.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545341
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
نقدی بر تفسیر و مفسران 13 - معجزه بودن قرآن
 
  
 

 

سخني با خوانندگان
سرآغاز

بي‌مجوز چرا؟
عصر بازگشت از عترت

آموخته‌هاي من:
الف: دلالت حديث ثقلين
ب: باورم با استعانت از حديث ثقلين
ج: شواهدي بر اين باور
د: هلاكتم در صورت رجوع به قرآن صامت
هـ: نجاتم در صورت رجوع به قرآن ناطق
و: دو مثال براي روشن شدن آموخته‌هايم

علت پژوهش

مسير مجاز در كسب دانش‌هاي الهي :
الف: تأملي در حديث "انا مدينة العلم"
ب: رواياتي در انحصار مسير دانش‌هاي ديني
ج: روايات اختصاصي در انحصار مسير دانش‌هاي قرآني

شماي كلي مباحث آتي

بخش اول:

هويت قرآن در باور غير معصومان

ارائة تعريفي جامع از قرآن (حقيقت قرآن چيست؟)
مصداق حقيقي قرآن در باور من
شاهدي از كلام خدا با بيان معصومين
حقيقت ساير كتب

ضرورت تعريف و ويژگيهاي معرف

تعريف قران را از كجا بايد گرفت؟
1- تعريف قرآن از درون
2- تعريف قرآن از برون

بياني ديگر در ويژگيهاي معرف قرآن
طرح و بررسي برخي ديدگاهها
شناخت و تعريف قران انحصاري‌است
مروري بر آموخته‌ها

* بررسي آرا در تعريف و شناخت قرآن
الف: منبع، مقصد، و هدف از نزول قرآن
كلام خدا و نزولش بر پيامبر اكرم

اصل تخاطب در قرآن
مقتضاي كلام خدا و نزولش بر پيامبر
چكيدة تحليل اين تعريف در چند جمله

معجزه بودن قرآن
اعجاز قرآن در آراي قرآن پژوهان
معجزات اختصاصي و عمومي
ويژگي‌هاي معجزة اختصاصي
شرط اعجاز معجزات
شرط اعجاز قرآن و وجه آن

هدايت و نور
شرط هادي و نور
ابهام هادي و تاريكي نور

شرايط تفسير از ديدگاه مفسران و قرآن پژوهان
علوم و شرايط مفسر
آداب و شرايط تفسير

بررسي ين ديدگاه با طرح چند پرسش
علم قرآن، اعطايي‌است نه اكتسابي
امانت پيامبر نزد صحابه
الف: امانت سپردن قرآن نزد صحابه
دست‌آويز مدعيان
وارثان قرآن در كلام معصومان
ب: مهمترين و ارزنده‌ترين يادگار
جايگاه قرآن و عترت

پناهگاه پناهجويان

منشأ پيدايش اين تفكر

ب: معرفي قرآن از بعد فهم تفسيرآن
سهولت فهم قرآن

دلالت واژه‌هاي قرآن بر آنچه افراد مي‌فهمند

به سخن درآوردن قرآن

ج: معرفي قرآن از بعد جامعيت آن
نشأت عقايد و آرا از قرآن

د: معرفي قرآن از بعد وحدت موضوع در آيات و سور

هـ: معرفي قرآن از بعد فصاحت و بلاغت آن
الف: فصاحت و بلاغت يعني چه؟
ب: معيار در سنجش فصاحت و بلاغت قرآن
ج: آيا قرآن فصيح و بليغ است؟

و: معرفي قرآن از بعد قدرت و كارايي
1 - محوريت قرآن در ارزيابي روايات
رابط بين خدا و خلق كيست؟

عرضه در كجا متصور است؟
تاريخ و نحوة پيدايش عرضة روايت به كتاب

علت پرسش اصحاب از روايات مشكوك چيست؟
امكان و عدم امكان و حد و مرز عرضة روايت به كتاب
خلاصة صور عرضة روايت به كتاب

تنها مصداق صحت عرضه
چه كساني صلاحيت عرضه دارند؟
انگيزه و نتيجة عرضة روايات مشكوك به آموخته‌هاي قرآن

عرضة روايات با وجود سريان زماني قرآن

مروري اجمالي بر مفاد روايات عرضه
آخرين نتيجه از بحث عرضه

2- حكومت قرآن بر احاديث
3- حكومت عقل بر ظاهر قرآن، و برتري قرآن در تعارض با ظاهر شرع
امكان تعارض عقل با قرآن و شرع
الف: عقل

ب: قرآن و شرع
حكومت عقل بر قرآن و شرع در صورت تعارض

ز: معرفي قرآن از بعد تأثير آن در فرهنگ و جامعه

ح: معرفي قرآن از نظر مستشرقين

نتيجة آنچه تا كنون خوانديد

بخش دوم:

نزاع مهتديان در كتاب هدايت!

پيشگفتار

مخاطب خدا و قيم قرآن

يك پرسش
پاسخ

ظواهرقرآن
1- منظور از ظواهر، و شرط حجيّت ظهور
2- منظور از حجت و حجيّت
3- دليل حجيّت ظواهر قرآن
مقام تخاطب و حجيّت ظواهر قرآن
مقدّمة اول: مفهوم ظهور، انتزاعي و نسبي‌است
مقدمة دوم: نقش تخاطب در انعقاد ظهور

نتيجه: لزوم مقام تخاطب در حجيّت ظواهر قرآن

مطلوب خدا و حجيّت ظواهر

در حاشية حجيّت ظواهر قرآن
1- حربة بناي عقلا
2- تفاوت حجيّت پيامبر و امام با حجيّت قرآن

شما هم تجربه كنيد

يك نمونة عملي و كاربردي
چند پرسش
چند نكته پيرامون اين بخش

تفسير سورة حمد

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين

الرحمن الرحيم
مالك يوم الدين
اياك نعبد و اياك نستعين

اهدناالصّراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم
غيرالمغضوب عليهم و لاالضّالّين

آخرين سخن
فرضيّة اتفاق آرا

 

 

معجزه بودن قرآن:

در معجزه بودن قرآن، در بين هيچ‌يك از فرق اسلامي، ترديدي نيست. همة آن‌ها قرآن‌را معجزة پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم مي‌دانند. پيروان ساير اديان نيز در بارة معجزه بودنش سخناني گفته‌اند. ولي هرگروهي، در بارة چگونگي معجزه‌بودن اين كتاب آسماني، به سويي رفته است.
با طرح پرسش‌هاي زير، و بررسي آنها، شايد بتوان، آراي ارائه شده در اين‌باره را سامان بخشيد:
* چرا قرآن معجزه است؟ و معجزه‌بودن آن، از چه جهتي است؟
* كدام قرآن معجزه است؟ آنچه نزد ماست؟ يا آنچه در سينة خاندان رسالت عليهم‌السلام است؟
* مگر قرآن، عربي مبين نيست؟ مگر عربها با زبان قرآن سخن نمي‌گويند؟ پس چرا بشر نمي‌تواند كتابي مانند قرآن بياورد؟
* مقصود از همانندسازي قرآن، كه بشر از انجامش ناتوان است، چيست؟ همانند سازي واژه‌ها و آيه‌ها و سوره‌هايش؟ همانندسازي ظاهر آياتش؟ همانند سازي در فصاحت و بلاغتش؟ همانند سازي در اجمال و تشابه و پراكندگي‌اش؟!
* آيا معجزه بودن قرآن، وسيله‌اي براي اثبات رسالت پيامبر است؟ يا اعجاز خود قرآن [في نفسه] مطرح است؟
* آيا اعجاز قرآن، وابسته به خاندان رسالت است؟
همة اين پرسشها را مي‌توان در سه پرسش خلاصه كرد:
 الف: كدام قرآن معجزه است؟
ب: معجزه بودن قرآن در چيست؟
ج: قرآن به چه شرطي معجزه است
؟

 بررسي پرسش‌ها:

در گذشته خوانديد كه: قرآن، حقيقتي جداناشدني از خاندان رسالت عليهم‌السلام است. و آنچه بر كاغذ نوشته شده، نمادي مكتوب، از آن حقيقت مي‌باشد نه خود آن. و حقيقت قرآن با نمادهايش، تفاوتها دارد. و بدون ترديد، تمام ويژگيهاي قرآن، مربوط به همان حقيقت، به شرط همراهيش با خاندان رسالت عليهم‌السلام است.
اگر مي‌گوييم: قرآن نور است؛ هدايت است؛ حافظ و پناهگاه است؛ معجزه است؛ و... ، همه و همه مربوط به همان حقيقت است نه مربوط به نمادهاي آن. ولي چون از خاندان رسالت عليهم‌السلام و از آن حقيقت، دور مانده‌ايم، هيچ‌يك از ويژگي‌ها، مخصوصاً اعجازش را درك نمي‌كنيم.
قرآن مكتوب را از جهات بسياري كه اهل نظر در باب اعجازش گفته‌اند،‌ مي‌توان شبيه سازي كرد. همانگونه كه شبيه سازي هم كرده‌اند. بنا براين، اثبات معجزه‌بودن اين نماد مكتوب، بسيار دشوار، بلكه ناممكن است.
در نتيجه، آن قرآني كه خداوند براي همانندسازيش تحدّي كرده و مبارز مي‌طلبد، همان حقيقتي‌است كه با همة ويژگي‌هايش، در قلب خاندان رسالت عليهم‌السلام جاي دارد.

 اعجاز قرآن، در آراي قرآن‌پژوهان:

قرآن‌پژوهان، اعجاز قرآن را همانند ديگر ويژگي‌هايش، به نماد مكتوب آن اختصاص داده‌اند. و پس از اين اشتباه بزرگ، [كه اشتباه در مصداق قرآن است] براي اعجازش، وجوهي را برشمرده‌اند، كه به چكيده‌اي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

* قرآن، چون قديم است، يا حكايت از كلامي قديم دارد، معجزه است.
* خداوند عرب‌ها را از اقدام عليه قرآن بازداشت، و علم به كيفيّتِ نظم و فصاحت و بلاغت آن را از ايشان گرفت. گرفتن اين علم از عرب‌ها، و منصرف كردن آنان از معارضة با قرآن، معجزه است.
* معجزه بودن قرآن، به خاطر فصاحت خارق العادة آن است.
* معاني قرآن، صحيح، و هميشه در نظرها استمرار داشته، و با عقل موافق مي‌باشد. از اين جهت، معجزه است.
* اختلال و تناقض به گونه‌اي از قرآن دور است كه بطور عادي چنين چيزي ممكن نيست. به همين دليل، معجزه است.
* معجزه بودن قرآن به دليل آن است كه دربر دارندة اخبار غيبي است.
* قرآن، نظم ويژه‌اي دارد، كه با نظم معمول كلام، در جامعه، مخالف است. و از اين جهت، معجزه است.
* تأليف و نظم قرآن دو معجزه‌اند كه خداوند، بندگانش را از آوردن مثل آن، ناتوان كرده است. وگرنه مي‌توانستند مانندش را بياورند. و همين ناتوان نمودن آنان در تأليف و نظم قرآن، معجزه است.

در ميان وجوه مذكور، مهم‌ترين و مشهورترين وجهي، كه مورد توجّه قرآن‌پژوهان قرار گرفته است، «فصاحت و بلاغت» و «نظم در تأليف و گردآوري آيات» قرآن است. و وجوه ديگر، كه قائلان كمتري هم دارند، از اهميّت علمي برخوردار نبوده، و چندان مورد توجّه قرار نگرفته‌اند.
بحث دربارة فصاحت و بلاغت را، در صفحات آينده، مرور خواهيد كرد. و مي‌يابيد كه: فصاحت و بلاغتي كه صاحب‌نظران، براي قرآن [مكتوب] در نظر دارند، به دلايل مختلفي پذيرفته نيست.
دربارة نظم در تأليف و گردآوري قرآن نيز تذكّراتي به‌طور پراكنده گذشت، و برخي نكات هم خواهد آمد. در اينجا به اختصار، يادآور مي‌شويم:
الف: پراكندگي‌هايي كه در آيات قرآن وجود دارد، و قرآن‌پژوهان را به طرح «وحدت موضوعي
1 » مجبور ساخته، پذيرفتن اعجاز "نظم در تأليف" آن‌را، با مشكل مواجه مي‌كند!
ب: اگر وجود نظم در تأليف آيات را براي قرآن بپذيريم، معجزه دانستن آن، چندان آسان نيست. زيرا چنين نظمي، مشابه و همتا دارد. خطبه‌هاي گويا و رساي اميرالمؤمنين علي عليه‌السّلام از جهت نظم در تأليف، نه تنها همتاي قرآن است، بلكه خود، بي‌همتاست. چون وقتي آن حضرت را در تمام شؤون زندگي معصوم مي‌دانيم، بايد عصمت در كلامش را نيز مانند عصمت در قضاوت و شؤون ديگرش، بپذيريم. در نتيجه، بايد بپذيريم كه نظم در تأليف كلام امام نيز برترين نظم در تأليف بوده، و كسي تا كنون نتوانسته، مانند كلام آن حضرت را ارائه دهد. پس، مي‌توان گفت: قرآن، از جهت نظم در تأليف، نه اين‌كه بي‌همتا نبوده و معجزه نيست، بلكه جدايي و به‌هم ريختگي كه در آيات آن وجود دارد، در كلام اميرالمؤمنين عليه‌السّلام هرگز وجود ندارد!
بنا بر اين، در نگاهي گذرا، وجوهي كه صاحب‌نظران، براي اعجاز قرآن برشمرده‌اند، چندان موجّه نيست. و اگر بخواهيم، در بارة معجزه بودن قرآن، كمي عميق‌تر بينديشيم، بررسي معجزات اختصاصي و عمومي، و شرط اعجاز معجزات پيامبران، ضروري‌است.

 معجزات اختصاصي و عمومي:

ابزار اعجاز پيامبران الهي دو گونه است:
براي برخي از معجزات پيامبران، از سوي خداوند، ابزار ويژه‌اي تعيين شده است. مانند: عصاي حضرت موسي عليه‌السّلام كه وسيلة اختصاصي براي اعجاز اوست. و قرآن پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم كه ويژة اعجاز آن حضرت است. اين معجزات را معجزات اختصاصي مي‌ناميم. براي بعضي ديگر، ابزار خاصّي تعيين نشده است. پيامبران الهي، با اذن خداوند، و خواست و ارادة خود، سنگ را به سخن در مي‌آوردند، درخت خشكيده را به درختي سرسبز و پرثمر تبديل مي‌كردند، و... اين معجزات را معجزات عمومي مي‌ناميم.
معجزات اختصاصي، با معجزات عمومي، تفاوت‌هايي دارند:
معجزات اختصاصي،‌ به دليل داشتن ابزاري اختصاصي و معيّن، داراي ويژگي‌ها و شرايطي براي اعجاز مي‌باشند. و تا زماني كه ويژگي‌ها و شرايط مربوط به آن‌ها، فراهم نشود، اعجازي رخ نمي‌دهد. چون اگر بدون تحقق ويژگي‌ها و شرايطي كه خداوند براي اين معجزات قرار داده، اعجاز صورت بگيرد، بي‌ترديد، آن معجزه، مورد سوء استفادة ديگران قرار خواهد گرفت، و از انحصار پيامبر در خواهد آمد، و ديگر، عنوان معجزه را نخواهد داشت.

 ويژگي‌هاي معجزة اختصاصي:

دو ويژگي مهمّ معجزات اختصاصي عبارتند از:
الف: همراهي وسيلة اعجاز، با صاحبش.
ب: سيطره و تسلّط صاحب معجزه، بر وسيلة اعجازآفرين خود.
بديهي است كه معجزه، دليل رسالت و حقّانيّت هرپيامبري است، كه خداوند به او بخشيده است. در اين صورت، اگر از پيامبر جدا گردد و از تصرّف او خارج شده و در اختيار ديگران قرار گيرد، نمي‌توان آن را معجزة آن پيامبر دانست. زيرا با جدا شدن از پيامبر، اگر اعجازش ادامه يابد، ابزار دست ديگران، و وسيلة سوء استفادة دشمنان خواهد شد. و اگر اعجازش پايان پذيرد، از معجزه‌بودن خارج مي‌شود.
مثال: عصاي حضرت موسي عليه‌السّلام وسيله‌اي اختصاصي براي اعجاز آن حضرت بود. با آن بر سنگي زد و دوازده چشمة آب از آن جاري شد؛ بر دريا زد و با شكاف آب، گذرگاهي ايجاد كرد؛ آن را انداخت و اژدها شد و... .
آري، عصا، تا زماني كه در اختيار حضرت موسي عليه‌السّلام قرار داشت، وسيلة اعجاز آن بزرگوار بود. و اگر در اختيارش نبود، معجزه‌اي رخ نمي‌داد. زيرا اگر عصا در دست هركس اعجاز مي‌كرد، ديگر، معجزة اختصاصي و اعطايي خدا به حضرت موسي عليه‌السّلام و دليل حقّانيّت رسالت او نبود. بلكه معجزة همگان بوده، و ابزار سوء استفادة دشمنان حضرت موسي عليه‌السّلام مي‌شد.
قرآن رسول مكرّم اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم، نيز زماني معجزة آن حضرت و دليل رسالت و حقّانيّت اوست كه در اختيار او و همراه او باشد. پس اگر در اختيار ما قرار بگيرد، چنانچه اعجاز نكند، معجزه نيست. و اگر اعجاز كند، معجزة ما بوده و ابزار سوء استفادة دشمنان خواهد شد نه وسيله‌اي براي اثبات حقّانيّت و رسالت پيامبر.
بنا بر اين، اين دو ويژگي، لازمة قطعي معجزات اختصاصي پيامبران ‌است. و تاكنون، خداوند، معجزة اختصاصي پيامبري را در اختيار امّت آن پيامبر قرار نداده است. زيرا معجزة اختصاصي، بايد همراه پيامبر و در اختيار و سيطرة او باشد؛ و با حفظ حالت اعجازش، هرگز به‌دست ديگران نيفتد.

 شرط اعجاز معجزات:

علاوه بر ويژگي كه گفته شد، ارادة اعجاز توسّط پيامبر، شرط قطعي، براي بروز هر معجزه‌اي‌است.
عصاي حضرت موسي عليه‌السّلام، هرگز بدون ارادة او اعجاز نمي‌كرد. كه اگر بدون ارادة آن حضرت، معجزه مي‌آفريد، بي‌ترديد برندة اصلي مبارزه، فرعون مي‌شد نه حضرت موسي عليهم‌السلام. زيرا فرعون به‌راحتي مي‌توانست ابزار معجزة حضرت موسي عليه‌السّلام را از او گرفته، و ربوبيّت خود را به اثبات برساند. ولي شرطي كه خداوند براي اعجاز عصا اختصاص داده، ارادة پيامبر اوست.
با توجّه به شرط و ويژگي‌هاي مذكور، اگر اين عصا در دست ما باشد، و هزاران بار، با هزاران فوت و فن، آن را بر زمين بيندازيم، از اژدها شدنش، خبري نيست. و اگر حضرت موسي عليهم‌السلام آن‌را بدون ارادة اعجاز، روي زمين بيندازد، هيچ اتّفاقي نمي‌افتد. زيرا اين عصا پيش از اعجاز هم در دست آن حضرت بود؛ بر آن تكيه مي‌كرد، گوسفندانش را مي‌راند، و روي زمين مي‌انداخت؛ ولي معجزه‌اي رخ نمي‌داد. چون از سوي حضرت، اراده‌اي براي اعجاز، به آن تعلّق نگرفته بود.

 شرط اعجاز قرآن و وجه آن:

قرآن نيز چون معجزة اختصاصي پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم است، مانند ديگر معجزات اختصاصي پيامبران، بايد داراي ويژگي‌ها و شرايطي باشد، كه بدون وجود آن‌ها، اعجازي از آن بروز نكند. زيرا اگر غير از اين باشد، خاصيت اعجازش، مورد سوء استفادة دشمنان قرار مي‌گيرد.
پرسشي كه پيش مي‌آيد اين است كه: شرط اعجاز قرآن چيست؟ و وجه اعجازش كدام است؟
ترديدي نيست كه قرآن هم مانند ساير معجزات اختصاصي، داراي ويژگي‌ها و شرط فوق است. اين كتاب نيز علاوه بر همراهي آن با پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم، لازمة اعجازش، ارادة آن حضرت براي اعجاز است. اگر اين ويژگي و اين شرط را از قرآن بگيريم، هرگز اعجازي رخ نمي‌دهد.
 زيرا قرآن، معجزة ويژة پيامبر، و گواهي بر اثبات حقّانيّت و رسالت اوست، نه معجزة عمومي آن حضرت يا معجزة مردم. به همين جهت، به شرط همراهي‌اش با پيامبر، و با ارادة آن حضرت، اعجاز مي‌كند نه در دست مردم و با ارادة مردم.
از سويي، آنچه همراه پيامبر است، و با ارادة او اعجاز مي‌كند، نماد مكتوب نيست. بلكه حقيقتي‌است كه از آن سخن رفت. همان حقيقت، با همان خاصيت اعجازش كه به ارادة پيامبر صورت مي‌گيرد، سند و مدرك رسالت اوست. و اگر معجزة اختصاصي پيامبر، نماد مكتوب قرآن بود، و پس از آن حضرت، به مردم منتقل مي‌شد، و در دست آنان و با ارادة آنان اعجاز مي‌كرد، مردم هم مي‌توانستند، مدّعي داشتن چنين معجزه‌اي براي خويش باشند. و دشمنان و مخالفان پيامبر نيز مي‌توانستند، به عنوان ابزاري، از اعجاز قرآن استفادة نادرست كرده، و مردم را به گمراهي بكشانند.
پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم وقتي با قرائت قرآن ارادة اعجاز مي‌كرد، در قرائتش معجزه رخ مي‌داد. ولي در قرائت ديگران، هيچ معجزه‌اي رخ نداد و نخواهد داد. او با گفتن «بسم‌الله» چنان وحشتي در دل مشركان مي‌انداخت كه فرار مي‌كردند و مي‌گفتند: محمّد مارا سحر كرد! ولي ما هرچه «بسم‌الله» مي‌گوييم، اتّفاقي نمي‌افتد!
ناگفته نماند كه آن حضرت، هميشه با گفتن «بسم‌الله» مشركان را فراري نمي‌داد. بلكه مشركان، زماني فرار مي‌كردند كه پيامبر، «بسم‌الله» را به قصد چنين اعجازي مي‌گفت.

 دو گواه از معصومان:

* امام محمّد باقر عليه‌السّلام مي‌فرمايد: «پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله و سلم، "بسم الله الرحمن الرحيم" را آشكار مي‌فرمود و صدايش را به قرائت آن، بالا مي‌برد. وقتي مشركان مي‌شنيدند، برگشته و مي‌رفتند. پس خداوند اين آيه را فروفرستاد: "وَ اِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقرآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْ عَلیٰ اَدْبارِهِمْ نُفُوراً2 ـ و چون در قرآن، خدايت را به يگانگي ياد كني، آنان، روي گردانيده و گريزان شوند"3 ».
* و امام صادق عليه‌السّلام مي‌فرمايد: «... پيامبر خدا صلي‌الله عليه و آله و سلم وقتي به منزلش وارد مي‌شد و قريش، براي مخالفت با آن حضرت گرد هم مي‌آمدند، "بِسْمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيم" را آشكارا مي‌فرمود، و صدايش را به آن، بالا مي‌برد. پس قريش روي برگردانيده و فرار مي‌كردند. پس خداوند اين آيه را نازل فرمود: "وَ اِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقرآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْ عَلیٰ اَدْبارِهِمْ نُفُورا4 "».

 بنا بر اين، همانند سازي كه بشر از آن ناتوان است، و قرآن، براي آن تحدّي كرده و مبارز مي‌طلبد، [آنجا كه به منكران مي‌گويد: «اگر نسبت به پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم و قرآن خدا شك داريد، از كسي مانند او كتابي بياوريد كه داراي چنين ويژگي‌هايي باشد»] فصاحت و بلاغت و نظم در تأليف و... نيست. بلكه ويژگي‌هايي است متعلّق به آن حقيقت كه هميشه همراه پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم بوده، و با خواست و ارادة آن حضرت، اعجاز مي‌كرده است. اين معجزه، با خاصيت اعجازش، ويژة پيامبر بوده و قابل جدايي از او نيست.
پيامبر اكرم، با خواندن آيات قرآن، هرآنچه اراده مي‌فرمود، به وقوع مي‌پيوست: شق‌القمر مي‌شد، كوه شكافته مي‌شد، درخت از جاي خود حركت مي‌كرد، و... . ولي امّت اسلام، با خواندن آن، هيچ اعجازي نمي‌كنند.
كاربرد اين معجزه در اعجاز، براي هيچ‌كس ممكن نيست،‌ مگر كسي كه حقيقت قرآن نزد او بوده، و اراده‌اش همچون ارادة پيامبر باشد. و ما معتقديم كه همان حقيقت با همة ويژگي‌ها و اعجازش، تنها و تنها نزد عترت پيامبر عليهم‌السلام است، كه اراده‌شان ارادة پيامبر است. «ثمّ اَورثْنَا الكتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا 5ـ سپس كساني را وارثان كتاب قرار داديم، كه [ايشان‌را] از ميان بندگانمان برگزيديم
6 ».
نه تنها معجزة پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم، كه معجزات همة پيامبران عليهم‌السلام نزد خاندان رسالت به ارث نهاده شده است؛ زيرا آنان وارثان به حقّ پيامبرانند. صلوات و سلام خداوند بر آنان باد.
يك پرسش:

شايد شما هم با رواياتي روبرو شده باشيد، كه شخصي با داشتن مشكلي [جسمي، مالي، يا روحي] خدمت يكي از خاندان رسالت عليهم‌السلام شرفياب شده و خواستار حلّ مشكل خود بوده است.
آن بزرگوار هم به او فرموده: فلان آية قرآن را مثلاً در فلان وقت بخوان تا گره از كارت گشوده شود. او هم به دستور، عمل كرده، و از ناراحتي رهايي يافته است. ولي ما كه شرايط او را داريم، آن آيه را طبق همان دستور هم مي‌خوانيم، ولي هيچ اثري نمي‌بخشد. چرا؟
يا در رواياتي آمده است كه امام عليه‌السّلام يك دستور عمومي براي پيروان خود صادر كرده و مي‌فرمايد: هركس فلان آيه را بخواند فلان گرفتاريش برطرف مي‌شود يا فلان مسأله برايش اتّفاق مي‌افتد. ما هم انجام مي‌دهيم و به آنچه امام فرموده، مي‌رسيم. چرا ؟
تفاوت اين دستورات در چيست؟ چرا در عمل به دستور اوّل، براي ما اعجازي صورت نپذيرفت و نتيجه‌اي نگرفتيم، ولي براي شخصي كه مخاطب معصوم و گيرندة دستور او بود، اعجاز شد و نتيجه گرفت؟ و چرا در عمل به دستور دوم، ما هم مانند ديگران، نتيجه گرفتيم؟ چرا وقتي همة قرآن را مي‌خوانيم، گرهي گشوده نمي‌شود، و اعجازي اتّفاق نمي‌افتد، ولي در قرائت يك آيه، به دستور خاندان رسالت عليهم‌السلام اعجاز مي‌شود و گرهي گشوده مي‌گردد؟
پاسخ:

اگر بپذيريم كه ارادة خاندان رسالت عليهم‌السلام شرط انحصاري، براي اعجاز است، به‌ناچار بايد بپذيريم كه اين خاصيت، براي فرد مذكور، در آية مورد نظر، خاصيتي اعطايي از سوي اين خاندان، و اراده‌اي از جانب آنان است. و در خاصيت اعطايي خاندان رسالت عليهم‌السلام، ميان حقيقت آيات قرآن [كه نزد آنان است] و نماد قرآن [كه در اختيار ماست] فرقي نيست. آنان مي‌توانند به نمادي از آيات، خاصيت حقيقت آن را بخشيده و يكي از كاربردهاي آن‌را براي شخصي خاص، و يا عموم مردم، مجاز نمايند. [همان‌گونه كه براي غير قرآن نيز مي‌توانند خاصيتي اعطا كنند].

چند گواه از كلام معصوم:

* امام رضا عليه‌السّلام از پدرش روايت مي‌كند كه فرمود: «ابومنذر، هشام‌بن سائب كلبي بر امام صادق عليه‌السّلام وارد شد. امام عليه‌السّلام به او فرمود: توئي كه قرآن را تفسير مي‌كني؟ ابومنذر مي‌گويد: گفتم: بلي. آن حضرت فرمود، در بارة [اين] فرمايش خداي عز و جلّ به پيامبرش به من خبر بده: "وَ اِذا قَرَأْتَ الْقُرآنَ، جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الّذينَ لايُؤمِنونَ حِجاباً مَسْتُوراً7 ـ و هرگاه قرآن بخواني، ميان تو و كساني كه به آخرت ايمان ندارند، پرده‌اي پنهان قرار دهيم". آن قرآني كه وقتي پيامبر تلاوت مي‌فرمود، از چشم كافران پنهان مي‌شد، چه بود؟ گفتم: نمي‌دانم. فرمود: پس چطور مي‌گويي قرآن تفسير مي‌كنم؟ گفتم: اي پسر پيامبر، اگر صلاح مي‌داني، نعمتي به من بده و به من بياموز. حضرت فرمود: آيه‌اي در سورة كهف است8 ، و آيه‌اي در سورة نحل9 ، و آيه‌اي در سورة جاثيه . و آن آيات عبارتند از : ... .».
در نقل ديگري آمده است، كه: «هشام مي‌گويد: وقتي امام آخرين آيه را قرائت فرمودند: ناگهان آن حضرت را نديدم...».
* اميرالمؤمنين علي عليه‌السّلام مي‌فرمايد: «سوگند به آن كسي كه محمّد صلي‌الله عليه و آله و سلم را به حق برانگيخت، و اهل بيت او را گرامي داشت، هيچ چيزي نيست كه مردم خواستار آن باشند، اعمّ از حرز، امان از آتش، غرق شدن، امان از سرقت، فرار چهارپا از صاحبش، و گم شدن يا فرار بنده، مگر آنكه در قرآن وجود دارد. هركس مي‌خواهد اينها را بداند، بايد از من بپرسد...».
* عبد الله‌بن سنان مي‌گويد: «از امام جعفر صادق عليه‌السّلام در بارة رقية
عقرب و مار و رقيه براي ديوانه و افراد سحر شده‌اي كه آزار مي‌شوند، و نيز از نشر، پرسيدم. حضرت فرمود: اي پسر سنان، اگر رقيه و تعويذ و نشر، از قرآن باشد، اشكالي ندارد. و خدا شفا نمي‌دهد كسي را كه قرآن شفايش ندهد. آيا براي اين آفت‌ها، بهتر از قرآن چيزي هست؟ آيا خداوند نمي‌فرمايد: "و از قرآن چيزي را فرو مي‌فرستيم كه شفا و رحمت براي مؤمنان است"‌؟ آيا خداي متعال جلّ ثنائه نمي‌فرمايد: "اگر اين قرآن را بر كوهي نازل كرده بوديم، هرآينه آن را مي‌ديدي كه از ترس خداوند، خاشع و خُرد است" ؟ از ما بپرسيد، تا به شما بياموزيم، و شما را از قوارع [و‌كوبنده‌هاي] قرآنبراي هر دردي، آگاه كنيم».
آري آن حقيقت و اعجازش، نزد خاندان رسالت است. حروف، واژه‌ها، آيات و سوره‌هاي قرآن، تنها به دست آنان و با ارادة ايشان اعجاز مي‌كند. و آوردن جملات و عباراتي شبيه قرآني كه در دست ماست، بدون خاصيّتي كه با ارادة آن خاندان صورت مي‌پذيرد، كاري غير ممكن نيست. ولي آوردن آن حقيقتي كه نزد پيامبر و عترت اوست،‌ با خواص همراه آن، كه تنها و تنها، با ارادة آن بزرگواران محقّق مي‌شود، معجزه‌اي است كه از هيچ‌كس ساخته نيست.

ادامة مطلب

پي‌نوشت:

1 ـ "وحدت موضوعي" در آينده مورد بحث قرار خواهد گرفت.

2 ـ قرآن مجيد، سورة اسراء، آية 46.

3 ـ بحارالأنوار، ج85، ص82، ح24

4 ـ كافي، ج8، ص266، ح387

5 ـ قرآن مجيد، سورة فاطر، آية32.

6 ـ پيش از اين، رواياتي كه از پيشوايان معصوم عليهم‌السلام در بيان اين آيه وارد شده بود، خوانديد.

7 ـ قرآن مجيد، سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 45.

8 ـ قرآن مجيد، سوره‌ي كهف، آيه‌ي 108.

9 ـ قرآن مجيد، سوره‌ي نحل، آيه‌ي 57.

 





بازديد : 6298 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 311
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360472
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 14
اعضا: 0
مجموع: 14

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9