.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545337
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
سقیفه , تبلور وحدت یا تفرقه 11-1 - متن نامة اميرالمؤمنين عليه السلام
 
  
 

 

سرآغاز

1- نسبت امام معصوم با دين خدا

2- سقيفه، تبلور وحدت يا تفرقه

     
اميرالمؤمنين عليه‌السلام در حادثةسقيفه

3- علي عليه‌السلام در حكومت بانيان بلواي سقيفه

بررسي روايات دستاويز مدعيان وحدت:

* روايت اول

* روايت دوم

* روايت سوم

      نابودي اسلام، خواستة غاصبان

* روايت چهارم

* روايت پنجم

دستاويز مدعيان تأييد حكومت ابوبكر توسط اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام:

* روايت اول

* روايت دوم و سوم

* روايت چهارم

دربارة نامة اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام

متن نامة اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام:

      1 - واژة شيعه و مفهوم آن

     
2 - وضع عرب پيش از اسلام

      3 - ويژگي قريش

      4 - درگذشت پيامبر و رفتار مردم با ثقلين

      5 - انصار و قريش در سقيفه

      6 - خودداري از بيعت با ابوبكر

      7 - نابودي اسلام در كشتن امام عليه‌السلام توسط منافقان

      8 - موضع‌گيري‌ها در برابر ابوبكر

      9 - حجت بر ابوبكر تمام بود

      10 - عمر، و واگذاري حكومت

      11 - شوراي منتخب عمر، عليه اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      12 - سوگواري جنيان بر اسلام

      13 - غربت امام در خيل هم‌پيمانان

      14 - خار در چشم و استخوان در گلو

      15 - موضع امام در جريان قتل عثمان

      16 - بيعت با امام پس از قتل عثمان

      17 - طلحه، زبير و عايشه سركردة شورشيان

      18 - خارج نمودن همسر پيامبر گناهي بس بزرگ

      19 - كشتار شيعيان اميرالمؤمنين در بصره، به دست طلحه و زبير و عايشه

      20 - قتل عثمان، بهانة طلحه و زبير و عايشه

      21 - نامة عايشه به اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      22 - موضع‌گيري معاويه در مقابل اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      23 - جنگ صفين و ماجراي حكميت

      24 - ظهور خوارج و سستي سپاه عراق

      25 -توبيخ و سرزنش سپاه عراق

      26 - سپاه شام در كلام اميرالمؤمنين عليه‌السلام

      27 - برانگيختن سپاه، براي جنگ با معاويه
 

 

 

 متن نامة اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام 

 

 1ـ واژة شيعه و مفهوم آن:

 

«بسم الله الرّحمن الرّحيم.


مِن عَبداللهِ عَليّ أَمِيرِالمؤمنينَ، إِلى شِيعتِهِ1 مِن المؤمنينَ و المسلمينَ.

فإِنَّ اللهَ يَقولُ: {وَ إنَّ مِن شِيعَتِهِ ﻹبراهيمَ2}. وَ هُوَ اسمٌ شَرَّفَهُ اللهُ تعالىٰ فِي الكتابِ. أَنتمْ شِيعةُ النَّبيِّ محمّدٍ‌ صلي‌الله عليه و آله،كَما أَنَّ محمّداً مِن شِيعَةِ إِبْراهيمُ. اِسمٌ غَيرُ مُختَصٍّ وَ أَمْرٌ غَيرُ مُبْتَدَعٍ. وَ سَلامٌ عَليكُمْ، وَ اللهُ هُوَ السَّلامُ المُؤمِنُ أَوْلِيائَهُ مِنَ العَذابِ المُُْهينِ، الحاكِمُ عَلَيهِم بِعَدلِهِ3».
 

«بسم الله الرّحمن الرّحيم

از بندة خدا، علي، اميرالمؤمنين، به شيعيانش از مؤمنان و تسليم‌شوندگان (به امر پيامبر در باب ولايت اميرالمؤمنين).
همانا خداوند مي‌فرمايد: "از شيعيان او، هرآينه، ابراهيم است". و [شيعه] آن اسمي است كه خداوند متعال آنرا در كتاب خود شرافت بخشيده است. شما شيعة پيامبر خدا حضرت محمّد‌ صلي‌الله عليه و آله هستيد. چنانكه محمّد‌ صلي‌الله عليه و آله از شيعيان ابراهيم است. [شيعه] اسمي است كه ثلمه و خدشه‌اي در آن نيست، و امري است که واژگون نمي‌گردد و فرو نمي‌ريزد.
و سلام بر شما باد، و خداوند سلام است و امان‌بخش دوستانش از عذاب خوار كننده، و حكم كنندة به عدل نسبت به ايشان».


  نكته: امام عليه‌السلام در اين قسمت از نامه، توضيحي دربارة واژة "شيعه" و كاربرد آن در قرآن مي‌فرمايد. و با معرّفي كردن شيعيان به عنوان پيروان رسول‌الله‌ صلي‌الله عليه و آله و معرّفي پيامبرخدا به عنوان شيعة ابراهيم و پيروي كننده از دين و شريعت ابراهيمي، در حقيقت شيعيان را مؤمنان و پيروان دين ابراهيم معرّفي مي‌کند. امام عليه‌السلام قدمت واژة "شيعه" به زمان حضرت ابراهيم عليه‌السلام و ريشه‌دار بودن آن‌را بر اساس آية قرآن گوشزد کرده و آن‌را به جهت ريشه دار بودن، در دين ابراهيمي و اديان گذشته، و ذکر آن در قرآن و کلام خدا، غير قابل ثلمه و خدشه، و ناگسستني مي‌داند.

 

 2 ـ وضع عرب پيش از اسلام:

«بَعَثَ محمّداً صلي‌الله عليه و آله 4 وَ أَنتُم مَعاشِرَ العَرَبِ عَلىٰ شَرِّ حالٍ5. يَغْدُو أَحَدُكُم كَلْبَُهُ وَيَُقتَلُُُ وَلَدُه. و يُغيرُ عَلىٰ غَيرِهِ، فَيَرجعُ وقَد أُغيرَ علَيهِ. تَأْكُلُونَ العِلْهِِز و الْهَبِيدةَ وَ الْمَيتَةَ و الدَّمَ6. مُنيخُونَ علىٰ أَحْجارٍ خَشِنٍ، و أوْثانٍ مُضلَّةٍ. تأكلُونَ الطَّعامَ الجَشِبِ، وتَشرَبونَ الماءَ الآجنِ. تُسافِكونَ دمائَكُم و يَسبی بَعْضُكُم بَعضا7 ».
«محمّد‌ صلي‌الله عليه و آله را به پيامبري برانگيخت، در حالي‌که شما مردم عرب، بدترين وضعيّت را داشتيد. [زيرا] از شما کسي بود كه صبح هنگام، سگش زنده بود، ولي فرزندش کشته شده بود. و ديگران را غارت مي‌كرد، امّا وقتي برمي‌گشت خودش نيز غارت شده بود. کباب آميختة پشم و خون، و گوشت مردار و خون و دانه‌هاي تلخ را مي‌خورديد. در برابر سنگهاي خشن، و بتهاي گمراه كننده، كرنش مي‌كرديد. غذاي سخت مي‌خورديد و گنداب مي‌نوشيديد. خون ديگران را مي‌ريختيد و يكديگر را به اسارت مي‌گرفتيد».
 

نكته: در اين فراز از نامه، اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام وضعيّت مردم در زمان بعثت پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله را ترسيم مي‌کند. و تصويري از بدترين شرايط اجتماعي آن زمان را ارائه مي‌دهد. زمانه‌ای كه درك عمومي مردم جزيرة العرب و رويكرد آنان به فضائل انساني و آمادگي آنها در پذيرش دعوت نبوي، در پايين‌ترين سطح خود قرار داشت. با اين واقعيّت ملموس، ادّعاي كساني كه مي‌گويند: پيامبران‌ و جانشينان الهي از جملة امام زمان عليه‌السلام، در بلوغ جامعة بشري، و آمادگي مردم براي پذيرش دعوت آسماني برانگيخته مي‌شوند، باطل مي‌‌گردد.

  3 ـ ويژگي قريش:

«و قدْ خصَّ اللهُ قُرَيشاً بثلاثِ آياتٍ وَعمَّ العَرَبَ بآيةٍ. فأَمَّا الآياتُ اللَّواتي في  قُريشٍ، فَهُو قُولُهُ تعالىَ: {وَ اذْكُرُوا إذْ أَنتُم قليلٌ مُستَضعفُونَ فِي الأَرضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُم النَّاسُ فَآوَاكُم وَ أَيَّدَكُم بِنَصرِهِ وَ رَزَقَكُم مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُم تَشْكُرُونَ8}. و الثانِيَةُ: {وَعَدَ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ و عَمِلُوا الصّالحِاتِ لِيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرضِ كمَا اسْتَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِمْ ولِيُمَكِّنَنَّ لَهُم دِينَهُم الَّذِي ارْتَضى لَهُم ولَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِم أَمْناً يَعْبُدُونَنِي و لا‌يُشْرِكُونَ بي شيئاً و مَن كَفَر بَعدَ ذلَِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ9}. وَ الثَّالِثةُ: قَوْلُ قَرَيشٍ لِنبيِّ اللهِ تَعالىَ حِينَ دَعاهُم إلى الاِسلامِ و الهِجرةِ فَقالُوا: {إنْ نَتَّبَعِ الهُدىٰ مَعكَ نَتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا10}. فَقَالَ اللهُ تَعالىَ: {أَ وَ لمَ نمُكِّن لهَم حَرَماً آمناً يجُبىٰ إليهِ ثمراتُ كُلِّ شئٍ رِزْقاً مِن لَّدُنَّا ولكِنَّ أَكثَرَهُمْ لا يَعلَمُونَ11}.
و أَمَّا الايةُ الَّتي عمَّ بهَا العربَ فهُوَ قَولُه تَعالىَ: {وَاذْكُرُوا نِعمةَ اللهِ عَلَيكُم إِذْ كُنْتُمْ أَعداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُم فَأَصْبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخْوَاناً و كُنتُم عَلى شَفَا حُفرَةٍ مِنَ النَّارِ فأَنْقَذَكُم مِنْهَا كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللهُ لَكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تهَتَدُونَ12}. فَيالها مِن نِعْمَةٍ مَا أَعظَمَها إنْ لمَ تَخْرُجُوا مِنْهَا إلى غَيْرِها وَ يا لهَا مِن مُصيبةٍ ما أعْظَمها إنْ لمَ تُؤْمِنُوا بهَا وتَرْغَبُوا عَنهَا».
«و خداوند قريش را به سه آيه، و همة اعرب را به يك آيه اختصاص داد. آن آياتي كه دربارة قريش است، گفتار خداوند متعال است که مي‌فرمايد: "و به يادآوريد هنگامي كه اندك بوديد، و در زمين ناتوان شمرده مي‌شديد، و از اينكه مردم شما را بربايند مي‌ترسيديد. [خداوند] شما را پناه داد و با ياري خود شما را پشتيباني كرد، و از پاكيزه‌ها روزيتان گردانيد. باشد كه شكرگزاري كنيد". و آية دوّم اينکه: "خداوند به كساني از شما13 که ايمان آورده و كارهاي نيكو بجاي آورند وعده كرده كه در زمين، خلافت دهد، چنانكه پيش از ايشان، کساني را خلافت بخشيد، و دين پسنديدة ايشان را مورد تمكين [مردم] قرار دهد، و ترسشان را به  امنيّت تبديل كند تا مرا بپرستند و براي من شريكي قرار ندهند. و آنان كه پس از اين كافر شوند فاسقند". و سوّمين آيه متعلّق به زماني است كه وقتي پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله قريش را به اسلام و هجرت فراخواند، قريش به آن حضرت گفتند: "اگر از هدايت تو پيروي كرده و همراهي‌ات كنيم، از سرزمينمان ربوده مي‌شويم". پس خداوند متعال در پاسخ آنان فرمود: "آيا ما [مكّه را] حرم امني برايشان قرار نداديم که ميوة هر چيزي را كه از سوي خود روزيشان كرديم از هر سو به اين مکان مي‌آورند؟ ولي بيشتر آنها نمي‌دانند".
و امّا آيه‌ای كه مخاطب آن، عموم اعراب هستند، فرمايش خداي متعال است که مي‌فرمايد: "و نعمت خدا را بر خود يادآور شويد آنگاه كه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان شما يكدلي برقرار ساخت، پس به نعمت او خود را برادر يافتيد. و بر پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهايي بخشيد. و اينگونه خداوند آياتش را براي شما بيان مي‌كند شايد كه هدايت شويد".
پس اين نعمت، عجب نعمتي است! چه نعمت بزرگي است! [البته] اگر از آن خارج نمي‌شديد و به سوي غير آن نمي‌رفتيد. و چه مصيبت بزرگي است، اگر به آن ايمان نياوريد و از آن روي گردان باشيد! ».
 

نكته: اميرالمؤمنين‌ عليه‌السلام پس از يادآوري وضعيّت مردم در پيش از اسلام، آياتي از قرآن را يادآور شده كه اشاره‌ای به همان اوضاع و احوال قريش و مردم عرب دارد؛ و نعمت بعثت رسول‌الله و حقّ عظيم پيامبرخدا و عترتش‌ عليهم‌السلام را بر آنان بصورت ضمني متذكّر مي‌شود.
و سپس آيه‌اي را يادآور مي‌شود که خطاب به تمام اعراب است. پيش از اين آيه، آية "‌وَاعتَصِموا بِحَبل الله جَميعاً و لاتَفَرّقوا" مي‌باشد. پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله در خطبة غدير نيز، اين دو آيه را در ضمن اين فرمايشات تلاوت فرمود: «اي گروه مهاجر و انصار، و اي جن و انسي که در اين روز و اين ساعت حضور داريد، بايد حاضرانتان به غايبانتان برسانند که: همانا من کتاب خدا را در ميان شما باقي مي‌گذارم... و بزرگترين نشان را در ميان شما بر جاي نهادم، نشانة دين را، و نور و فروغ هدايت را. و او عليّ‌بن ابي‌طالب است. بدانيد که او "حبل‌الله" است. "پس همگي به "حبل‌الله" چنگ زنيد و متفرّق نشويد. و نعمت خدا بر خود را به‌يادآوريد، آنگاه كه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان شما يكدلي برقرار ساخت، پس به نعمت او خود را برادر يافتيد. و بر پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهايي بخشيد. و اينگونه خداوند آياتش را براي شما بيان مي‌كند شايد كه هدايت شويد». تلاوت اين دو آيه پس از آن فرمايشات، حاکي از آن است که اعتصام به حبل‌الله المتين، يعني به اميرالمؤمنين عليه‌السلام باقي ماندن در همان نعمت يکدلي است که در آيه، به يادآوري آن توصيه شده است. به همين دليل، پس از اين‌که اين دو آيه را پشت سر هم خواند، فرمود: «اي مردم، اين علي‌است. هرکس او را دوست بدارد و او را امروز و پس از اين روز، صاحب اختيار خودش بداند، به عهدي که با خدا بسته، وفا نموده است. و هرکس امروز و پس از اين روز، با او دشمني و کينه‌توزي کند، در روز قيامت، در حالتي محشور مي‌شود که کر و کور است و نزد خداوند، هيچ برهان و حجّتي ندارد...».
اميرالمؤمنين عليه‌السلام نيز مانند پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله همين آيه را در نامه يادآوري کرده، و نعمتي که خداوند نسبت به "يادداشتن" آن توصيه کرده را مجدّدا يادآوري مي‌کند و مي‌فرمايد: «اين نعمت، عجب نعمتي است! چه نعمت بزرگي است! [البته] اگر از آن خارج نمي‌شديد و به سوي غير آن نمي‌رفتيد. و چه مصيبت بزرگي است، اگر به آن ايمان نياوريد و [همچنان] از آن روي گردان باشيد! ». و بديهي است که باقي ماندن به ولايت حبل‌الله المتين، اميرالمؤمنين عليه‌السلام ، باقي ماندن بر همان نعمتي است که در بيان پيامبر و علي، و در آية مذکور، به آن توصيه شده است. و خروج از ولايت حبل‌الله المتين، اميرالمؤمنين عليه‌السلام و روي آوردن به غير او، همان مصيبتي‌است که در نامة اميرالمؤمنين عليه‌السلام به آن اشاره شده است.

 

 4 ـ درگذشت پيامبر و رفتار مردم با ثقلين:

«فَمضيٰ نبيُّ اللهِ وقدْ بلّغَ ما أُرسِلَ بهِ14. فَيالهَا مِن مصيبةٍ خَصَّتِ الاقْرَبينَ وعَمَّتِ المُؤمنينَ. لَم‌تُصابُوا بمِثلها و لنْ تُعايَنُوا بعدَها مِثْلَها. فَمَضَى لِسَبيلهِ وَ تَركَ كِتابَ اللهِ و أَهْلَ بَيتهِ إِمامَينِ لايخَتلفانِ و أَخوَينِ لايَتَخاذَلانِ ومجُتمعَينِ لايَتفَرِّقانِ.
ولَقد قَبَضَ اللهُ محمّداً نبيَّهُ وَ لأَنا أَوْلَى النّاس بِه منِّي بِقَميصِي هَذا15. ومَا أُلقيَ فِي رُوعِي ولا عُرِضَ في رأيِی، أنْ وَجَّهَ الناسُ إلى غَيرِي16».
«پيامبر‌خدا‌ صلي‌الله عليه و آله از ميان ما رخت بربست، در حاليكه هرآنچه علّت ارسال او به پيامبري بود را، تبليغ کرد. [رحلت ‌آن حضرت] عجب مصيبت بزرگي بود! مصيبتي که مخصوصاً بر خويشاوندان، و به‌طور کلّي بر مؤمنان، وارد آمد. مصيبتي كه پيش از آن مبتلا نشديد، و هرگز مانند آنرا نخواهيد ديد. پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله در حالي درگذشت كه كتاب خدا و اهل بيتش را به عنوان دو پيشوا، در ميان امّتش باقي گذاشت. دو پيشوايي كه با هم اختلاف ندارند، و دو برادري كه يکديگر را رها نمي‌کنند، و دو همراهي كه از هم جدا نمي‌شوند.
و خداوند، محمّد، پيامبرش را در حالي قبض روح فرمود كه من سزاوارترين مردم نسبت به او بودم حتّي از اين پيراهنم نسبت به خودم، به او سزاوارتر بودم. و [با توجّه به سفارشات پيامبر و بيعت و تبريک همگان] در باور و نظر من نمي‌گنجيد که مردم [در برابر خدا و پيامبر، گردنكشي كرده وعصيان كنند و] به سوي غير من روي آورند».
 

نكته: شکي نيست که اميرالمؤمنين عليه‌السلام از بي‌وفايي و پيمان شکني و نقض بيعت مردم، کاملاً آگاه بوده و چيزي براي او مبهم نبود. و از ظلمهايي که پس از رحلت پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله بر آن حضرت و اهل بيت نبوّت روا داشته شد نيز کاملاً آگاهي داشت. علاوه بر آن‌که به مقتضاي علم امامت، خودش داراي اين علم بود، پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله نيز به او گوشزد کرده و براي حفظ جانش، به او توصيه‌هايي نموده بود، که روايات مربوط به آن، از نظر شما گذشت. ولي ارتداد و نقض بيعت مردم، به حدّي غير عادي بود که اميرالمؤمنين عليه‌السلام آن را به عنوان يک حادثة باورنکردني تلقّي مي‌کند. زيرا، با آن‌همه تأکيد که پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله بارها و بارها نسبت به امر خلافت اميرالمؤمنين عليه‌السلام داشت، که قطعاً با توجّه به خفقان بني‌اميّه و بني‌عباس، در منع نقل روايات مربوط به اين موضوع، و سوزاندن آن روايات، آنچه در اين باب از دستبرد آنان مصون مانده و به دست ما رسيده، قطره‌اي از درياست، و با توجّه به آياتي که در اين باب بر پيامبر نازل شد و پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله براي مردم تفسير و تشريح نمود، و با آن بيعتي که در غدير خم، پس از سخنان طولاني پيامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله انجام شد و چندين ساعت به طول انجاميد، و با آن تبريکاتي که از سوي صحابه و غير صحابه به اميرالمؤمنين  عليه‌السلام گفته شد، جايي براي شکستن بيعت و بي‌وفايي و از علي بريدن و به سراغ ابوبکر رفتن، باقي نمانده بود. مخصوصاً اينکه گروههايي از صحابه، نسبت به اميرالمؤمنين، دوستي و محبّت ويژه داشتند. اين ارتداد، گرچه براي علي عليه‌السلام غير منتظره نبود، و همواره انتظار چنين امر دور از انتظاري را مي‌کشيد، ولي چون اين چرخش، چرخشي غير عادي بود، و شأن مردم آن زمان، با آن همة اتمام حجّتهايي که در حقّ آنان شده بود، اقتضاي چنين ارتدادي را نداشت، اميرالمؤمنين عليه‌السلام آن را يک امر باورنکردني تلقّي مي‌کند.

 5 ـ انصار و قريش در سقيفه:

«فَلَمّا أُبطِأَ عَنِّي بِالوِلايَةِ لهِمَمِهِمْ وَ تَثبِيطُ الأَنْصارِ و هُم أَنصارُ اللهِ وكتيبةُ الاِسلامِ قَالُوا: مَا إِذَا لمَ تُسَلِّموهَا لِعليٍ فَصاحِبُنا أَحَقُّ لهَا مِن غَيرهِ، فَواللهِ مَا ‌أدرِي إلى مَن أَشكُو إمّا أنْ يكُونَ الانْصارُ ظُلِمَتْ حقُّها، و إمّا أنْ يكُونُوا ظلمُونِي حقِّي، بلْ حَقِّي المأخُوذُ وأَنَا المَظلُومُ.
فَقالَ قائلُ قُريشٍ: إنَّ نَبيَّ اللهِ صلي‌الله عليه و آله قالَ: الاَئمّةُ مِن قُريشٍ، فَدَفَعُوا الانصارَ عَن دَعْوَتها وَمَنَعوني حَقِّي مِنْها، فَأَتاني رَهْطٌ يَعرضُونَ عَليَّ النَّصرَ، مِنهُم ابنا سَعيدٍ و المقدادُ بنُ الأسوَدِ و أبُوذرُ الغفارِيّ و عمّارُ بنُ ياسِرَ و سلمانُ الفارسِي و الزُبيرُ بنُ العَوامْ وَ البُراءُ بنُ عازبٍ، فقلتُ لهُم: إنَّ عِندِي مِن نَبِيّ اللهِ‌ صلي‌الله عليه و آله    إليَّ وَصِيةً لَسْتُ أُخالِفُهُ عَمّا أَمَرنيِ به، فَوَاللهِ لَوْ خَرَّمُونِي بِأَنفِي لأَقْرَرتُ لِلّهِ تَعَالىَ سمَعاً وطاعةً17».
«هنگامي كه [از سوي مهاجرين] به‌خاطر نيّتهايشان [در ربودن حکومت از بني‌هاشم و سپردن آن به ابوبکر و...] در حكومت من، تأخير پيش آمد، و انصار نيز با آنکه ياوران دين خدا و از سپاه اسلام بودند، حکومت را از من باز داشتند، [انصار] گفتند: اگر شما حكومت را به علي نمي‌سپاريد، پس اين [سعد‌بن عباده] كه همراه [و بزرگ] ماست به آن سزاوارتر است تا ديگران. به‌خدا سوگند؛ نميدانم به چه كسي شكايت كنم که آيا حقّ انصار بود که [توسّط مهاجران] به زور گرفته شد، يا [مهاجران] حقّ مرا با ستم گرفتند؟ بلکه اين حقّ من بود که گرفته شد، و منم آن کسي که مورد ظلم و ستم قرار گرفت.
سخنگوي قريش [در سقيفه، به دروغ] گفت: پيامبرخدا‌ صلي‌الله عليه و آله فرموده است: "پيشوايان از قريش هستند". و با اين سخن، انصار را از ادّعايشان [که گرفتن حکومت بود] عقب راندند، و مرا نيز از حقّ حکومتي [كه از سوي خدا توسّط پيامبرش به من واگذار شده بود] بازداشتند. پس از آن، گروه اندكي نزد من آمدند آمادگي خودشان را براي ياري من، اعلام کردند. اين گروه عبارت بودند از: دو پسر سعيد18 ، مقداد‌بن اسود، أبوذر غفاري، عمّار‌بن ياسر، سلمان فارسيّ ، زبير‌بن عوام و براء‌بن عازب. به ايشان گفتم: از سوي پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله به من وصيّت و سفارشي شده، و من هرگز از آن دستوري که داده، سر‌پيچي نخواهم کرد. بخدا سوگند، اگر  پرّة بيني مرا بشكافند، باز هم، به امر خدا، در شنيدن دستوراتش و اطاعت بي‌چون و چرا از او، پاي‌بند خواهم بود».

   

 پي‌نوشت:

1ـ "المسترشد" و "الغارات": الي من قرء كتابي.

2ـ ‌قرآن مجيد، سورة صافّات، آية 83 .

3ـ در "الامامة و السّياسة" عبارت : "‌فانّ الله يقول... الحاكم عليهم بعدله"‌ نيامده. و در "الغارات" بجاي  آن عبارت : "السّلام عليكم، فانّي احمد اليكم الله الّذي لا اله الا هو" آمده است.

4ـ "بعث محمّداً..." در "المسترشد"،‌ "الغارات" و "الامامة و السّياسة" با اضافة : "بشيراً و نذيراً للعالمين و أميناً علي التّنزيل و شهيداً علي الأُمة"، آمده است.

5ـ در"المسترشد": "شرّ دين"، و در "الامامة و السّياسة": "علي غير دين و في شرّ دار" آمده است.

6ـ در "المسترشد" و "الغارات" و "الامامة و السّياسة" جملة "يغدو أحدكم... و الميتة و الدّم" نيامده و بجايش در "الغارات" با اين اضافة : " لا يؤمن اكثرهم بالله و هم مشركون" آمده است.

7ـ بجاي عبارت: "يسبي بعضُكم بعضا" در "المسترشد" و "الغارات" عبارت: "تأكلون أموالكم بينكم بالباطل، سبلكم خائفة و الأصنام فيكم منصوبة". و در "الامامة و السّياسة": "تأكلون أموالكم بينكم بالباطل" آمده است؛ "نهج البلاغة"، خطبة 26: "إنّ الله بعث محمّدا صلي‌الله عليه و آله نذيراً للعالمين. و أميناً علی التّنزيل، و أنتم معشر العرب علی شرّ دين و في شرّ دار. متنخون بين حجارة خشن وحيّات صم، تشربون الكدر و تأكلون الجشب و تسفكون دماءكم وتقطعون أرحامكم. الاصنام فيكم منصوبة والآثام بكم معصوبة".

8ـ سورة انفال، آية 26.

9ـ سورة نور، آية 55 .

10ـ سورة قصص، آية 57

11ـ ‌ سورة قصص، آية 57

12ـ سورة آل عمران، آية 103.

13ـ اين آيه، خطاب به قريش است كه در ميان آنان عترت پيامبر‌عليهم‌السلام  از وعدة الهي برخوردارند. و اين حقيقت در احاديث بسياري مورد تأكيد قرار گرفته است.

14ـ اختلاف نقلها به جاي عبارت : "و قد خص الله قريشاً... و قد بلغ ما أرسل به":
الف: "المسترشد": "فمنّ الله عزّ و جلّ عليكم بمحمّد‌صلي‌الله عليه و آله وبعثه إليكم رسولاً، فقال: "هو الّذي بعث في الاميّيّن رسولا منهم يتلو عليهم آياته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتاب و الحكمة وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبين". فكان الرّسول صلي‌الله عليه و آله إليكم من أنفسكم بلسانكم، فعلَّمكم الكتاب والحكمة و الفرائض. و أمركم بصلة أرحامكم، و حصن دمائكم و أداء الامانة إلى اهلها، و نهاكم عن النّجاسة، و أمركم بكلّ خير يدني إلى الجنّة ويباعد من النّار، فلمّا استكمل مدّته من الدّنيا، توفّاه الله حميداً سعيداً مرضيّا علمه(عمله)، مشكورا سعيه."
ب: "الامامة و السّياسة" : "فبعث محمّداً ‌صلي‌الله عليه و آله إليكم بلسانكم، فكنتم أنتم المؤمنين، و كان الرّسول فيكم و منكم، تعرفون وجهه و نسبه، فعلَّمكم الكتاب و الحكمة و السّنة و الفرائض، و أمركم بصلة الارحام، و حقن الدّماء، و إصلاح ذات بينكم، و أن تؤدّوا الامانات إلى أهلها، و أن توفوا بالعقود، و أن تعاطفوا و تبارّوا و تراحموا، نهاكم عن التّظالم و التّحاسد و التّقاذف و  التّباغي، و عن شرب الحرام، و عن بخس المكيال و الميزان، و تقدّم إليكم فيما أنزل عليكم أن لا تزنوا و لا تأكلوا أموال اليتامی ظلماً، فكلّ خير يبعدكم عن النّار قد حضّكم عليه، و كلّ شرّ يبعدكم عن الجنّة قد نهاكم عنه، فلمّا استكمل رسول الله ‌صلي‌الله عليه و آله مدّته من الدّنيا توفّاه الله و هو مشكور سعيه مرضيّ عمله، مغفور له ذنبه، شريف عند الله نزله."
 ج: "الغارات": "فمَنّ الله عليكم بمحمّد ‌صلي‌الله عليه و آله ، فبعثه اليكم رسولا من أنفسكم، و قال  فيما أنزل من كتابه:"هو الّذي بعث في الامّييّن رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين"، و قال: "لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتّم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم"، و قال: "لقد منّ الله علی المؤمنين إذ بعث فيهم رسولا من أنفسهم"، و قال: "ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذوالفضل العظيم." فكان الرّسول اليكم من أنفسكم بلسانكم، و كنتم أوّل المؤمنين تعرفون وجهه و شيعته و عمّارته، فعلَّمكم الكتاب و الحكمة، و الفرائض و السّنة، و أمركم بصلة أرحامكم و حقن دمائكم، و صلاح ذات البين، و أن تؤدّوا الامانات إلى أهلها، و أن توفوا بالعهد، و لاتنقضوا الايمان بعد توكيدها و أمركم أن تعاطفوا و تبارّوا و تباذلوا و تراحموا، و نهاكم عن التّناهب و التّظالم و التّحاسد و التّقاذف و التّباغی، و عن شرب الخمر و بخس المكيال و نقص الميزان، و تقدّم اليكم فيما أنزل عليكم:"ألا تزنوا، و لا تربوا، و لا تأكلوا أموال اليتامی ظلما و أن تؤدّوا الامانات إلى أهلها، و لا تعثوا في الارض مفسدين"، "و لا تعتدوا ان الله لا يحبّ المعتدين"، و كلّ خير يدنى إلى الجنة و يباعد من النّار أمركم به، و كلّ شر يباعد من الجنّة و يدنى من النّار نهاكم عنه. فلمّا استكمل مدّته من الدّنيا توفّاه الله إليه سعيدا حميدا."

15ـ عبارت: "فمضي لسبيله... بقميصي هذا" در "الغارات" و "الامامة و السّياسة" نيست.

16ـ ‌در "الغارات" بجاي عبارت: "‌أن وجّه النّاس الي غيري" : " أن تعدل العرب هذا الأمر بعد محمّد‌صلي‌الله عليه و آله عن أهل بيته و لا أنّهم منحوه عنّي من بعده" آمده است.
"الامامة و السّياسة" و "المسترشد" : "أن العرب تعدل هذا الأمر عنّي."
"نهج البلاغة"، نامة 62 : "فلمّا مضی عليه‌السلام تنازع المسلمون الامر من بعده، فوالله ماكان يلقى في روعي و لا يخطر ببالي أنّ العرب تزعج هذا الامر من بعده‌صلي‌الله عليه و آله عن أهل بيته، و لا أنّهم منحوه عنّي من بعده."

17ـ عبارت: "فلمّا أبطأ عنّي بالولاية... لأقررت لله تعالي سمعا و طاعة" در "الغارات" و "الامامة و السّياسة" نيامده است.

18ـ منظور دو پسر سعيد بن عاص، خالد و ابان مي‌باشند كه تا زمان بيعت حضرت علي عليه السلام از بيعت با غاصبان خودداري كردند.

 

 





بازديد : 5285 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 284
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360445
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 22
اعضا: 0
مجموع: 22

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9