.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545339
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
تحقيقي در داستان تير و پاي امير1
 
  
 

بسم الله الرحمن الرحيم

جريان «اخراج تير از پاي امير المؤمنين در حال نماز» در كتب شيعي، فراوان نقل شده. و كمتر فقيه و محدّثي‌است كه به آن استشهاد نكرده باشد. در اين نوشتار كوتاه، در دو بعد به طور مختصر پيرامون اين داستان بخث مي‌كنيم:

الف: سير پيدايش اين داستان بر حسب تحقيقات ما:

به ميزان امكاناتي كه در اختيار داشته و بر حسب وسع خويش، نخستين سندي كه  از نظر قدمت زماني براي داستان تير يافتيم، متني است كه ابوالفضل رشيد‌الدّين ميبدي در كتاب "كشف الاسرار"  نگاشته‌ي سال520 هجري قمري، آن را نقل نموده است. متن، چنين است:

" در آثار بيارند كه علي عليه السلام در بعضي از آن حرب‌هاي وي تيري به وي رسيد، چنانكه پيكان اندر استخوان وي بماند. جهد بسيار كردند ، جدا نشد. گفتند : تا گوشت و پوست بر ندارند، اين پيكان جدا نشود.

بزرگان و فرزندان وي گفتند: اگر چنين است، صبر بايد كرد تا در نماز شود كه ما وي را اندر وِرد نماز چنان بينيم كه گويي وي را از اين جهان خبر نيست. صبر كردند تا از فرايض و سنن فارغ شد و به نوافل و فضايل نماز ابتدا كرد. مرد معالج آمد و گوشت برگرفت و پيكان بيرون گرفت و علي اندر نماز بر حال خود بود. چون سلام نماز باز داد، گفت:  درد من آسان‌تر است. گفتند: چنين حالي بر تو رفت و تو را خبر نبود؟ گفت: اندر آن ساعت كه من به مناجات الله باشم، اگر جهان زير و زبر شود يا تيغ و سنان در من زنند، از لذّت مناجات الله از درد تن خبر نبود ."

مؤلّف كتاب، مأخذي براي خبر فوق ذكر نكرده، و به عبارت: «در آثار بياورند» بسنده كرده است. و ما نيز هرچه بيشتر تفحص كرديم، كمتر موفق شديم كه پيش از ايشان، سندي براي اين داستان بيابيم.

 

ظاهراً شهرت اين داستان، از زمان مرحوم علامه‌‌ي حلّي، متوفاي726 هجري قمري است. وي اين جريان را در كتاب‌هاي "‌كشف اليقين" صفحه‌ي118، "نهج الحقّ" صفحه‌ي247، و "منهاج الكرامه" صفحه‌ي161، نقل فرموده‌اند. به نظر مي‌رسد با توجّه به روش مرحوم علاّمه در نقل فضايل خاندان عصمت، از مصادر سقيفه‌گرايان، خبر مذكور نيز از كتب اخبار آنان به جوامع روايي ما راه يافته باشد. زيرا مرحوم علاّمه‌ي حلّي نيز سندي براي آن ذكر نفرموده است.

شايان ذكر است كه "حديقة الشيعه" در بررسي احاديث مربوط به تفسير آيه‌ي شريفه‌ي " انما وليّكم الله ... " و نقد گفتار مخالفان درباره‌ي اين آيه، به خبر درآوردن تير اشاره كرده و يادآور شده است كه مرحوم شيخ مفيد و ديگر دانشمندان شيعه، اين خبر را نپذيرفته‌اند.

فرمايش صاحب "حديقه الشيعه" نشان مي‌دهد كه دانشمندان متقدم بر "علامه‌ي حلي" هم با اين خبر برخورد داشته‌اند. ولي به دليل عدم پذيرش آن، بنايي بر نقلش نداشته‌اند. و ما به مقداري كه استقراء كرديم، در كتب آنان در مورد اين خبر، چيزي نيافتيم، نه بصورت تأييد خبر و نه بصورت نقد و ردّ آن.

متن خبر "نهج الحق و كشف الصدق" :

" و بَلَغ في العِبادةِ  اِلي أنَّه كان يُؤخَذُ  النُشَّاب من جسده عندَ الصَّلاة لانقطاع نظره عن غيره تعالي بالكلية" "در عبادت به جايي رسيد كه تيرها ـ ي اصابت كرده به بدن مقدسش ـ را در هنگام نماز از او مي‌كشيدند، واو بخاطر گسستگي خاطرش از غير خدا بكلي ـ احساس نمي‌كرد و متوجّه نمي‌شد ـ ." [نهج الحق و كشف الصدق"، ص 247]

متن خبر " كشف اليقين":

" و بلغ في العبادة إلي أنه اذا توجّه الي الله في صلاته توجه بكليته و ينقطع نظره عن الدنيا حتي أنه لايدرك الألم لأن  النُّشَّاب إذا اريد إخراجه من جسده الشريف يترك حتي يصلي فاذا اشتغل بالصلاة  وأقبل علي الله أخرجوا الحديد من جسده ." " در عبادت به آنجا رسيد كه هنگامي كه به سوي خدا توجّه مي‌كرد ، به‌طور كلي به او رو مي‌نمود و خاطرش را از دنيا مي‌گسست تا آنجا كه درد و زحمت بدن را نمي‌فهميد. تيرهايي كه مي‌خواستند از بدن مباركش بيرون بياورند رها مي‌كردند تا ايشان به نماز ايستد، چون مشغول نماز مي‌شد و به سوي خدا رو مي‌نمود آن آهن را از بدنش بيرون مي‌آوردند." [كشف اليقين"، ص 118]

متن خبر " منهاج الكرامه" :

" و كان اذا اريد إخراج شي من الحديد من جسده ترك الي ان يدخل في الصلاة ، فيبقي متوجهاً إلي الله تعالي غافلا عما سواه ،‌ غير مدرك للآلام التي تفغل به". هنگامي كه بنا بود چيزي از آهن ـ تير و پيكان ـ از جسم شريفش بيرون آورده شود، صبر مي‌كردند تا در نماز وارد شود. پس چنان متوجه به خدا مي‌گشت و از غير خدا غافل مي‌شد كه ديگر درد‌هايي كه به او مي‌رسيد را نمي‌فهميد" [منهاج الكرامه"، ص 161]

چنانكه ملاحظه مي‌شود مرحوم علامه‌ي حلّي خبر فوق را بدون هيچ سندي نقل فرموده، و هيچ اشاره‌اي به مدرك و مأخذ خود نيز نفرموده است.

پس از علامه‌ي حلّي، از جهت زماني نقل ديگر متعلق به كتاب "ارشاد القلوب" تأليف ابوالحسن ديلمي متوفّاي حدود 760‌ هجري مي‌باشد. او مي‌گويد:

"و كان اذا توجّه إلي الله تعالي توجّه بكلّيته، وانقطع نظره عن الدنيا و ما فيها، حتي أنّه يبقي لا يدرك الألم‌، لأنهم كانوا اذا ارادوا إخراج الحديد والنُّشاب من جسده الشّريف تركوه حتّي يصلّي، فاذا اشتغل بالصّلاة و أقبل إلي الله تعالي أخرجوا الحديد من جسده و لم يحس ، فإذا فرغ من صلاته يري ذلك، فيقول لولده الحسن عليه السلام : ان هي الاّ فعلتك يا حسن". "هنگامي كه رو به سوي خدا مي‌كرد با تمام وجود، متوجه پروردگار مي‌شد. چشم خويش را از دنيا و آنچه در آن است مي‌پوشاند تا آنجا كه زحمت درد را نمي‌فهميد. به همين دليل آنان هنگامي كه مي‌خواستند تير و پيكان را از جسم مباركش بيرون بياورند صبر مي‌كردند تا به نماز بايستد. پس هنگامي كه مشغول نماز مي‌شد و رو به سوي خدا مي‌كرد، آن را بيرون مي‌آوردند و او نمي‌فهميد. هنگامي كه از نماز فارغ مي‌شد و مي‌ديد كه چه اتفاقي افتاده به فرزندش مي‌گفت: همانا اين از تدبير و چاره‌انديشي توست اي حسن‌". [ارشاد القلوب، ج2، ص217]

چنان‌كه ملاحظه مي‌شود مرحوم ديلمي نيز اين خبر بدون هيچ سندي آورده و هيچ اشاره‌اي به مأخذ مورد استفاده‌ي خود نكرده است.

پس از ديلمي، نقلي متفاوت بر نقل‌هاي ديگر، خبري است كه در كتاب "المناقب ا لمرتضويه" محمد صالح الكشفي الحنفي  متوفاي 1025 هجري قمري به شكل زير آمده است:

"روي ان علياً قد أصاب رجله في غزوة أحد سهم صعب إخراجه، فأمر رسول‌الله صلي الله عليه و أله بإخراجه حين اشتغاله بالصّلاة. فأخرجوه من رجله فقال بعد فراغه عن الصلاة بأنه لم‌يلتفت بذلك". "روايت شده كه در جنگ اُحُد تيري به پاي امام علي عليه السلام اصابت كرد كه خارج كردنش بسيار مشكل بود. رسول‌خدا صلي الله عليه و آله دستور داد تا آن را در هنگام نماز   يشان از پاي حضرتش خارج كنند. پس همين كار را كردند و هنگامي كه امام عليه السلام از نماز فارغ گشت فرمود كه هيچ متوجّه اين موضوع نشده است." [المناقب المرتضويه، ص364]

در اين نقل، اين خبر مربوط به واقعه‌ي جنگ احد است، و سفارش كننده‌ي به اخراج تير، پيامبر خدا صلي الله عليه و آله معرفي شده است. ولي هيچ منبع ، مأخذ و سلسله‌ سندي براي خبر فوق نقل نشده است.

5 ـ نقلي كه با ديگر اخبار رسيده در خصوص "روايت تير" متفاوت مي‌باشد، خبري است كه در كتاب "المحجة البيضاء" و "جامع السعادات" آمده است:

"و روي أنه وقع نصل في رجله عليه السلام ، فلم يمكن من إخراجه. فقالت فاطمة? : أخرجوا في حال صلاته ، فإنه لايحس حينئذ بما يجري عليه . فأخرج و هو في صلاته فلم يحس به أصلا .

و نقل شده كه تيري به پاي حضرتش اصابت كرد و كسي نتوانست آن را بيرون بياورد. فاطمه سلام الله عليها فرمود: آن را در هنگام نماز بيرون آوريد. زيرا او در اين حال آنچه بر او مي‌گذرد را احساس نمي‌كند. پس تير را بيرون آوردند و او در حال نماز بود و هيچ احساس نكرد ." [المحجة البيضاء، فيض كاشاني، ج1، ص397 و جامع السعادات نراقي، ج3، ص263]

 در اين نقل، سفارش بيرون ‌آوردن تير در هنگام نماز، از سوي حضرت فاطمه سلام الله عليها بوده است.

 چنان‌كه ملاحظه مي‌فرماييد، همه‌ي اين كتاب‌ها كه اصولي‌ترين‌ ناقلان اين داستان هستند، خبر را بدون ذكر سند و راوي نقل كرده‌اند.

تشويش و اضطرابي  كه در اين نقلها وجود دارد، قرينه‌ي ديگري‌است بر اين كه نقل اين خبر مستند به هيچ سند معتبر و يا غير معتبري نيست. تا آنجا كه صاحب كتاب "منهاج البراعه" خبر مذكور را به شكل زير نقل كرده است:

"ويشهد بذلك ما رواه غير واحد من أنّه عليه السلام قد أصابت رجله الشريف نشابة في غزوة صفّين و لم‌يطق الجراحون اخراجها من رجله لاستحكامها فيه ، فلما قام الي الصلاة اخرجوها حين كونه في السجدة، فلما فرغ من الصّلاة علم باخراجه و حلف أنه لم يحس ذلك أصلا .

" گواه بر اين مطلب آن است كه افزون بر يك نفر، نقل كرده‌اند كه در جنگ صفّين به پاي مباركش تيري اصابت كرد و پزشك‌ها نتوانستند آن را بخاطر نفوذش در پاي ايشان دربياورند. پس هنگامي كه حضرتش به نماز ايستاد ، تير را در حال سجده‌ي ايشان بيرون آوردند. چون نماز ايشان تمام شد، از بيرون آوردن آن آگاه گرديد و سوگند ياد كرد كه آن را احساس نكرده است." [منهاج البراعه، ملاحبيب خويي، ج8، ص152]

در حالي‌كه در كتب فوق الذّكر، هيچ‌يك زمان واقعه را جنگ صفّين ذكر نكرده‌اند و به احتمال زياد، صاحب كتاب "منهاج البراعه" تنها با اعتماد بر حافظه، و بدون مراجعه به مأخذ، اين خبر را در كتاب خويش ذكر كرده است.

اينها رواياتي بود كه حاكي از عدم آگاهي امام در حال نماز از جريانات اطراف خويش و مخصوصا بدن خويش بود!

همانگونه كه ملاحظه كرديد، متون اين داستان با اختلاف گوناگون نقل شده و در واقع داراي تشويش و اضطراب است. در بعضي از متون، واقعه را به جنگ احد نسبت مي‌دهد، و در بعضي، جنگ صفين. در بعضي نقلها پيامبر صلّي الله عليه و آله به اخراج تير در نماز فرمان داده و در بعضي  ديگر امام حسن عليه السلام، و در بعضي حضرت زهرا سلام الله عليها، و در بعضي ديگر، بزرگان و فرزندان وي گفتند كه بايد در حال نماز تير را بيرون كشيد و...

 

 

ادامه‌ي مطلب

 
   




بازديد : 3632 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 293
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360454
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 18
اعضا: 0
مجموع: 18

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9