقرار بخشيد و مطالبي را كه بر ما مجهول بود معلوم ساخت؛ و اقوالي را كه قرن‌ها به آن‌ها عقيده پيدا كرده بوديم و بر وفق آن‌ها عمل مي‌كرديم و مي‌گفتيم: ما نمي‌دانيم اصل آن‌ها چه بوده است، و هيچ لحظه به بنياد و ريشه‌ي آن‌ها فكر نمي‌كرديم، همه را باطل كرد. لازم بود اين حادثه ـ يعني تأليف الغدير ـ رخ دهد و ما را با حقايقي آشنا سازد، تا از نو پايه‌هاي افكار و عقايد خود را بر مباني آن استوار سازيم و از اصل ماجرا و آن‌چه اتّفاق افتاده آگاه گرديم. اين‌ها مطالبي است كه هر جوينده‌ي حقيقت بايد بداند و بفهمد، نه براي اين‌كه آتش اختلاف را دامن زند، يا گور كينه‌ي ديرينه‌اي را بشكافد، بلكه براي اين‌كه مردمان بدانند كه حق چيست؟ شيعيان عليّ مرتضي چه كساني هستند؟ و اين محبّتي كه به خاندان نبوي دارند از كجا آمده است؟ سرچشمه‌ي اين احساسات كجاست، و تهمت‌ها و گفته‌هاي باطلي را كه به آنان نسبت داده‌اند كدام است... اين غدير همان غدير نخستين است. با آبي تازه، گوارا، پاكيزه‌تر از قطره‌هاي باران...

براستي اگر پيشينيان بر گِرد آن حصاري نكشيده بودند، و در طول اعصار راهش را نبسته بودند، اكنون فَيَضان آن سرتاسر گيتي را گرفته بود؛ و همه‌ي خلق‌ها و امّت‌ها را سيراب ساخته بود. امّا تقدير هرچه بود گذشت، و گذشتگان گذشتند. و ما مردم اين روزگار اگر بنا باشد كساني را سرزنش كنيم، اخلاف احقّ و اولايند به سرزنش تا اسلاف. و گناه مورّخان معاصر اهل سنّت، بيشتر و بزرگ‌تر است از گناه مورّخان پيشين.

ما از استادان خود كه اهل تحقيق و تأليف بودند مي‌شنيديم ـ اگر نمي‌دانستند و چنين مي‌گفتند خدا از گناهشان درگذرد ـ كه واقعه‌ي روز غدير، افسانه‌اي است كه شيعيان ساخته، و پادشاهان شيعي مذهب به‌خاطر مقاصد سياسي خود آن را تأييد كرده‌اند. آن اوقات، آن‌چه ما و ايشان از حقيقت اين واقعه‌ي تاريخي مي‌دانستيم از اين تجاوز نمي‌كرد. امّا اكنون و پس از خواندن پاره‌اي از فصول و ابواب و صفحات كتاب الغدير، خود را در برابر دريايي بي‌كران و دمان مي‌يابيم ـ نه آبگيري روان ـ دريايي پر از مرواريد و مرجان، و ديگر گوهرهاي رخشان. آري در اين دريا، به‌جاي آن نفايس مادّي، دليل‌هاي راهنماينده، و برهان‌هاي روشن و صريح، و دانش‌هاي بسيار است. آن‌قدر كه مرا توان شماره كردن آن‌ها نيست.

اين همه مطالب كه در الغدير آمده، خود حاكي از اين است كه چگونه آدميان را توان آن نيست كه ماه شب چهارده را با گِل بيندايند؛ و پرتو حقيقت را از ديدگان بپوشانند. كه هرگاه قصد چنين كاري داشته باشند، يكي از شيعيان عليّ مرتضي علیه السلام از لذايذ و تجمّلات زندگي روي برمي‌تابد؛ و به ياري حقيقت برمي‌خيزد؛ و تا آن‌جا كه توانايي دارد راه صواب مي‌گشايد؛ و مردم سرگردان را راه مي‌برد؛ و گمراهان را ارشاد مي‌كند. حقيقتاً چنان پيشواياني را چنين پيرواني بايد. شما از زمره‌ي آن مردانيد كه پيماني را كه با خدا بستند، با راستي به‌سر آوردند و پاس داشتند...

در هر حال، من خويشتن را به امواج كوهين «الغدير» زدم، در اعماق آن فرو رفتم، و در دل اين دريا شنا كردم، تا آن‌جا كه در برابر خود، پهنه‌ي تاريخ، فيلم‌هاي روزگاران گذشته، خامه‌هاي نويسندگان، اوراق و فصول كتاب‌ها و سرود طنين افكن شاعران را يكباره ديدم؛ و بوي خوش حديث پيامبر را شنيدم؛ و از اين همه دريافتم كه «واقعه‌ي غدير» چيزي نيست كه گروهي آن را در ذهن خود خلق كرده باشند؛ و دانستم كه ممكن است مردم چيزي بگويند كه درباره‌ي آن هيچ اطّلاعي ندارند. چرا مردم ندانسته درباره‌ي چيزي سخن مي‌گويند؟ براي ماجراجويي، يا مجيزگويي به حكّام ستمگر، يا به‌خاطر ترس از اظهار حقيقت...[1]».

مانند این استاد بزرگ، کم نیستند کسانی که با زدوده شدن پرده‌های اوهام سقیفه‌گرایان بر غدیر، دل به این دریای بیکران سپرده و مسیر حق را در رشحه‌ی ولایت صاحب غدیر پیمودند.

 

[1] - الغدیر، ج2، مقدمه، ص2.










© کپی رایت توسط : عندلیب آنلاین (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 9 اسفند ماه ، 1393 (1950 مشاهده)

[ بازگشت ]