.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 539699
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
هديه به منتظران گل نرگس 2
 
  

(16)


   عن الرَّيّانِ‏بن الصَّلْت قال: قُلتُ لِلرِّضا عليه‏‌السلام: أنتَ صاحبُ هذَا الْأمْرِ؟ فقال: أنَا صاحِبُ هذَا الْأمْرِ وَلكنّي لَسْتُ بِالَّذي أمْلأُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً، و كَيْفَ أكونُ ذلك عَلى ما تَرى مِنْ ضَعْفِ بَدَني، وَ إنَّ الْقائِمَ هُوَ الّذي إذا خَرَجَ كانَ في سنِّ الشُّيُوخِ وَ مَنْظَرِ الشُّبّانِ، قويّاً في بَدَنِهِ حَتّى لَوْ مَدَّ يَدَهُ إِلى أعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلى وَجْهِ الْأرْضِ لَقَلَعَها، وَ لَوْ صاحَ بَيْنَ الْجِبالِ لَتَدَكْدَكَتْ صُخُورُها. يَكُونُ معَهُ عَصا مُوسى، وَ خاتَمُ سُلَيْمانَ عليهماالسلام. ذاكَ الرّابِعُ مِنْ وُلْدي، يُغَيِّبُهُ اللَّهُ في سِتْرِهِ ما شاء، ثُمَّ يُظْهِرُهُ فَيَمْلَأُ (بِهِ) الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً1 .
ريّان بن صلت گفت: به حضرت رضا عليه‏‌السلام عرضه داشتم: آيا شما صاحب اين امر -امامت و ولايت- هستيد؟ فرمودند: من صاحب اين امر هستم ولى من آن كسى نيستم كه زمين را پر از عدل كنم، همانگونه كه سرشار  از جور و ستم باشد. و من چگونه آن -عدل گستر- باشم با وجودى كه ناتوانى جسم مرا مى‏‌بينى. در صورتى كه قائم -آل محمّد عليهم‏‌السلام- كسى است كه چون خروج كند در سنّ پيران و در ديدگاه -مردم- همچون جوانان بوده و با بدنى قدرتمند است؛ آن چنان كه اگر دستش را به سوى بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آنرا از جا بر مى‏‌كند و اگر در ميان كوهها فرياد برآورد، سنگهاى آنان متلاشى مى‏‌گردند. -ديگر از نشانه‏‌هاى او اين است كه- عصاى موسى و انگشتر سليمان‏ عليهماالسلام همراه اوست. آن -حجّت خدا- چهارمين فرزند من است. خداوند اورا در پرده غيبتش تا هر زمان‏كه بخواهد پنهان مى‏‌دارد. سپس اورا ظاهر ساخته و زمين‏‌را به‏‌وجود او آكنده از قسط و عدل خواهد كرد همانگونه كه از جور و ظلم پر شده باشد .

* تأكيد فراوان امامان معصوم عليهم‏‌السلام بر اين كه قائم آل محمّد عليهم‏‌السلام فرزند كيست و نشانه‏‌هاى او كدام است، براى اين مى‏‌باشد كه شيعه در هيچ زمان فريب دروغ پردازان را نخورده و به اميد سرابى دست از حجّت خدا كه مايه حيات است برندارد.
* يكى از نشانه‏‌هاى امام زمان‏ عليه‏‌السلام چهره جوان اوست با وجودى كه حضرتش از كهولت سنّ برخوردار است.
* معجزات همه پيامبران عليهم‏‌السلام علاوه بر علوم و كتابهاشان در نزد يگانه وارث آنان حضرت حجّة‌بن الحسن العسكرى‏ عليهماالسلام مى‏‌باشد.
* تأكيد مكرّر پيشوايان معصوم عليهم‏‌السلام بر اينكه تنها كسى كه قيام مسلّحانه خواهد كرد و جهان را از بى عدالتى و تجاوز مى‏‌رهاند فقط و فقط حجت برگزيده خدا حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام است، نه امامان و رهبران ديگر.

 

    (17)


   عن عَبْدِالسَّلامِ‏‌بنِ صالِحِ الْهِرَوي قال: سَمِعْتُ دِعْبلَ‏‌بنَ عليٍّ الْخُزاعىَّ يقولُ: أنْشَدتُ مَولاي الرِّضا عليَّ بنَ مُوسَى‏‌ عليهماالسلام قصيدَتىَ الّتي أوَّلُها :
 مَدارِسُ آياتٍ خَلَتْ مِن تلاوَةٍ
و مَنزِلُ وَحْىٍ مُقْفَرُ العَرَصات
 فَلَمَّا انْتَهَيْتُ إلى قولى :
 خُروجُ إمامٍ لا مَحالةَ خارجٌ
يقُومُ علَى اسْمِ اللَّهِ وَ الْبَرَكاتِ
 يُميِّزُ فينا كُلّ‏حقٍّ و باطلٍّ
ويَجْزى علَى‏‌النَّعْماءِ وَالنَّقَماتِ
 بَكَى الرِّضا عليه‏‌السلام بُكاءً شَديداً، ثمَّ رَفَعَ رأْسَهُ إلىَّ فقالَ لي: يا خُزاعىُّ نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ على لِسانِكَ بهذَيْنِ الْبَيْتَيْنِ، فَهَلْ تدري مَنْ هذا الْإمامُ وَ مَتى يقُومُ؟ فقلتُ: لا يا مولاى إلاّ أنّي سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمامٍ مِنْكُمْ يُطهِّرُ الْأرْضَ مِنَ الْفَسادِ وَ يَمْلَأُها عدلاً (كَما مُلِئَتْ جَوْراً). فَقالَ: يا دِعْبل، الْإمامُ بَعْدى مُحَمَّدٌ ابنى، وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلىٌّ، و بعدَ علىٍّ ابْنُهُ الْحَسَنُ، و بَعْدَ الْحَسنِ ابْنُهُ الحُجّةُ الْقائِمُ الْمُنتَظَرُ في غَيْبَتِهِ، الْمُطاعُ في ظُهُورِهِ، لَو لَمْ يَبْقِ مِنَ الدُّنْيا إلاّ يَومٌ واحدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عزَّ و جَلَّ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَ الَأرضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا2ً .
عبدالسّلام بن صالح هروى گفت: از دعبل خزاعى شنيدم كه مى‏‌گفت: براى مولايم حضرت ابوالحسن الرّضا عليه‏‌السلام قصيده‏‌اى را سرودم كه اوّلش اين بود
:
 مَدارِسُ آياتٍ خَلَتْ مِنْ تلاوةٍ
و مَنْزِلُ وَحْى مُقْفَر العَرَصات
 -خانه‏‌هاى اهل بيت پيامبر كه- محلّ تدريس آيات الهى -بود- اكنون خالى از تلاوت است. و خانه هايى كه محّل فرود وحى الهى بود اكنون عرصه‏‌هاى آن خالى از عبادت و هدايت است .
 وقتى كه به اين دو بيت رسيدم :
 خُرُوجُ إمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ
يَقُومُ عَلَى اسمِ اللَّهِ وَ الْبَرَكاتِ
 -آنچه اميد دارم- قيام امامى است كه البته خروج خواهد كرد بنام خدا و با بركتهاى بسيار .
 يُميِّزُ فينا كلَّ حقٍّ و باطلٍّ
و يَجْزى عَلَى النَّعْماءِ وَ النَّقَماتِ
 هر حقّ و باطلى را در ميان ما از هم جدا مى‏‌كند و مردم را بر نعمتها و نقمتها پاداش مى‏‌دهد .
 امام ابوالحسن الرّضا عليه‏‌السلام به شدّت گريستند. سپس سر خود را به سوى من بلند كرده و فرمودند: اى خزاعى اين دو بيت را روح القدس بر زبان تو جارى كرد. آيا اين امامى را كه گفتى مى‏‌شناسى كيست؟ و چه وقتى قيام مى‏‌كند؟ عرضه داشتم: نه، اى مولاى من. جز اينكه شنيده‏‌ام امامى از شما خاندان -رسالت- خروج مى‏‌كند و زمين را از تباهى پاك كرده و آن را پر از عدل مى‏‌نمايد - همانگونه كه از جور و ستم پر گشته است. -امام- فرمودند: اى دعبل! امام پس از من پسرم محمّد است؛ و پس از محمّد پسرش على؛ و پس از على پسرش حسن ؛ و پس از حسن پسرش حجّت قائم است عليهم‏‌السلام كه در غيبتش انتظارش را مى‏‌كشند و در ظهورش فرمانش را مى‏‌برند. اگر از عمر دنيا بيش از يك روز باقى نمانده باشد آن روز را خداوند عزّوجلّ آنقدر طولانى كند تا -قائم آل محمّد عليهم‏‌السلام- خروج كند و زمين را آكنده از عدل نمايد همانگونه كه از جور و ستم پر گشته است .

* در زمان امامت حضرت ثامن الحجج علىّ‏‌بن موسى الرّضا »عليه آلاف التّحيّة و الثّناء« رفتار دشمنان و منافقان تا آن زمان با دين و اهل بيت پيامبر عليهم‏‌السلام به گونه‏‌اى بوده كه آثار رسالت را از ميان برده و اميد مؤمنان تنها به قيام منتقم الهى حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام بوده است.
* قيام قائم آل محمّد عليهم‏‌السلام از وعده‏‌هاى حتمى خداوند است؛ و خداوند هرگز خلاف آنچه وعده فرموده، رفتار نمى‏‌كند.


 
    (18)


   عن سُدَيرِ الصَّيرَفى قال: سَمِعْتُ أباعبدِاللَّه‏ عليه‏‌السلام يقول: إنَّ في صاحِبِ هذَا الْأمْرِ شَبَهاً مِنْ يُوسُف‏ عليه‏‌السلام قال: قُلْتُ له: كأنَّك تَذْكُرُهُ حَياتَه أوْ غَيْبَتَه؟ قال: فقال لى: وَ ما يُنْكِرُ مِنْ ذلك هذِهِ الْأُمَّةُ أشْباهُ الْخَنازيرِ. إنَّ إخْوَةَ يُوسُفَ‏ عليه‏‌السلام كانُوا أسْباطاً أَوْلادَ الْأَنبياء تاجَرُوا يوسُفَ، و بايَعُوهُ و خاطَبُوهُ، و هُمْ إخْوتُه و هُوَ أخُوهُمْ، فَلَمْ يَعْرِفوهُ حتّى قال: أنَا يُوسفُ و هذا أخي، فَماتُنكِرُ هذِهِ الاُمّةُ الْمَلْعُونَةُ أنْ يَفعَلَ اللَّهُ عزَّ و جلَّ بحُجَّتِهِ في وَقْتٍ مِنَ الأَوْقاتِ كَما فَعَلَ بِيُوسُفَ، إِنَّ يُوسُفَ‏ عليه‏‌السلام كانَ إلَيهِ مُلْكُ مِصْرَ و كانَ بَيْنَهُ و بَيْنَ والِدِهِ مَسيرَةُ ثَمانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً، فَلَوْ أرادَ أنْ يُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلى ذلِكَ، لَقَدْ سارَ يَعقُوبُ‏عليه‏السلام و وُلدُه عِنْدَ الْبشارَةِ تِسعَةَ أيّامٍ مِنْ بَدوِهِمْ إلى مِصر، فَما تُنكِرُ هذِهِ الْاُمّةُ أنْ يَفعَلَ اللَّهُ جلَّ وَ عزَّ بِحُجّتِهِ كَما فَعَلَ بيُوسُفَ، أنْ يَمْشِىَ في أسْواقِهِمْ وَ يَطَأَ بَسَطَهُمْ حَتّى يَأْذَنَ اللَّهُ في ذلِكَ لَهُ كَما أَذِنَ لِيُوسُفَ، قالوا: «أئِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟ قال: أَنَا يُوسُفُ»3.
سدير صيرفى گفت: از حضرت صادق‏ عليه‏‌السلام شنيدم كه مى‏‌فرمودند: صاحب اين امر - قيام به شمشير - به حضرت يوسف عليه‏‌السلام شباهت دارد. عرضه داشتم: مثل اينكه زندگى يا غيبت آن حضرت مورد نظر شماست؟ -سدير- گفت: حضرت به من فرمودند: و آن بخشى از امور او كه اين امّت خوك سيرت انكار مى‏‌كنند -مورد نظر من است و آن اين است كه-: برادران يوسف‏ عليه‏‌السلام نوادگان و فرزندان پيامبران بودند با اين وصف، يوسف‏ عليه‏‌السلام را متاع خود قرار داده و او را فروختند؛ و وقتى با او روبرو شدند و به گفتگو پرداختند در حالى كه برادران او بودند و او نيز برادر آنان بود ولى يوسف را نشناختند تا وقتى كه گفت: »من يوسفم و اين برادر من است« پس آنچه را كه اين امّت لعنت شده انكار مى‏كنند اين است كه خداى عزّوجلّ در زمانى با حجّت خود همان كند كه با يوسف كرد. حضرت يوسف چون سلطنت مصر در اختيارش بود و فاصله ميان او و پدرش -به اندازه- هجده روز راه بود، اگر مى‏خواست پدرش را با خبر كند مى‏توانست. يعقوب‏ عليه‏‌السلام و فرزندانش پس از رسيدن مژده -سلامتى يوسف‏ عليه‏‌السلام- فاصله ميان خود و مصر را در مدّت نه روز پيمودند. پس آن چيزى كه امّت انكار مى‏كند اين است كه خداى عزّ و جلّ با حجّت خود همانگونه رفتار كند كه با يوسف كرد. يعنى اين را انكار مى‏‌كنند كه -قائم آل محمّد عليه‏‌السلام- در بازارهاى آنان راه رود و بر فرش آنان پا گذارد تا وقتى كه خداوند به او فرمان - قيام و ظهور - دهد همانگونه كه به يوسف اذن داد تا برادرانش او را بشناسند - آنگاه برادرانش - گفتند: آيا تو خود يوسف هستى؟ -يوسف- گفت: -آرى- من يوسفم
.
 
* امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام با برخى ديگر از پيامبران الهى‏ عليهم‏‌السلام نيز شباهت دارد. شباهت آن بزرگوار با حضرت موسى‏ عليه‏‌السلام در ولادت  و خوف از فرعونيان و...
* امّتى خوك سيرت‏اند كه غيرت دفاع از ناموس خود را ندارند و از اين كه نواميس آنان با نامحرمان معاشرتهاى نامشروع دارند متأثّر نبوده بلكه موجب افتخار و سربلندى خود مى‏‌دانند. چنين امّتى مورد لعن و نفرين خدا و پيامبران و فرشتگان مى‏‌باشند.
* وقتى اراده خدا بر اين باشد كه كسى شناخته نشود، برادرانش هم گرچه پيغمبرزاده بوده و با او به گفتگو پرداخته باشند، او را نخواهند شناخت.
* امام زمان حضرت حجّةبن الحسن العسكرى عليهماالسلام گرچه در ميان ما مردم زندگى مى‏‌كند تا جايى كه پاى مقدّس خود را بر فرشهاى ما مى‏‌نهد، و ما موفّق به ديدار آن قدّيس آسمانى مى‏‌شويم ولى او را نمى‏‌شناسيم در صورتى كه او بخوبى فرد فرد ما را مى‏‌شناسد.


 
    (19)


 عن محمّدِبنِ عُثمانِ الْعَمْرى رضِىَ‏‌اللَّهُ عنه قال: سمِعْتُهُ يقُولُ: وَ اللَّهِ إنَّ صاحبَ هذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ فَيَرَى النّاسَ و يَعْرِفُهُم و يرَوْنَهُ و لايَعْرِفُونَهُ4 .
عبداللَّه بن جعفر حميرى گفت: از محمّد بن عثمان عَمْرى »رضوان اللَّه تعالى عليه« - نايب خاصّ امام زمان‏ عليه‏‌السلام- شنيدم كه مى‏‌فرمود: به خدا سوگند صاحب اين امر هر سال در مراسم حجّ حاضر مى‏‌شود و مردم را مى‏‌بيند و آنان را مى‏‌شناسد و مردم او را مى‏‌بينند و نمى‏‌شناسندش
.

* امام زمان‏ عليه‏‌السلام هر سال با حضور خود در مراسم حج بر اين حقيقت تاكيد دارند كه در همه امور خود مطيع فرمان خداوند عزّ و جلّ مى‏‌باشند. رفتار و گفتار آن بزرگوار دليل آشكارى بر اراده خداوند در آن زمان و مكان مى‏‌باشد. «السّلام عليك يا حجّة اللَّه و دليلَ ارادته»5.
* وجود مقدّس حجّت خدا در روى زمين و در ميان خلق خداست ولى مردم به فرمان الهى حقّ شناخت او را ندارند گرچه نشانه‏‌هاى ظاهرى‏‌اش را در كتابها خوانده باشند و او را از نزديك با چشمان خود ببينند.


 
    (20)


   عَبدُاللَّهِ‏‌بنُ جَعْفَر الْحِمْيَري قال: سَمِعْتُ مُحمّدَبنَ عثمان العَمْري رضِىَ‏‌اللَّهُ عنه يقول: رَأَيْتُهُ صَلَواتُ‏‌اللَّهِ علَيهِ مُتَعَلِّقاً بِأَسْتارِ الْكَعْبَةِ فِى‏‌الْمُسْتَجارِ وَ هُوَ يَقُولُ: «الّلهمَّ انْتَقِمْ مِنْ أَعدائي»6.
عبداللَّه‏‌بن جعفر حميرى گفت: از محمّد بن عثمان عمرى »رضوان اللَّه تعالى عليه« شنيدم كه مى‏فرمود: - حضرت حجّةبن الحسن العسكرى عليهماالسلام را در مستجار كعبه ديدم كه پرده كعبه را گرفته -دعا مى‏‌كرد- و مى‏‌گفت: خداوندا «انتقام مرا از دشمنانم بگير».

* دشمنان امام زمان كه لعنت و نفرين خدا و خلق خدا بر آنان باد عبارتند از: دشمنان خدا و دشمنان پيامبر و عترت پاك او.
* دشمنان امام زمان همان كسانى هستند كه دشمنان خدا و دشمنان اولياى اورا به‏دوستى برگزيده و باآنان پيمان ترك مخاصمه دارند.
* دشمنان امام زمان منكران امامت و ولايت او در اين زمانند.
* دشمنان امام زمان، دشمنان دوستان و معتقدان به آنحضرت مى‏‌باشند.
* دشمنان امام زمان، ستمگران در حقّ خدا -‌يعنى: كافران، مشركان، منافقان و مفسدان‌- و دشمنان اولياى خدا، و آنان كه از ترس تكفير به جاى دشمنى با امام زمان، با پيروان امام زمان به جنگ برخاسته‏‌اند مى‏‌باشند.


 
    (21)


  عبدُاللَّهِ‏‌بنُ جَعفرِ الْحِمْيَرى قال: سأَلتُ مُحَمّدَبنَ عثمان العَمْري رضِىَ اللَّهُ عَنْهُ، فقلتُ له: أَرَأَيْتَ صاحِبَ هذَا الأَمْرِ؟ فقال: نَعَمْ و آخِرُ عَهدي بِهِ عِندَ بَيْتِ اللَّهِ الْحَرامِ و هُوَ يَقُولُ: «اللّهُمَّ أَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَني»7.
عبداللَّه بن جعفر حميرى گفت: از محمّدبن عثمان عمرى »رضوان اللَّه تعالى عليه«، پرسيدم: آيا صاحب اين امر را ديده‏‌اى؟ فرمود: آرى؛ آخرين بار اورا در كنار خانه خدا ديدم -كه دعا مى‏‌كرد و- مى‏‌گفت: «خداوندا در آنچه به من وعده فرموده‏‌اى شتاب كن
«.

* تعجيل در امر فرج و ظهور آن امام همام به خواست و اراده خداوند است. هرگاه او بخواهد حضرتش قيام خواهد كرد.
* دعا براى تعجيل در فرج امام زمان‏ عليه‏‌السلام تأسّى كردن به آن وجود مقدّس است. و در جهت رضاى او گام برداشتن.


 
    (22)


   عن محمّدِبن مُسْلِم قال: سَمِعْتُ أَباعَبْدِاللَّهِ‏ عليه‏‌السلام يقول: إنْ بَلَغَكُمْ عَنْ صاحِبِ هذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فَلاتُنْكِرُوها8 .
محمّدبن مسلم گفت: از حضرت صادق‏ عليه‏‌السلام شنيدم كه مى‏‌فرمودند: اگر از صاحب اين امر غيبتى رسيد شما را، -معترض به آن نشده و- انكارش نكنيد
.
 
* اكنون همان زمان است و ما مبتلا به غيبت امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام شده‏‌ايم، نكند طول غيبت آن حضرت خللى در عقيده ما وارد كند.
* در زمان غيبت، هيچكس مجاز نيست امامت و ولايت آن ولىّ اللَّه اعظم »ارواحنا فداه« را انكار كند و يا ديگرى را جانشين او بداند.


 
    (23)


   عن غياثِ‏بْنِ إبراهيم، عن الصّادقِ جعفرِبنِ مُحمّد، عن أبيه، عن آبائِهِ عليهم‏‌السلام قالَ: قالَ رسولُ اللَّهِ‏ صلى الله وعليه وآله: مَنْ أَنْكَرَ الْقائِمَ مِنْ وُلْدي فَقَدْ أَنْكَرَني9 .
غياث بن ابراهيم گفت: حضرت صادق از پدران بزرگوارش يك به يك نقل فرمود كه رسول خداصلى الله وعليه وآله فرمودند: هر كس قائم از فرزندان مرا انكار كند، مرا انكار كرده است
.
 
* انكار امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام با انكار رسالت پيامبر برابر است. و منكران امامت و ولايت و وجود مقدّس آن امام همام در حقيقت منكر اسلام و نبوّت پيامبر اكرم‏ صلى الله وعليه وآله مى‏‌باشند. گرچه آنان قرآن و پيامبر و يازده امام معصوم را پذيرفته باشند.
* ايمان و اعتقاد به وجود مقدّس امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام از ضروريّات دين است، و منكر ضرورى دين كافر است.


 
    (24)


  عن ابن مَسْكان، عن أبي‏‌عبدِاللَّه‏ عليه‏‌السلام قال: مَنْ أَنْكَرَ واحِداً مِنْ الْأَحْياءِ فَقَْد أَنْكَرَ الْأَمْوات10 .
ابن مسكان گفت: حضرت صادق‏ عليه‏‌السلام فرمودند: هر كس يكى از -امامان معصوم- زنده را انكار كند همانا همه اموات -آنان- را انكار كرده است
.
 
* تنها امام حىّ و زنده‏‌اى كه از نسل پيامبر باقى مانده است حضرت مهدى »عجل‏‌اللَّه تعالى فرجه« مى‏‌باشد و امروز انكار وجود مقدّس آن بزرگوار برابر است با انكار پيامبر و يازده وصىّ بر حقّ او عليهم‏‌السلام.


 
    (25)


   عن محمّدِبْنِ النُّعمان قال: قالَ لى أبوعَبْدِاللَّهِ‏ عليه‏‌السلام: أقْرَبُ ما يَكُونُ الْعَبْدُ إلَى اللَّهِ عزَّ وَ جلَّ و أرضى ما يَكُونُ عنْهُ، إذَا افْتَقَدُوا حجّةَ اللَّهِ فَلَمْ‏يُظْهِرْ لَهُمْ، و حَجَبَ عنْهُمْ فَلَمْ‏يَعْلَمُوا بِمَكانِهِ، وَ هُمْ في ذلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لاتَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَ لا بيّناتُهُ؛ فَعِنْدَها فَلْيَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَباحاً و مَساءً، وَ إنّ أَشَدَّ ما يَكُونُ غَضَباً عَلى أَعْدائِهِ إذا أَفْقَدَهُمْ حُجّتَهُ فَلَمْ‏‌يُظْهِر لَهُمْ، وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِياءَهُ لايَرْتابُونَ، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتابُونَ (لَ)ماأَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ طَرْفَةَ عَيْنٍ11 .
محمّدبن نعمان گفت: حضرت صادق‏ عليه‏‌السلام به من فرمودند: نزديكترين حالت بندگان با خداى عزّ و جلّ و راضى‏‌ترين حالت آنان از خداوند عزيز هنگامى است كه حجّت - برگزيده - خدا را گم كنند و خداوند نيز او را بر ايشان ظاهر نسازد و از آنان پوشيده بدارد و ايشان نيز از جاى او بى خبرباشند و آنان در اين حالت بر اين باور باشند كه -زمين را بدون حجّت نمى‏‌ماند- و حجّتهاى پيشين خدا باطل نمى‏‌گردند؛ و دلائل روشن خدا از بين نمى‏‌رود؛ اين افراد در چنين حالتى بايد صبح و شام منتظر فرج باشند. و همانا سخت‏ترين غضب خدا بر دشمنانش هنگامى است كه حجّتش را از آنان پنهان كرده و بر ايشان آشكار نكند در حالى كه مى‏‌داند دوستانش ترديدى به دل راه نمى‏‌دهند؛ و اگر بداند دوستانش دچار ترديد مى‏‌شوند يك چشم برهم زدن حجّت خود را از آنان پنهان نمى‏‌دارد
.
 
* صبح و شام بايد در انتظار فرج قائم آل محمّد عليهم‏‌السلام باشيم.
* غيبت امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام امتحان بزرگى براى امّت اسلام است. اگر كسى در وجود مقدّس  آن بزرگوار و امامت و ولايتش ترديدى كند از دشمنان خداوند به شمار مى‏‌آيد. زيرا دوستانش هيچ ترديدى در امر حضرت بقية اللَّه‏ عليه‏‌السلام ندارند.
* غيبت امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام هيچگونه ترديدى در دل دوستان خدا ايجاد نمى‏‌كند.
* خداوند، ايمان و هدايت دوستانش‏را عزيز و برتر شمرده است.


 
    (26)


   عنِ الْفَيْضِ‏‌بْنِ مُخْتار قال: سَمِعْتُ أباعبدِاللَّهِ‏ عليه‏‌السلام يقُولُ: مَنْ ماتَ مِنْكُم و هُوَ مُنتظِرٌ لِهذَاالْأَمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فى فُسْطاطِهِ، (قال:) ثُمّ مَكَثَ هَنيئَةً ثُمّ قال: لا، بَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَيْفِهِ، ثمّ قال: لا وَ اللَّه، إلاّ كَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ‏ صلى الله وعليه وآله12 .
فيض بن مختار گفت: از حضرت صادق‏ عليه‏‌السلام شنيدم كه مى‏‌فرمودند: هر كس از شما بميرد در حالى كه براى اين امر -فرج حضرت حجّت‏ عليه‏‌السلام- چشم براه باشد، مانند كسى است كه همراه قائم -آل محمّد عليهم‏‌السلام- و در خيمه اوست. -فيض‏‌بن مختار- گفت: حضرت اندكى مكث كرده سپس فرمودند: نه بلكه مانند كسى است كه همراه او با شمشير غلبه مى‏‌كند. سپس فرمودند: نه به خدا سوگند، نيست مگر آنكه در ركاب پيامبر خدا صلى الله وعليه وآله به شهادت رسيده باشد
.
 
* كسى كه در زمان غيبت امام زمان »عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف« به انتظار امر خدا مانده باشد همانند كسى است كه در راه خدا به رهبرى امام زمانش بپاخاسته و بر دشمنان خدا و ستمگران زمانه پيروز گشته است.
* همانگونه كه انكار امام زمان حضرت مهدى‏ عليه‏‌السلام مانند انكار پيامبر اسلام بود، با امام زمان در انتظار فرج بودن هم مانند در ركاب پيامبرصلى الله وعليه وآله به جهاد برخاستن و به شهادت رسيدن است.

 

پي‌نوشت:

 - كمال الدين صدوق، ص 376، حديث 7.

 - كمال الدين صدوق، ص372، حديث 6 .

 - اصول كافى، ج1، ص336، حديث 4.

 - كمال الدين صدوق، ص440، حديث 8 .

 - فرازى از زيارت شريف آل ياسين.

 - كمال الدين صدوق، ص440، حديث 1.

 - كمال الدين صدوق، ص440، حديث 9.

 - اصول كافى، ج1، ص 338، حديث 10 .

 - كمال الدّين صدوق، ص412، حديث 8.

10  - كمال الدّين صدوق، ص410، حديث 1 .

11  - كمال الدّين صدوق، ص339، حديث 17 .

12  - المحاسن، ص174، حديث 151 .

ادامة مطلب

 





بازديد : 4831 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 366
 بارديد ديروز : 998
 بازديد کلي : 5321670
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 12
اعضا: 0
مجموع: 12

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 98
نظرات : 9