.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545340
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
نقدی بر تفسیر و مفسران 8- هویت قرآن در باور غیر معصومان
 
  

 

سخني با خوانندگان
سرآغاز

بي‌مجوز چرا؟
عصر بازگشت از عترت

آموخته‌هاي من:
الف: دلالت حديث ثقلين
ب: باورم با استعانت از حديث ثقلين
ج: شواهدي بر اين باور
د: هلاكتم در صورت رجوع به قرآن صامت
هـ: نجاتم در صورت رجوع به قرآن ناطق
و: دو مثال براي روشن شدن آموخته‌هايم

علت پژوهش

مسير مجاز در كسب دانش‌هاي الهي :
الف: تأملي در حديث "انا مدينة العلم"
ب: رواياتي در انحصار مسير دانش‌هاي ديني
ج: روايات اختصاصي در انحصار مسير دانش‌هاي قرآني

شماي كلي مباحث آتي

بخش اول:

هويت قرآن در باور غير معصومان

ارائة تعريفي جامع از قرآن (حقيقت قرآن چيست؟)
مصداق حقيقي قرآن در باور من
شاهدي از كلام خدا با بيان معصومين
حقيقت ساير كتب

ضرورت تعريف و ويژگيهاي معرف

تعريف قران را از كجا بايد گرفت؟
1- تعريف قرآن از درون
2- تعريف قرآن از برون

بياني ديگر در ويژگيهاي معرف قرآن
طرح و بررسي برخي ديدگاهها
شناخت و تعريف قران انحصاري‌است
مروري بر آموخته‌ها

* بررسي آرا در تعريف و شناخت قرآن
الف: منبع، مقصد، و هدف از نزول قرآن
كلام خدا و نزولش بر پيامبر اكرم

اصل تخاطب در قرآن
مقتضاي كلام خدا و نزولش بر پيامبر
چكيدة تحليل اين تعريف در چند جمله

معجزه بودن قرآن
اعجاز قرآن در آراي قرآن پژوهان
معجزات اختصاصي و عمومي
ويژگي‌هاي معجزة اختصاصي
شرط اعجاز معجزات
شرط اعجاز قرآن و وجه آن

هدايت و نور
شرط هادي و نور
ابهام هادي و تاريكي نور

شرايط تفسير از ديدگاه مفسران و قرآن پژوهان
علوم و شرايط مفسر
آداب و شرايط تفسير

بررسي ين ديدگاه با طرح چند پرسش
علم قرآن، اعطايي‌است نه اكتسابي
امانت پيامبر نزد صحابه
الف: امانت سپردن قرآن نزد صحابه
دست‌آويز مدعيان
وارثان قرآن در كلام معصومان
ب: مهمترين و ارزنده‌ترين يادگار
جايگاه قرآن و عترت

پناهگاه پناهجويان

منشأ پيدايش اين تفكر

ب: معرفي قرآن از بعد فهم تفسيرآن
سهولت فهم قرآن

دلالت واژه‌هاي قرآن بر آنچه افراد مي‌فهمند

به سخن درآوردن قرآن

ج: معرفي قرآن از بعد جامعيت آن
نشأت عقايد و آرا از قرآن

د: معرفي قرآن از بعد وحدت موضوع در آيات و سور

هـ: معرفي قرآن از بعد فصاحت و بلاغت آن
الف: فصاحت و بلاغت يعني چه؟
ب: معيار در سنجش فصاحت و بلاغت قرآن
ج: آيا قرآن فصيح و بليغ است؟

و: معرفي قرآن از بعد قدرت و كارايي
1 - محوريت قرآن در ارزيابي روايات
رابط بين خدا و خلق كيست؟

عرضه در كجا متصور است؟
تاريخ و نحوة پيدايش عرضة روايت به كتاب

علت پرسش اصحاب از روايات مشكوك چيست؟
امكان و عدم امكان و حد و مرز عرضة روايت به كتاب
خلاصة صور عرضة روايت به كتاب

تنها مصداق صحت عرضه
چه كساني صلاحيت عرضه دارند؟
انگيزه و نتيجة عرضة روايات مشكوك به آموخته‌هاي قرآن

عرضة روايات با وجود سريان زماني قرآن

مروري اجمالي بر مفاد روايات عرضه
آخرين نتيجه از بحث عرضه

2- حكومت قرآن بر احاديث
3- حكومت عقل بر ظاهر قرآن، و برتري قرآن در تعارض با ظاهر شرع
امكان تعارض عقل با قرآن و شرع
الف: عقل

ب: قرآن و شرع
حكومت عقل بر قرآن و شرع در صورت تعارض

ز: معرفي قرآن از بعد تأثير آن در فرهنگ و جامعه

ح: معرفي قرآن از نظر مستشرقين

نتيجة آنچه تا كنون خوانديد

بخش دوم:

نزاع مهتديان در كتاب هدايت!

پيشگفتار

مخاطب خدا و قيم قرآن

يك پرسش
پاسخ

ظواهرقرآن
1- منظور از ظواهر، و شرط حجيّت ظهور
2- منظور از حجت و حجيّت
3- دليل حجيّت ظواهر قرآن
مقام تخاطب و حجيّت ظواهر قرآن
مقدّمة اول: مفهوم ظهور، انتزاعي و نسبي‌است
مقدمة دوم: نقش تخاطب در انعقاد ظهور

نتيجه: لزوم مقام تخاطب در حجيّت ظواهر قرآن

مطلوب خدا و حجيّت ظواهر

در حاشية حجيّت ظواهر قرآن
1- حربة بناي عقلا
2- تفاوت حجيّت پيامبر و امام با حجيّت قرآن

شما هم تجربه كنيد

يك نمونة عملي و كاربردي
چند پرسش
چند نكته پيرامون اين بخش

تفسير سورة حمد

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين

الرحمن الرحيم
مالك يوم الدين
اياك نعبد و اياك نستعين

اهدناالصّراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم
غيرالمغضوب عليهم و لاالضّالّين

آخرين سخن
فرضيّة اتفاق آرا

 

 

 بخـش اول

 هويـّت قـرآن در باور غير معـصومـان

ارائة تعريفي جامع از قرآن

حقيقت قرآن چيست؟

پيش از يافتن تعريفي جامع از قرآن، روشن شدن يك موضوع، بسيار ضروري است. موضوعي كه براي همه و يا بيشتر قرآن‌پژوهان و مفسّران، مبهم مانده است. و براي زدودن ابهامش، جمعي غافل بوده، و گروهي نيز تغافل كرده‌اند. و شايد بيشتر مباحثي كه در باب قرآن و تعريف آن، لاينحل مانده، به دليل وجود همين ابهام باشد.
و آن موضوع، اين است ‌كه: "مصداق قرآن چيست، و حقيقت آن، كدام است؟".
با يافتن مصداق قرآن است كه مي‌توان در پي يافتن تعريف آن بود. در غير اين صورت، يافتن تعريف، امكان‌پذير نيست. زيرا هرگز نمي‌توان چيزي را تعريف كرد كه مصداقش مجهول و يا مشتبه است.
 

مثال:

يكي از تعاريفي كه از قرآن ارائه شده، اين است كه: «قرآن كتابي غير قابل تحريف است». و در اين باره، بين گروهها و فرقه‌هاي مختلف، بحثهاي فراواني درگرفته و همچنان لاينحل مانده است. و براي اثبات چنين مدّعايي، گروهي به آية: «انّا نحنُ نَزّلنَا الذِّكرَ وَ اِنّا لهُ لَحافِظُون1 ـ ما ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم، و ما پاسدار آنيم» و مانند آن، استدلال كرده و مي‌گويند: قرآن پاسدار و نگاهباني چون خدا دارد، و هرگز قابل تحريف و تغيير نيست.
در مقابل اين گروه، گروه ديگري با تكيه بر روايات فراوان در باب تحريف قرآن، و به‌هم ريختگي ترتيب آيات، و بريده بودن مفاهيم آنها از يكديگر، مي‌گويند: قرآن تحريف شده است.
گروه سوّم براي حلّ اين مناقشه، و جمع بين اين دو نظر، مي‌گويند: قرآن تحريف معنوي شده ولي تحريف لفظي نشده است. و نيز مي‌گويند: از قرآن، چيزهايي كم شده، ولي به آن، چيزي افزوده نشده است.
و... .
بي‌ترديد، آنچه سبب اختلاف نظر در تحريف قرآن شده، مشخص نبودن حقيقت قرآن، و بروز اشتباه در مصداق واقعي آن است. صاحب نظران علوم قرآني، هنوز نمي‌دانند دربارة كدام مصداق قرآن بحث مي‌كنند، تا بتوانند به‌درستي بگويند كه آيا آن مصداق، قابل تحريف است يا خير؟
براي اظهار نظر در آراي ذكرشده، نخست بايد بدانيم كه آيا منظور صاحب‌نظران مذكور، از مصداق قرآن، همين نوشته‌هايي است كه بر كاغذ است؟ آيا در باور آنان، همين نوشته‌ها مصداق و حقيقت وحي خدايند؟ يا مصداق قرآن، آن كلماتي است كه ما بر زبان مي‌آوريم؟ يا كلمات و عباراتي‌است كه در سينه داشته و حفظ كرده‌ايم؟
بديهي است كه آنچه در اختيار بشر غير معصوم است، آسماني باشد يا زميني، بر كاغذ باشد يا بر صفحة دل و پهنة زبان، قابل تحريف و تغيير است! بشر مي‌تواند كلمه يا آيه‌اي را به آن بيفزايد يا از آن بكاهد. كاري كه يهوديان دين‌ستيز و مشركان كينه‌توز، بارها با كتاب‌هاي آسماني بويژه قرآن، انجام داده‌اند. نمونة قرآنهاي تحريف شده، را در بازارهاي اسرائيل و آلمان و عربستان و... ، به‌راحتي مي‌توان مشاهده كرد.
در جهان كنوني، همه مي‌توانند هر كلام و نوشته‌اي را تحريف كرده و آن را در اختيار ديگران بگذارند. با امكانات امروز، مي‌توان در سطحي گسترده، همة قرآنهاي موجود را جمع‌آوري كرده، و قرآنهاي تحريف شده را چاپ و جايگزين آنها نمود. و يا مي‌توان بخشي از قرآنهاي موجود را از بين برد. اين كارها همه شدني‌است. و وقوع آن دليل بر امكان آن است. چنان‌كه دروغ بستن به خدا و پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم و امام عليه‌السلام به راحتي ممكن است، و جعل و تحريف حديث، در سطحي گسترده و به راحتي، انجام شده است. دروغ بستن به خدا، ممكن است با حذف و اضافه در همين نوشته‌هايي باشد كه ما آن را قرآن مي‌ناميم. و اگر اين نوشته‌ها را حقيقت قرآن بدانيم، چنانچه تنها يكي از آنها، و حتّي يك آيه از آن‌ها، تحريف شود، خواه با حذف نمودن، و يا با اضافه كردن، مي‌توان گفت: قرآن حفظ نشده و از دستبرد، مصون نمانده است!
اين حقيقت، آشكارتر از آن است كه نياز به بحث داشته باشد. زيرا علاوه بر اين كه عقلاً چنين چيزي ممكن است، عملاً هم در دنيا اتّفاق افتاده و قابل انكار نيست.
بنا بر اين، اگر حقيقت قرآن همين كلمات و نوشته‌هاست، خداوند بايد همين كلمات را از تحريف و محو و تخريب حفظ كند. و چنان قرآني، هرگز نبايد قابل تحريف و حذف و اضافه باشد.
اكنون جا دارد كه از مدافعان عدم تحريف قرآن بپرسيم:
چگونه مي‌توان نوشته‌هايي را مصداق قرآن واقعي دانست كه:
الف: قابل دستبرد مي‌باشند؟
ب: هر فرقه‌اي به دلخواه خود مي‌تواند لفظ و مفهوم آنها را تغيير دهد؟
ج: به راحتي لگدمال شده، و به آتش كشيده مي‌شوند؟
و نيز: چگونه مي‌توانيم محفوظات خود را قرآن واقعي بناميم، در حاليكه فراموش شدني، و از بين رفتني و تحريف شدني است؟
و اگر اين قرآني كه دستخوش تغيير و تحريف قرار مي‌گيرد، مصداق واقعي قرآن نيست، پس آن قرآني كه هميشه محفوظ است و هرگز تحريف نخواهد شد كجاست؟ وقتي اين قرآني كه در دست من و شماست، و ما مأمور نگهداري از آن هستيم، تحريف شده و آتش مي‌گيرد، نتيجه مي‌گيريم كه: اين قرآن آسيب پذير است. و در آسيب‌پذير بودن آن، تفاوت نمي‌كند كه يك قرآن باشد يا همة قرآنها.
نتيجه‌اي كه از اين بحث به‌دست مي‌آيد اين است كه: آنچه ما مصداق واقعي، و حقيقت قرآن مي‌پنداشتيم، و معتقد بوديم كه خداوند، پاسدار آن است، از خطرها محفوظ نماند. در اين صورت، ما سه راه بيشتر نداريم:
1 ـ آية «اِنّا نحنُ نَزّلْنَا الذِّكرَ وَ اِنّا لَهُ لحافِظُون» را مربوط به حفظ قرآن ندانيم و براي حفظ قرآن، به آن استدلال نكنيم.
2 ـ [نعوذ بالله] قائل به تخلّف باشيم.
3 ـ اين نوشته‌ها را قرآن واقعي ندانيم، و در جستجوي حقيقت قرآن باشيم. حقيقتي كه خداوند نگهبان آن است، و هيچ باطلي در او راه ندارد. حقيقتي كه تا ابد باقي خواهد ماند، و خداوند، آن را از هر دستبردي مصون خواهد داشت.

 مصداق حقيقي قرآن در باور من:

مصداق حقيقي قرآن كه عينا وحي منزل الهي است، و عقلاً و عملاً قابل تحريف نيست، حقيقتي است كه بر قلب مقدّس پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم فرود آمد. و لازمة محفوظ ماندنش از تحريف، آن است كه هميشه، در سينة گنجينه داري از خزانه داران علم الهي باشد. در غير اين صورت، عقلاً و عملاً قابل تحريف مي‌باشد. و آن كسي كه پس از پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم خزانه دار وحي الهي شد، اميرالمؤمنين علي‌بن ابيطالب عليه‌السلام است، كه پيامبر در باره اش فرمود:
«همانا علي همراه قرآن است و قرآن همراه علي‌است. از هم جدا نخواهند شد تا [در قيامت] در كنار حوض بر من وارد شوند
2 ».
و پس از آن حضرت، همان كساني هستندكه اشرف كائنات در بارة آنان فرمود:
«ايشان همراه قرآنند و قرآن همراه آنان است. قرآن از ايشان جدا نمي‌شود، و آنان از قرآن جدا نخواهند شد....3».
و درحديث ثقلين فرمود: «... از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر من وارد شوند».
و اميرالمؤمنين نيز در اين باره فرمود: «همانا خداوند تبارك و تعالي ما را پاك و معصوم قرار داد، و شاهد بر خلق خويش، و حجّت خود در زمين گرداند، و ما را همراه قرآن، و قرآن را همراه ما قرار داد. ما از قرآن جدا نمي‌شويم و قرآن هم از ما جدا نخواهد شد
4 ».
آري! آن قرآني كه هرگز تحريف نخواهد شد، و در دژ استوار و محكم الهي تا قيامت مصون و محفوظ خواهد ماند و از آن جدا نخواهد شد، همان حقيقت وحياني، و قرآني است كه بر سينة پاك و مطهّر پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم فرود آمد. و پس از آن حضرت، در سينه‌هاي پاك عترت پيامبر عليهم السلام نسلي پس از نسلي به امانت سپرده شد. و توجيه نمودن رواياتي چون روايات فوق، به سمت و سويي غير از آنچه بر آن تصريح دارند، توجيهي نابخردانه و عاري از انصاف است.

شاهدي  از كلام خدا با بيانات معصومين عليهم السلام:

* هارون‌بن حمزه مي‌گويد: «شنيدم امام صادق عليه‌السلام پس از تلاوت آية: "بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدورِ الَّذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ5  ـ بلكه او (قرآن) آيات روشني‌است در سينة كساني كه به آنان علم داده شد"، فرمود: آنان، تنها پيشويان معصوم عليهم السلام هستند6 ».
* ابوبصير مي‌گويد: «امام محمّد باقر عليه‌السلام اين آيه را خواند: "بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ، في صُدُورِ الَّذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ" و سپس فرمود: اي ابامحمّد
7 به‌خدا سوگند! خدا نفرمود: آيات بيّنات ميان دو جلد قرآن است [بلكه فرمود در سينة كساني است كه به آنان علم داده شد]. من پرسيدم: فدايت شوم، پس آنان چه كساني هستند؟ فرمود: غير از ما، چه كساني ممكن است باشند؟8 ».
* عبدالله‌بن عجلان از امام محمّد باقر عليه‌السلام روايت مي‌كند كه در بارة فرمايش خداوند متعال: «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ، في صُدُورِ الَّذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ» فرمود:
«منظور [از "كساني كه به آنان علم داده شد، و آيات بيّنات در سينة آنان است] اختصاصاًً ما پيشوايان هستيم. "وَ مايَعْقِلُها اِلاّ الْعالِمونَ ـ و كسي آن را نمي‌داند مگر دانايان" . راوي مي‌گويد: منظور امام عليه‌السلام ـ از "وَ مايَعْقِلُها اِلاّ الْعالِمونَ" ـ اين بود: كساني كه نسبت به امام و آيات، معرفت و شناخت دارند، اين مسأله را مي‌دانند
9 ».
و...

بر اساس اين روايات، مصداق حقيقي قرآن، در سينة كساني است كه به آنان علم داده شده است، و ايشان، فقط پيشوايان معصوم عليهم السلام مي‌باشند و نه ديگران. و آنچه نوشته شده يا خوانده مي‌شود، و يا در سينة ما محفوظ است، نماد و تصويري است كتبي يا شفاهي از آن قرآن حقيقي. و معيار درستي و نادرستي اين نماد و تصوير، همان حقيقت وحياني است كه در قلب پيامبر اكرم و عترت پاك آن حضرت عليهم السلام است. و همة ما موظّف به قرائت همان حقيقت، و عمل به آن قرآن هستيم. امّا فلاكت و نكبتي كه همواره دامنگير امّت اسلام بوده و هست، جدايي آنان از گنجينه‌داران قرآن است. ظلم‌هاي بي‌اماني كه در گذر زمان، در حقّ خاندان رسالت، و امانتداران حقيقت قرآن، و قرآن‌هاي ناطق الهي روا داشته شده، همة راه‌هاي ارتباطي ميان امّت اسلام، و خاندان رسالت را بسته است. و مصيبتي كه امروز، دامنگير همة ماست، غيبت آخرين سلالة عترت، و قرآن ناطقي است، كه معيار صحت و سقم نمادهاي محفوظ و مكتوب قرآن، نزد او و در قلب اوست. و او در اين زمان، يگانه امانتدار خدا در آسمان و زمين است. و آنگاه كه به خواست خداي متعال، مأموريتش فرا رسد و ظهور كند، درستي و نادرستي آنچه نزد ماست، آشكار خواهد شد، و قرآن محمّد و اسلام ناب را بر جهان حاكم خواهد كرد. به گونه‌اي كه برخي مي‌گويند: او دين جديدي آورده است! ـ عجّل الله تعالي فرجه الشّريف ـ .
با كمي چشم‌پوشي، اگر ما مكتوب قرآن را، قرآن واقعي بپنداريم، و معتقد باشيم كه خداوند، قرآن مكتوب را از دستبرد و تحريف حفظ مي‌كند، به‌ناچار، بايد آن مكتوبي باشد كه به دستور پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم توسّط امير مؤمنان علي عليه‌السلام به رشتة تحرير درآمد و تدوين شد. و اكنون نزد امام زمان، حضرت حجّةبن الحسن العسكري عليه‌السلام نگهداري مي‌شود. آن مكتوب، همچون حقيقت نازل شدة بر قلب پيامبر و امام، هميشه از تحريف، محفوظ خواهد ماند، تا آن زمان كه به يُمن قدوم بقيّة الله‌الأعظم ـ عجّل الله تعالي فرجه الشّريف ـ زمين پر از عدل و داد شود و مردمي كه در آن زمان جز به راه عدل نمي‌روند، و آهنگ تحريف قرآن را در سر ندارند، به خواندن آن قرآن مأمور شوند. آري اين قرآن، نه عقلاً تحريف‌پذير است، و نه عملاً تحريف خواهد شد. زيرا:
هنگامي كه طلحه به اميرالمؤمنين عليه‌السلام گفت: «در بارة آن قرآني كه در نزد شماست، و تأويل و علم حلال و حرامش در اختيارتان مي‌باشد، به من خبر بده كه آن را به چه كسي مي‌سپاريد، و پس از شما چه كسي صاحب و همراه اوست؟ اميرالمؤمنين عليه‌السلام ‌فرمود: به آن كسي مي‌سپارم كه پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله و سلم امر فرموده. طلحه پرسيد: او كيست؟ اميرالمؤمنين فرمود: او وصيّ من، و كسي است كه پس از من، از همة مردم نسبت به آنان برتر و اولي است. [يعني] اين فرزندم حسن. سپس فرزندم حسن هنگام رحلتش، به اين فرزندم حسين مي‌سپارد، سپس به تك‌تك فرزندان حسين مي‌رسد تا اينكه آخرين نفرشان در كنار حوض كوثر، بر پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم وارد شود. آنان همراه قرآنند و قرآن همراه ايشان است، آنان از قرآن جدا نمي‌شوند و قرآن نيز از ايشان جدا نمي‌گردد
10 ».

 حقيقت ساير كتب:

آيا تا كنون انديشيده‌ايد كه چرا هيچ‌كس تحريف قرآن را روا نمي‌داند ولي بسياري از اين افراد، معتقد به تحريف ساير كتاب‌هاي آسماني هستند؟! مگر ساير كتب آسماني، كلام خدا نبوده و حجّت خدا بر خلق نيستند؟ مگر همان اعتبار و تقدّسي كه قرآن دارد، كتاب‌هاي آسماني ديگر نداشته‌اند؟ پس چرا قرآن از سوي خداوند محافظت شود ولي كتاب‌هاي ديگر، محافظت نشوند؟ آيا محافظت نكردن خداوند از كتاب‌هاي ديگرش، باعث بي‌اعتباري و سستي اديان و پيامبران الهي و كتاب‌هاي آسماني نخواهد بود؟ جاي ترديد نيست كه همة كتاب‌هاي آسماني، به دليل كلام وحي بودن، و برنامة ديني الهي بودنشان، بايد محافظت شوند و هيچيك از آنها نبايد در معرض تحريف قرار بگيرد. و در اين ميان، نبايد هيچ فرقي بين قرآن و كتابهاي آسماني ديگر باشد.
اكنون، اگر پرسيده شود كه: پس چرا تورات و انجيل امروز به تصريح صاحب‌نظران، تحريف شده‌اند؟ پاسخ، همان است كه در بارة قرآن گذشت. و آن اينكه:
حقيقتهايي كه بر قلب حضرت عيسي و موسي و ابراهيم عليهم السلام نازل شده، و پس از ايشان، به جانشينان برگزيده‌شان كه وارث پيامبرانند، رسيده، هميشه محفوظ مانده و تحريف نخواهند شد. ولي آنچه كه به‌دست پيروانشان نوشته شده، يا به بيان درآمده، قابل تحريف بوده، و تحريف هم شده است. وارثان آن پيامبران نيز، هميشه مورد ستم بوده‌اند. و نكبت دوري جستن از پيامبران و وارثان و اوصياي آنان، بر مردم آن زمان نيز سايه افكنده بوده. و توفيقي جهت بهره‌مندي از حقيقت كتاب‌هاي آسماني كه نزد اين وارثان، به امانت سپرده شده بود، از مردم آن زمان هم گرفته شد. همان‌طور كه از مسلمانان گرفته شد.
وقتي بر اين باوريم كه امام عليه‌السلام وارث همة پيامبران الهي است، و وقتي امام مي‌فرمايد: تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و موسي نزد ماست و ما آنها را به ارث برده‌ايم، آيا تصوّر مي‌كنيم آن بزرگواران، دست‌نوشته‌هايي را به ارث برده‌اند كه كلماتي آسماني روي آنها نقش بسته است؟ و يا تحقيق كرده و نسخه‌ها را با هم مقابله نموده و آنچه مورد اتّفاق مؤمنان بوده را ثبت و ضبط كرده و يا در سينة خود حفظ نموده‌اند؟ هرگز چنين نيست. آنان همان حقايق وحياني را به ارث برده‌اند كه خداوند متعال، بر قلب پيامبرانش نازل فرمود. حقايقي كه ممكن است با آنچه در خارج و در دست مردم است، تفاوت‌هاي زيادي داشته باشد. آن حقايق را با تمام علومش، و با انتقالي ماوراء ماده به ارث برده‌اند. زيرا ايشان، به فرمودة قرآن، كه از سوي معصومان عليهم السلام تفسير شده است: «الّذين اوتوا العلم» مي‌باشند.
بنا بر اين، آنان‌كه از تحريف قرآن [به‌طور مطلق] سخن گفته،‌ و دلائلي هم براي آن ارائه مي‌دهند، دچار اشتباه شده، و حقيقت قرآن را همين نوشته‌هايي مي‌پندارند كه در اختيار عموم است. از سوي ديگر، رواياتي كه بيانگر تحريف قرآن است، و از سوي خاندان رسالت، بيان شده نيز، تحريف همين مكتوب را بيان مي‌كنند كه در اختيار مردم است، نه آن حقيقتي كه نزد امام عليه‌السلام است. و آنان كه اين تحريف را مردود دانسته، و به قائلان تحريف نسبت‌هايي مي‌دهند نيز در تشخيص مصداق قرآن دچار اشتباه شده، و اصل پاسخ را نيافته‌اند. و همانگونه كه پيش از اين اشاره شد، دليل اين اختلاف نظرها، مشتبه شدن قرآن واقعي با قرآن مكتوب است. مكتوب و تصوير قرآن، قابل تحريف است، ولي حقيقت آن كه در دل امين وحي الله، ‌و سپس در دل عترت پاك او عليهم السلام است، هرگز تحريف نخواهد شد، و خداوند، آن را حفظ خواهد كرد.
پس از بيان اين مقدّمة كوتاه، وقت آن است كه در پي يافتن «تعريفي جامع از قرآن» بوده و به اين بحث بپردازيم.

 پي‌نوشت:

1 ـ قرآن مجيد، سورة حجر، آية9.

2 ـ بحارالأنوار، ج92، ص80، ح6. «... اِنَّ عليّاً مَعَ الْقُرآنِ، وَ الْقُرآنُ مَعَ عليٍ، لايَفتَرِقانِ حَتّي يَرَدا عَلَيَّ الحوضَ».

3 ـ كمال الدّين و تمام النعمة، ص284: «... هُم مَعَ الْقُرآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَهُم. لايفارقهم و لايفارقونه...».

4 ـ كمال الدين و تمام النعمة، ص240: «...عن أمير المؤمنين علي بن أبي - طالب عليه السلام قال : إن الله تبارك وتعالى طهرنا وعصمنا وجعلنا شهداء على خلقه وحججا في أرضه وجعلنا مع القرآن وجعل القرآن معنا لا نفارقه ولا يفارقنا».

5 ـ قرآن مجيد، سورة عنكبوت، آيه49.

6 ـ بصائر الدّرجات، ص225، ح5: «... عن أبي‌عبدالله قال: سمِعتُه يقول: “ل هو آياتٌ بيّناتٌ في صدورِ الّذينَ أوتوُا العِلم”. قال: هي الأئمّةُ خاصّةً».

7 ـ ابومحمّد كنية ديگر ابوبصير است.

8 ـ بحارالأنوار، ج23، ص200، ح38: «... عن أبي‌جعفرعليه السلام إنّه قرأ هذه الآية: "بل هو آياتٌ بيّناتٌ في صدورِ الّذينَ أوتوُا العِلم" ثمّ قال: يا بامحمّد و اللهِ ما قال بين دفَّتَيِ المُصحف، قلت: مَن هم جُعلت فداك؟ قال: مَن عَسي أن يكونوا غيرَنا؟».

9 ـ بحارالأنوار، ج23، ص202، ح46: «... عن ابي‌جعفر عليه السلام في قول الله عزّ و جل: "بل هو آيات بيّنات في صدور الّذين اوتوا العلم"، قال: نحن الأئمّة خاصّه، و ما يعقلها الاّ العالمون. فزعم انّ من عرف الامام و الآيات ممن يعقل ذلك».

10 ـ كتاب سليم، ص659: «... ثمّ قال طلحة: فأخبِرني عمّا في يديكَ من القرآنِ و تأويلِه و علمِ الحلالِ و الحرامِ، إلي من تدفَعُه و مَن صاحِبُه بعدك؟ قال عليه‌السلام: إلي الّذي أمَرَني رسولُ الله صلي‌الله عليه و آله و سلم أن أدفَعه إليه. قال: مَن هو؟ قال: وصيّي و أولَي النّاسِ بالنّاسِ بعدي: إبني هذا الحسن؛ ثمّ يَدفَعُه إبني الحسنُ عند موتِه إلي إبني هذا الحسين؛ ثمّ يصيرُ إلي واحدٍ بعدَ واحدٍ من وُلد الحسَينِ، حتّي يَرِدَ آخِرُهم علي رسولِ الله صلي‌الله عليه و آله و سلم حوضَه. و هم مع القرآنِ و القرآنُ معهم؛ لا يُفارقونه و لا يُفارِقُهم».

 

ادامة مطلب

 





بازديد : 4832 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 308
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360469
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 14
اعضا: 0
مجموع: 14

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9