.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545327
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
هجوم آرام و خواب غفلت 11 - عوارض ناگفته
 
  
 

 

پيشگفتار

بخش 1: غوغاى انفجار جمعيّت

بخش 2: مبارزه با رشد جمعيّت مسلمانان

   تصويب طرح كنترل جمعيت

   الف : اهرم فشار با وضع قوانين

  
ب : اهرم تبليغات عليه جمعيّت

  
ج : سرمايه ‏گذارى كلان و فشار اقتصادى

  
د : ابزار جلوگيرى از باردارى

      
* تشكّر و قدردانى

   ه : آموزش نسل جوان

   و : زنان، قوىترين اهرم

      
* اشتغال زنان

      
* تحصيلات زنان

       * ازدواج و زايمان زودرس و ديررس

   ز : عوارض ناگفته

      
* افزايش طلاق و مرگ

       * افزايش سنّ ازدواج

       * پيرى جمعيّت

   ح : نقطه مورد هجوم

   ط : كشف اشتباه يا توطئه

بخش 3:  سرمايه‏گذارى در بخش زنان

بخش 4: از لابلاى جرايد

بخش 5: خلاصه‏اى از آنچه گذشت

 

 

ز : عوارض ناگفته :

در اثر به کارگيري اين طرحهاى استعمارى صهيونيستى، چه بلاهايى كه بر سرملت مظلوم اين مرز و بوم نيامد: بيماريهاى فراوان، مرگهاى ناشى از مصرف داروهاى ضدّ باردارى و عقيم كردن زنان و مردان، اختلافات خانوادگى فراوان به خاطر خارج کردن زنان از جايگاه اصلي خويش به بهانه مشاغل و ورزش و باصطلاح، رفع تبعيض بين زنان و مردان، افزايش جهشى و روز افزون طلاق، افزايش بزهكارى، تورّم فزاينده، شيوع فحشاء و بى‏عفّتى و بى‏بند و بارى در ميان جوانان پسر و دختر، رواج بى‏دينى، تز تغيير احكام اسلام در قالب قرائت جديد از دين، باز شدن باب اشكال تراشي هاي بي پايه نسبت به احکام ديني و فتاواى مراجع متقدّم، زن سالارى و فمينيسم، و... . که همچنان دامنگير اين ملت بوده و ادامه دارد، همه و همه، عوارض اجراى اين طرحهاى استعمارى صهيونيستى است. بررسي کامل هريک از اين موارد، به گونه اي که به بيداري خفتگان غافل بينجامد، کار ساده اي نيست و از حوصله اين نوشته و نويسنده آن خارج است. اما اشاره گذرا به برخي از اين موارد، خالي از فايده نيست:

 

* افزايش طلاق و مرگ :

افزايش ميزان طلاق و مرگ، دو پيامد عمده و دو عارضه ناگفته، از پيامدهاى سياست كنترل جمعيّت و ابزارهاى به کار گرفته شده در آن است. در اثر اجراي اين سياستها، تنشهاى خانوادگى رو به فزونى گذاشت. بنياد خانواده‏ها به سستی گراييد و نزاعهاى خانوادگى بالا گرفت. و در نتيجه، آمار طلاق بطور سرسام آورى افزايش يافت. و در اثر استفاده از داروهاى ضدّ باردارى و عقيم كردن، ميزان مرگ و مير نيز فزونى چشمگيري يافت. براي پي بردن به عمق فاجعه، توجّه شما را به چند آمار جلب مى‏كنم. هرچند اين آمارها معلوم نيست تا چه حدّى به واقعيّت نزديك باشد ولى مى‏تواند حدّ اقل، بخشى از واقعيّت را منعكس كند. توجه کنيد:

«ميزان تولّدهاى ثبت شدة كشور در سال گذشته (يعنى سال 1374) يك ميليون و دويست و پنج هزار و پانصد و هشتاد و چهار مورد، و ميزان مرگ و فوتى‏هاى ثبت شده در همين سال، بيش از دو برابر يعنى دو ميليون و هفتصد و پنجاه و شش هزار و چهار صد و شصت و دو مورد بوده است.»

«هفته‏نامه اميد جوان، 24/4/1375»

مفهوم آمار فوق چيست؟! اميدواريم واقعيّت نداشته باشد. آنچه ما شاهد آن هستيم، در بوق كردن و سردادن شعارهايي چون تنگ شدن جا، و پاره شدن لايه ازون، در اثر تولّد نوزادي است كه در دورترين نقطه كشور ديده به جهان می گشايد؛ امّا ميزان، و پيامد و علّت اين‏همه مرگ و مير، كه باعث رشد منفى جمعيّت کشورمان مى‏شود، به راحتي ناديده گرفته مي شود! چرا؟! در باره افزايش طلاق چه خبر؟! توجّه کنيد:

«برابر اعلام آمار وقايع حياتى چهارگانه در سال 74، از سوى سازمان ثبت احوال كشور، همچنين در اين سال 462 هزار و 855 مورد ازدواج، و 34 هزار و 738 مورد طلاق به ثبت رسيده است.»

«هفته‏نامه اميد جوان، 24/4/1375»

«سازمان ثبت احوال كشور، در يك اطّلاع‏رسانى بى‏سابقه اعلام كرد كه در شش ماهه سال جارى، (يعنى سال 1375) آمار طلاق، 17 درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است.»

«ماهنامه صبح، دى ماه 1375»

چشم مسؤولين و دست اندرکاران طرح کنترل جمعيت روشن و سرشان سلامت باد. «... محمّدجواد محمودى مدير كلّ دفتر آمار و اطّلاعات جمعيّتى سازمان ثبت احوال كشور... نسبت ازدواج به طلاق در 6 ماهه نخست (در سال 1375) را 13 به يك اعلام كرد و گفت: اين رقم بيانگر اين مطلب است كه 8 درصد ازدواجها منجر به طلاق شده است.»

«روزنامه اطّلاعات، 3/9/1375»

«... به گزارش روابط عمومى سازمان ثبت احوال كشور، ميزان طلاق در سال گذشته (1375) 37 هزار و 187 مورد بوده است كه نسبت به مدّت مشابه سال 74 حدود 8/8 درصد افزايش يافته است.»

«روزنامه قدس، 25/2/1376»

«آمار ازدواج و طلاق در سه ماهه اوّل امسال (1376) از سوى روابط عمومى سازمان ثبت احوال كشور انتشار يافت. بر اساس اين آمار، 8 هزار و 632 مورد طلاق در كشور انجام گرفته است كه نسبت به مدّت مشابه در سال پيش 9/1 درصد افزايش نشان مى‏دهد... تعداد ازدواج ثبت شده در اين مدّت 3 ماهه نيز 130 هزار و 435 مورد بوده است كه نسبت به سال گذشته، 4 صدم درصد افزايش نشان مى‏دهد.»

«روزنامه ايران، 10/6/1376»

«بر اساس اين گزارش - گزارش بالا - نسبت ازدواج به طلاق در سه‏ماهه اوّل سال 76 و سه ماهه اوّل سال 75، به ترتيب، 13/9 و 15/1 بوده است.»

«ماهنامه صبح، مهر ماه 1376»

«سازمان ثبت احوال كشور، ديروز آمار وقايع ثبت شده ولادت، فوت و طلاق در نه‏ماهه اوّل سال 1376 و مقايسه آن با مدّت مشابه سال گذشته را اعلام كرد. بر اساس آمار اعلام شده، از سوى اين سازمان... در نه‏ماهه اوّل امسال تعداد 883 هزار و 334 واقعه فوت اعم از فوت جارى و معوّقه، به ثبت رسيده است كه نسبت به مدّت مشابه سال قبل كه 859 هزار و 952 واقعه بوده 72/2 درصد افزايش نشان مى‏دهد. همچنين 397 هزار و 624 مورد ازدواج در نه ماهه اوّل سال 1376 به ثبت رسيده كه نسبت به سال گذشته كه 369 هزار و 954 مورد به ثبت رسيده بود، 48/7 درصد افزايش يافته است. ميزان طلاق در نه ماهه اوّل امسال، 31 هزار و 424 مورد به ثبت رسيده است كه نسبت به نه ماهه اوّل سال گذشته كه 28 هزار و 319 مورد بوده، 96/10 درصد افزايش يافته است.»

«روزنامه قدس، 30/11/1376»

«سازمان ثبت احوال كشور ديروز در اطّلاعيّه‏اى اعلام كرد:... در 9 ماهه اوّل سال 1377، 409 هزار و 235 مورد ازدواج در كلّ كشور به وقوع پيوست كه اين رقم نسبت به مدّت مشابه سال قبل، 89/2 درصد افزايش نشان مى‏دهد... سازمان ثبت احوال كشور، تعداد طلاق در سال 1377 را 31 هزار و 279 مورد ذكر كرد...»

«روزنامه قدس، 23/1/1378»

«روابط عمومى ثبت احوال كشور، ديروز اعلام كرد: آمار ثبت طلاق در سه ماهه اوّل سال جارى، نسبت به مدّت مشابه سال قبل، 99/15 درصد افزايش يافت... واقعه ثبت طلاق در سه ماهه اوّل سال قبل، 9 هزار و 659 مورد ثبت گرديد كه اين رقم در سه‏ماهه اوّل سال جارى، به 11 هزار و 203 مورد افزايش يافت. اين گزارش، ميزان ثبت ازدواج در سه ماهه اوّل سال جارى را 120 هزار و 883 مورد اعلام كرد كه نسبت به مدّت مشابه سال قبل 34/5 درصد افزايش يافته است.»

«روزنامه قدس، 3/6/1378»

در اين آمارها ـ كه البته ناقص هم هستند ـدقّت كنيد. نسبت ازدواج به طلاق را در سالهاى متوالى پى گرفته و ميزان مرگ و ميررا مقايسه نماييد. اين در حالى است كه مسؤولين ما بر حسب ظاهر، خوشحالند از اينكه در اثر طرح موفق كنترل مواليد، ميزان مرگ و مير را كاهش داده و در اثر دفاع از حقوق زنان، آنان را به يك وضعيّت نسبتاً مطلوب رسانده‏اند! و اگر به يك وضع كاملاً مطلوب برسند چه غوغايي خواهد شد؟

در تأييد آنچه گفتم، به چند اظهار نظر ديگر توجّه فرماييد:

«عبّاسعلى شريعتى‏نيا، رئيس شعبه 53 دادگاه عمومى مشهد: اگر در اصلاح اخلاقى خانواده‏ها و ترويجِ توجّه به دعا، قرآن، مراسم و مجامع مذهبى در نسل جوان نكوشيم، تصويب قوانين غلاظ و شداد و حمايتهاى تبليغى و سياسى از زنها و ترويج زن‏گرايى و زن‏ستايى و حتّى تقسيم پستهاى مديريّتى و اجرايى ميان زنها و مردها، نمى‏تواند آرامش لازم و سعادت خانوادگى را به زنها برساند. آيا توجّه شده است كه چرا آمار طلاق در سال 76، بيش از سال 75، و در سال 75، بيش از سال 74 بوده و در سال 76 حركت جهشى داشته است؟ با اينكه در سالهاى اخير، مقرّرات سختى براى طلاق تصويب و اجرا شده است! پس تنها راه نجات ملّت ما، رشد اخلاق و آداب اسلامى و آشنايى به روش و منش ائمّه معصومين عليهم السّلام است. نه آنچنان كه در رسانه‏هاى تصويرى ما بيشتر به بى‏تفاوتى اختلاط زن و مرد، تجّملگرايى، اجراى برنامه مهيّج پسران با مجرى دختر و بالعكس... گرايش مى‏دهد.»

«روزنامه رسالت، 23/7/1376»

اين سخن، از زبان كسى است كه قطعاً به فجايع اخلاقى و خانوادگى و اجتماعى، در جامعه ايران، آگاهى كافى داشته و نسبت به آمار واقعى، اطّلاعات وافى دارد. ايشان نيز به اين نتيجه رسيده اند كه به‏جز آشتي با خدا و تمسّك به ذيل عنايت اولياي او و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، و بازگشت به سوى آنان پس از قهر با آنان، راه ديگرى نمانده است. او اگرچه حرف دلش را صريح نمي گويد، ولي بر اساس يک باور صحيح، چنين مى‏انديشد، كه پشت ميز نشستن و قوانين کيفري را تشديد كردن و طرحهاى ارائه شده از سوى ديگران را بر ملّت مسلمان، تحميل كردن، جز دورى از دين و فرهنگ ديني، و رواج فرهنگ غرب و بزهكارى و بى‏بندوبارى و بدبختى همه‏جانبه، هيچ نتيجه ديگرى ندارد.

با آنچه گذشت، علت افزايش آمار طلاق، بسيار واضح و روشن است. و نيازي به تجزيه و تحليل ندارد. اما توجه به اظهاراتي که در پي مي آيد نيز خالي از لطف نيست:

«آمار طلاق در يونان رو به افزايش است و مردهاى يونانى و همينطور بسيارى از خانمها، مهمترين دليل آنرا، استقلال مالى زنان مى‏دانند كه با كمترين آثار اختلاف و عدم تفاهم، از همسر خود جدا مى‏شوند.»

«روزنامه كيهان، 16/5/1378»

«يك روزنامه ژاپنى نوشت: بر اساس آمار رسمى، طىّ نه ماه اوّل سال 1376، حدود 31 هزار فقره طلاق در ايران صورت گرفته است كه نسبت به سال پيش از آن 11 درصد افزايش نشان مى‏دهد... اين روزنامه ژاپنى نوشت: ركود اقتصادى، و كاهش حقوق مردان در ايران، موجب شده است كه دستمزد زنانى كه قادر به كارهاى تخصّصى هستند از دستمزد مردها هم بالاتر رود. به نوشته اين نشريّه: افزايش قدرت مالى زنان، سبب شده است كه در صورتيكه زنان از شوهرشان تقاضاى طلاق كنند، مرد نتواند با آن مخالفت كند...»

«روزنامه فردا، 1/2/1377»

اختلاط دانشجويان پسر و دختر و وجود روابط ناشي از احساسات جواني و جنسي در پيش از ازدواج، که قدرت تفکر و تصميم صحيح را از جوانان سلب مي کند، و در نتيجه، بنا نمودن پيوندي بر اساس و مبنايي سست که پس از مدّت کوتاهي از هم گسيخته مي شود؛ جايگزيني زنان با مردان در بازار کار، و عقب رانده شدن مردان توسط زناني که براي خودکفايي و درآمدزايي خويش و بي نيازي مالي از همسر، با حقوقي اندک تن به هر کاري مي دهند؛ و بيکاري روزافزون مردان و روي آوردن آنان به فساد اخلاقي و اعتياد و صوفيگري و... را به تمکن مالي و خارج از حد نياز زنان، اضافه کرده و حدس بزنيد که: اگر علاوه بر همه اينها، انواع و اقسام ابزار جلوگيرى از حاملگى و بستن لوله و... نيز به طور رايگان در اختيار باشد، چه اتّفاقی خواهد افتاد؟ آيا براي افزايش روزافزون طلاق، به علل ديگري غير از اينها نياز است؟!

معاونت امور فرهنگى و پيشگيرى سازمان بهزيستى مى‏گويد:

«افزايش طلاق دلايل زيادى دارد كه عمدتاً شامل افزايش استقلال اقتصادى و اجتماعى زنان، ركود صنعتى كه تعدادى از مشاغل را براى مردان حذف، و اشتغال زن را لازم مى‏سازد،... است. نظر جامعه‏شناسان در باره عوامل مؤثّر بر طلاق و وزن هر يك به شرح زير است:... ميزان جلوگيرى از باردارى به عنوان عامل مؤثّر طلاق پذيرفته شده است. جلوگيرى از باردارى مى‏تواند روابط جنسى خارج از چارچوب زناشويى را شكل دهد. مسلّماً خيانت در روابط زناشويى، عامل مؤثّر در گسست اوّلين پيوند زناشويى است. علاوه بر اين، پيشرفت روشهاى جلوگيرى از باردارى مانند قرصهاى ضدّ باردارى، امكان كنترل تعداد فرزندان را براى بسيارى از زنان و مردان فراهم ساخته است... بى فرزندى مى‏تواند وقوع طلاق را تسهيل كند... كنترل باردارى با استفاده از روشهاى جلوگيرى و اشتغال زنان بيرون از خانه، كه غالباً به دليل نياز بوده است نه انتخاب، وابستگى زنان به شوهران را به عنوان حامى، كاهش داده است. پس از تغيير نقش زنان در خانواده، زندگى بخش وسيعى از آنان در وضعيّت نامطلوب قرار گرفته است. به همين دليل به كارشان به عنوان راه فرار مى‏نگرند...»

«روزنامه همشهرى، 6/6/1378»

و...   آنچه خوانديد، بخشى از آمار طلاق و مرگ مير بود كه در اثر سياستهاى اشتغال و تحصيل و كنترل مواليد و... ناشى شده است. و از رهگذر اشتغال و تحصيل زنان، و باصطلاحِ سازمان ملل و اهل جنجال، رفع تبعيض ميان زن و مرد بود كه مسأله فمينيسم و زن سالارى متولّد شد و سريعاً رشد يافت.

 

* افزايش سنّ ازدواج :

يكى ديگر از پيامدها و عوارض ناگفته طرح كنترل جمعيّت و ساير متعلّقاتش، بالا رفتن سنّ ازدوج دختران و پسران بود كه اشاره شد. اكنون توجّه شما را به ميزان تأثير گذارىِ اين طرح، بر ميانگين سنّ ازدواج جلب مى‏كنم:

«متوسّط سنّ ازدواج از رقم 9/19 در سال 65، به رقم 4/22 در سال 75 افزايش يافته است.»

«روزنامه كيهان، 22/6/1377»

«دكتر عبّاس زالى رئيس مركز آمار ايران، روز گذشته در گفتگو با خبرنگاران... افزود: ميانگين سنّ ازدواج پسران و دختران در سال 1365، به ترتيب، 6/23 و 8/19 سال بود كه اين ارقام در سال 1375 به ترتيب، به 6/25 و 4/22 سال رشد يافته است...»

«روزنامه رسالت، 12/3/1376»

«گفتگويى با ژاله شادى‏طلب، جامعه‏شناس و استاد علوم اجتماعى در تهران: ابتدا از او در باره علل بالا رفتن ميانگين سنّ ازدواج جوانان در ايران سؤال كردم. ژاله شادى طلب: دلائل متعدّدى مى‏تواند داشته باشد. يكى آموزش است. وقتى كه دخترها با پسرها، سالهايى را كه به آموزش مى‏پردازند بيشتر مى‏شود و به خصوص تحصيلات عاليه رواج پيدا مى‏كند، طبيعتاً سنّ ازدواج بالا مى‏رود. امّا عامل ديگرى كه ممكن است در اين قضيّه تأثير داشته باشد موضوع اشتغال است... بنا بر اين جوانهايى كه بيكار هستند طبيعتاً رغبتى به ازدواج ندارند يا خانواده‏ها هم رغبتى ندارند كه دخترانشان را به آدمهاى بيكار، شوهر بدهند... س: اين تحوّل جديد، يعنى بالا رفتن سنّ ازدواج به طور كلّى چه تأثيرى بر كلّ جامعه خواهد داشت؟ جواب: مى‏توانيم انتظار داشته باشيم كه در بلند مدّت، نرخ بارورى زنها و تعداد بچّه‏هايى را كه به دنيا مى‏آورند كمتر از آن چيزى خواهد بود كه موقعى 10 يا 12 ساله هستند ازدواج مى‏كنند. بنا بر اين روى نرخ رشد جمعيّت ما قطعاً تأثير خواهد داشت و طبيعتاً روى تقاضاهايى كه ممكن است وجود داشته باشد، فرض بفرماييد، تقاضا براى مسكن.»

«راديو بى‏بى‏سى، 23/3/1376»

بر رشد روز افزون فساد و بزهكارى و بى‏بند و بارى، و جرائم جانى و مالى، و فشارهاى روحى و روانى دختران و پسران، و افزايش ميانگين سن جمعيت کشورمان چطور؟ اميدوارم خواننده محترم، بيش از پيش به اين نکته توجّه كند كه: تبليغات و اقدامات انجام شده از سوي مسؤولين محترم کشورمان که به دستور و اشراف صندوق جمعيت و ساير نهادهاي سازمان ملل، براى تأخير در امر ازدواج، مخصوصاً ازدواج دختران، و نيز براى تحصيلات عاليه، مخصوصاً تحصيلات دختران، صورت گرفته، فلسفه‏اش چيست؟ آيا از سر دلسوزى نسبت به جوانان اين کشور است، و يا به هدف کاهش جمعيت با همة عوارض آن !؟

 

* پيرى جمعيّت :

يكى ديگر از عوارض ناگفته طرح كنترل جمعيّت و ابزارهاي بکارگرفته شده در آن، پيرى جمعيّت جوان كشورمان است. اين مسأله هرچند به عنوان يك پيامد قهرى، بطور خودکار ايجاد شد، ولى آنچه مسلّم است اين است كه با توجّه به اظهار نگرانيهاى متعدّد غرب و عوامل داخلى، از جوانى جمعيّت كشورمان، قطعاً اين نيز در چار چوب طرح كنترل جمعيّت لحاظ شده و به عنوان يك هدف مهم دنبال شده و مى‏شود. زيرا جوانانى كه توانستند با وارد كردن شوك بسيار شديد بركنارى شاه به غربيها، حكومت اسلامى را جايگزين حكومت شاهنشاهى كرده و ابهّت دنياى غرب را در جهان بشكنند؛ آنانكه با بذل مال و نثار جان، در دوران جنگ تحميلى، جهان را به حيرت واداشتند؛ آنانكه با كمال وفادارى در حفظ كيان خويش در مقابل انواع دسيسه‏ها جوانمردانه ايستادند؛ اين جوانان از نظر غرب بسيار خطرناكند و بايد به هر وسيله ممكن پيکره و تركيب ظاهرى و باطنى اين جمعيّت شكسته شود. بهترين راه براى نيل به اين هدف، سياستى است كه بيش از ده سال است در اين كشور با شدّت هرچه تمامتر اجرا مى‏شود. براى پي بردن به عمق فاجعه، به چند خبر توجّه فرماييد.

«در كنفرانسى در كويت به نام (انقلاب اسلامى) سخنگوى آمريكايى گفت: ما حريف ايرانيان نمى‏شويم. چرا كه مهمترين حربه ما، بزرگترين آرزوى آنهاست. ما مى‏گوييم: همه‏تان را نابود مى‏كنيم؛ و آنها هم در آرزوى شهادتند. ما بايد اين روحيّه را از آنان بگيريم...»

«كتاب كاهش جمعيّت ضربه‏اى سهمگين ...، صفحه 239»

و سخنان آقاى هانتينگتن كه در ابتداى بحث ذكر شد:

«همچنين مشاهده مى‏كنيم، جامعه نگران خواهد شد وقتى جوانان يعنى افراد بين 15 تا 24 سال، تقريباً 20 درصد بر كلّ جمعيّت جوان اضافه شوند. جوانان به دنبال اصلاحات و انقلاب و اعتراضات هستند...»

«روزنامه همشهرى، 19/8/1376»

و نيز: «اين مسأله، باعث مهاجرت دسته‏جمعى جوانان مسلمان جوياى كار به غرب خواهد شد، كه براى غرب يك خطر محسوب مى‏شود.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 24/4/1376»

«نشريّه اقتصادى اكونوميست نوشت: با فروپاشى شوروى، اكنون اسلام تنها ايدئولوژى است كه با آمريكا مقابله مى‏كند. و سياست بيل كلينتون رئيس جمهورى آمريكا در برابر اسلام و كشورهاى اسلامى بايد آرام باشد... اكونوميست مى‏نويسد: بر خورد با اسلام نياز به خونسردى دارد نه ترس و اضطراب. و واشنگتن بايد ميان گروههاى مختلف اسلامى تفاوت قائل شود... اسلامگرايان مختلف را بايد از هم تفكيك كرد و با آنها برخوردهاى مناسب با خودشان را داشت.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 12/9/1375»

لطفاً اظهارات فوق را اينگونه بچينيد:

1 - جوانان در فكر انقلاب و اعتراضند.
2 - جوانان مسلمان باعث نگرانى غربند.
3 - جوانان مسلمان جوياى كار، به غرب مهاجرت مى‏كنند.
4 - اين جوانان براى غرب يك خطر محسوب مى‏شوند.
5 - ما حريف ايرانيان نمى‏شويم... بايد اين روحيّه را از آنان بگيريم.
6 - سياست آمريكا در مقابل كشورهاى مسلمان بايد آرام باشد.

آنچه را كه مى‏توان از اين اظهارات به راحتى فهميد اين است كه: جوانان مسلمان، خطرى براى غرب محسوب مى‏شوند و بايد با آرامترين راه با آنان مقابله شود. آرامترين راه كدام است؟ فساد و اعتياد و بى‏بندوبارى را تحت عنوان رفاه و در قالب رفاه‏طلبى و با شعار «فرزند كمتر زندگى بهتر» به آنها تحميل كردن؛ دفاع از حقوق زنان را پيش كشيدن و آنان را در تمام عرصه‏ها دخالت دادن و جامعه جوان را به فساد كشيدن؛ صلح جهانى را عَلَم كردن و براى ايجاد صلح جهانى، كنترل جمعيّت را باب كردن؛ و...

آري ! هجوم آرام دشمن، و خواب غفلت ما!!!

توجّه كنيد:

«قطعنامه سران كشورها در باره جمعيّت: صلح جهانى، اهميّت بسيار زيادى براى كلّيّه ملل دنيا دارد و دولتهاى ما كوشش فراوانى براى نيل به اين مقصود در زمان حال و آينده مبذول مى‏دارند... ما معتقديم كه برنامه بهداشت و تنظيم خانواده، با فراهم آوردن فرصت و امكانات براى بدست آوردن شخصيّت فردى و رسيدن به هدفها كمك مى‏كند...»

«كتاب راههاى جلوگيرى از آبستنى، تأليف دكتر حسين نامى، صفحه 3»

در عبارات گذشته و اخبارى كه خواهد آمد، جوانان مسلمان، به عنوان عناصر مانع صلح مطرحند. چون در باور غربيها، در فكر انقلاب و اعتراض و هجوم به غرب و خطرسازى براى غرب مى‏باشند. و آنچه كه صلح جهانى را به ارمغان مى‏آورد، كنترل جمعيّت و تنظيم خانواده و کاهش جمعيت مسلمانان است!

«بخش فارسى راديو آمريكا، چنديست لابلاى برنامه‏هاى فارسى خود، شعار (فرزند كمتر، زندگى بهتر) را مطرح مى‏كند. طرح اين شعار توسّط برنامه فارسى راديو آمريكا كه در خدمت سياستهاى سازمان جاسوسى آمريكا (سيا) مى‏باشد براى طرّاحان سياست كنترل جمعيّت، در كشورمان، قابل توجّه و تأمّل است.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 28/6/1378»

«حتماً مى‏دانيد كه سيستم اداره كننده غرب، بر اساس انباشتن سرمايه قوام يافته، و فعّاليّتهايش نه بر اساس انسان‏دوستى بلكه در جهت منافع، شكل مى‏گيرد... آنها بازارهاى دنيا را انباشته از كفشها و لباسهاى غربى مى‏كنند كه با مارك و علامتهاى مخصوص مشخّص شده است. و به همين دليل، توليدات خود را تا چندين برابر قيمت جنسهاى مشابه داخلى در كشورهاى جهان سوّم به فروش مى‏رسانند. و تمام اينها در حالى است كه از نظر علم پزشكى، ثابت شده، بسيارى از اين البسه، زيان‏بخشند. براى نمونه مى‏توان از لباسهاى پلاستيكى كه بر روى اعصاب اثر نامطلوب مى‏گذارند و يا شلوارهاى تنگ كه عارضه عقيم شدن را در پى دارند نام برد...»

«روزنامه ايران، 20/1/1376»

ساير جنگهاى بى‏صدا نيز داراى نتايج مطلوبى مى‏باشند. توجه کنيد:

«آمريكا با توزيع رايگان خون آلوده به بيمارى ايدز در لبنان، تعداد كثيرى از شهروندان اين كشور را از جمله چند سرباز و مبارز مسلمان لبنانى را به اين بيمارى مبتلا كرد. هفته‏نامه لبنانى (الشّرع) در آخرين شماره خود فاش ساخت كه در پى سر باز زدن جمهورى اسلامى ايران از دريافت محموله خون كه توسّط آمريكا براى زلزله زدگان شمال ايران ارسال شده بود، اين محموله مجّاناً از سوى واشنگتن در اختيار لبنان قرار داده شد. اين محموله كه آلوده به ويروس ايدز بود، در بيمارستانهاى سراسر لبنان پخش شد...»

«روزنامه كيهان، 1/8/1370»

ظاهرا از ما ساده لوح تر هم يافت مي شود !!! دريافت خون، از آمريکا، براي مدوای بيماراني که برخي از آنان، مجروحان جنگ با اسرائيلند!!! نتيجه اين ساده لوحي، چيزي جز ايدز نمي تواند باشد.   خبرهاى فوق، فقط چند نمونه از جنگ آرام بود که من آنها را درخور تذکر يافتم. شما با تحقيقات بيشتر، درخواهيد يافت كه قضيّه به اينجا ختم نمى‏شود بلكه خوردنيها، نوشيدنيها، پوشيدنيها، بوييدنيها، لوازم آرايشي و بهداشتي، داروها و... همه و همه در معرض خطر، غيرقابل اعتماد، و محلّ احتياطند. با توجّه به اين سخنان و ترفندها، کاملا هويداست که بهترين و کاري ترين، و کاربردي ترين راه براي مبارزه مفيد با مسلمانان، و آرامترين روش مقابله با آنان، كنترل جمعيّت ايشان و رواج فرهنگ غرب در جوامع آنان است تا جامعه جوانشان را تبديل به يك جامعه پير و بى‏بند و بار كرده، و انگيزه و انرژى و توان مقابله با غرب را از ايشان بگيرد. اكنون وقت آن رسيده که اظهارات و اقدامات فوق الذّکر در باره جواني جمعيّت ايران ‏را ضميمة سخنان مسؤولين و نويسندگان داخلى كنيم تا ببينيم در رابطه با اين موضوع، چه نتيجه اي بدست خواهد آمد: آقاى حبيبى معاون اوّل رئيس جمهورى از هرج و مرج و بي ثباتي و مهاجرتهاي بين المللي در اثر افزايش جمعيت، که آقاي هانتينگتن مطرح کرده، سخن مي گويد و مي فرمايد:

«رشد عنان گسيخته جمعيّت، تنشهاى سياسى را دامن مى‏زند، هرج و مرج را گسترش مى‏دهد، و موجب بى‏ثباتى، آوارگى و مهاجرتهاى بين المللى مى‏شود.»

«هفته‏نامه كيهان هوايى، 29/4/1373»

«دكتر ميرباقرى، مشاور رئيس جمهور و دبير شوراى عالى جوانان كشور گفت: 75 درصد جمعيّت كشور، كمتر از 30 سال سن دارند. و از هر چهار نفر ايرانى، سه نفر زير 30 سال هستند. ميانه سنّى جمعيّت كشور، كمتر از 5/17 سال است. و از اين رو، ايران پس از مكزيك، جوانترين كشور دنيا محسوب مى‏شد... در صورتى‏كه سن ازدواج را براى دختران، بالاى 20 سال، و سنّ پسران، بالاى 23 در نظر بگيريم، مى‏بايستى در هر سال 450 هزار ازدواج ديگر به تعداد موجود اضافه شود تا با دو برابر شدن آن در برنامه 5 ساله، كشور از اين نظر وضعيّت متعادلى پيدا كند.»

«هفته‏نامه پنجشنبه‏ها، 1/6/1375»

«همايش جمعيّت و توسعه به مناسبت روز جهانى جمعيّت، با هدف تبيين چگونگى تنظيم جمعيّت، با حضور وزير و مسؤولان وزارت بهداشت، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و نمايندگان سازمانهاى جهانى در تهران برگزار شد. دكتر عليرضا مرندى در اين همايش گفت:... بالا بودن جمعيّت جوان كشور به علّت رعايت مسائل بهداشتى و داشتن برنامه منسجم در تنظيم خانواده، بتدريج مرگ و مير را كاهش داده و رشد جمعيّتى حدود 42 تا 45 درصد را در جمعيّت زير 15 سال كشور باعث شده است... معاون اقتصادى سازمان برنامه و بودجه در اين خصوص مى‏گويد: در فاصله سالهاى 1360 تا 1365، جمعيّت بسيار زيادى متولّد شد كه با گذشت زمان، اين جمعيّت به سمت لايه‏هاى بالاتر سنّى حركت كرده است. اين گروه سنّى در سال 1385 در رده سنّى جوانى و بالاتر از جوانى قرار مى‏گيرد كه به همان ميزان كه در اين مقطع سنّى بر مسائل فرهنگى، اجتماعى و سياسى تأكيد دارند، در آينده جايگاه جديدى براى خودشان تعريف خواهند كرد. اين جمعيّت در آينده، قدرت تعيين كننده‏اى به مراتب بالاتر از آنچه كه هست، خواهند داشت.»

«فصلنامه مطالعات راهبردى، پاييز و زمستان 1378، صفحه115، بنقل از روزنامه صبح امروز 6/3/1377»

 «خلاصه كلام آنكه نظام جمهورى اسلامى اكنون و در آينده با دشوارى بزرگى روبرواست. و بايد تدابير و تمهيدات خاصّى را براى پاسخ‏گويى به نيازها و خواستهاى نسل مذكور كه اكثريّت جامعه را تشكيل مى‏دهد فراهم سازد. در غير اين صورت علاوه بر اينكه مشكلات حادّ اجتماعى، سياسى و اقتصادى دامنگير جامعه خواهد شد، چه بسا بر سرنوشت كلّ نظام و انقلاب، تأثير گذاشته و در دهه‏هاى آينده، اساس و ماهيّت نظام و انقلاب به مشكل برخورَد. زيرا علاوه بر اينكه اين نسل به طور طبيعى در آينده جايگزين نسل انقلابى و موجود جامعه مى‏شود، مشكل خاصّ ديگرى نيز دارد، و آن ورود (موج‏وار) به عرصه‏هاى ادارى، اجرايى، سياسى و اجتماعى كشور است. و اين امر، خودبخود، خطرات و تهديدهاى مهمّى را نمايان مى‏سازد.»

«فصلنامه مطالعات راهبردى، پاييز و زمستان 1378، صفحه115»

و ظاهرا بهترين تمهيد و تدبير براي پاسخگويي به نيازها و خواستهاي نسل جوان، کاهش تعداد آنان است. يعني خراب کردن صورت مسأله به جاي حل مسأله!!!

«طبق نظريّات مذكور، - نظريّات جامعه‏شناسى و آسيب‏شناختى اجتماعى – و نظريّه‏هاى مكمّل روان‏شناسى، جوانان نيز عمدتاً دست به جرايم خاصّى مى‏زنند كه برخى از آنها مانند قتل، سرقتهاى مسلّحانه، كيف‏زنى و خودكشى رواج بيشترى دارند و حاصل گرايشهاى خشونت بار هستند.»

«فصلنامه مطالعات راهبردى، پاييز و زمستان 1378، صفحه116»

«ملّت جوان، خواهان انقلابها و دگرگونيهاى عميق، و ملّت پير، از اينگونه انقلابها بيزار است.»

«فصلنامه مطالعات راهبردى، پاييز و زمستان 1378، صفحه122»

همانگونه كه ملاحظه مي شود، اين فرمايشات، دقيقا تكرار سخنان هانتينگتن و ساير كارشناسان وحشت زدة غربي است، كه با تغيير مختصري در كلمات، به خورد جامعة ما داده شده است. از انضمام اين افاضات، به سخنان آقاى هانتينگتن و نشريّه اكونوميست و سخنگوى آمريكا در كويت، و بخش فارسى راديو آمريكا و... چه نتيجه‏اى مى‏توان گرفت؟ آيا نمي توان گفت كه براي قلع و قمع جوانان ما همگان حتي برخي از مسؤولان دولتي خودمان كمر همت بسته اند؟ آيا نتيجه‏اى جز اين مى‏توان تصوّر كرد كه تمام طرحهاى غرب، حول اين محور دور مى‏زند كه كشورهاى اسلامى مخصوصاً ايران را داراى جمعيّتى پير، مريض، لاابالى، فاسد، جنايتكار و بزهكار و... ببيند؟ و با اين حساب، آيا نسبت به آنچه كه از سوى بيگانگان، بدون نظارت هيچ مقام مسؤولي، در بازارهاى ما عرضه مى‏شود، اعم از فيلم، كتاب، خوراك، پوشاك، دارو و... مى‏توان خوشبين بود؟

ترديدى نيست كه علّت انقلاب و اعتراض و هرج و مرج، و تنشهاى سياسى و قتل و دزدى و... كه جرايد را پر كرده، و سر نخ آن بدست غرب است، جمعيّت، و جوانى جمعيّت نيست. و مرتبط دانستن اين دو مقوله با هم، يا غرض‏ورزى است و يا غايت ساده انديشى و حماقت. دليل انقلاب، سياستِ مبتنى بر ظلم، و بى‏عدالتىِ دولتها و يا ناكارآمدى کادرهاي شاغل در سياست و اقتصاد کشورهاست نه جوانىِ جوانان. جوانان نيز مانند ديگر اقشار ملّت، نيروهايى هستند كه حرکت و سکونشان، معلول نوع عملكرد دولتهاست نه معلول جوانىِ خودشان. اگر بنا باشد كه جوانىِ جوانان، مشكل‏آفرين بوده و علت انقلابات و خيزشها باشد، از يك جمعيّت شصت ميليون نفرى، اگر تنها يك ميليون نفر آن هم جوان باشند باز هم وقوع انقلاب و اعتراض براحتى ممكن است. لابد در اين صورت بايد فکر اساسي ديگری کرده و جوانان را به چوبه دار بياويزيم ! بر هيچ عاقلي پوشيده نيست كه بهترين راه براى مصون ماندن از هرج و مرج، و جريانات سياسى و اعتراض و انقلاب، آن است كه راه حل مسأله را يافته و بى‏عدالتى را خاتمه دهيم نه اينكه صورت مسأله را خراب كرده و جمعيّت جوان را به جمعيّتى پير تبديل كنيم. جوانان همانگونه كه مى‏توانند يك نيروى كار و خلاّق و مبتكر و... باشند، و نه سبب و علّت كار، همان‏گونه مى‏توانند نيروى انقلاب باشند نه سبب انقلاب. که سبب انقلاب، ناکارآمدي دولتهاست. و مي توانند نيرويي براي هرج و مرج باشند نه سبب هرج و مرج. که سبب هرج و مرج، ممکن است عواملي چون اختلافات سياسي سياستمداران، و يا ضعف اقتصادي ناشي از ناکارآمدي اقتصاددانان، و يا عدم وجود عدالت اجتماعي و امثال اينها باشد. چگونه مى‏توان جوانى جوانان را علّت تنشهاى سياسى دانست، در صورتيكه تنشهاى سياسى را دولتمردان باعث مى‏شوند و ادارة آنها را شخصا سردمداران بر عهده دارند نه جوانىِ جوانان. اگر جوانىِ جوانان را علّت انقلاب بدانيم بايد بگوييم:

هيچ انقلابى از بار ارزشى واقعى برخوردار نيست حتّى انقلاب اسلامى ايران! چون از روى معيار عقلاني و منطقي نبوده، بلكه براى خالى كردن انرژىِ جوانى، و يا از سر بيكارى و... بوده است! و آيا شما چنين سخني را مي پذيريد؟ از نحوه تبليغات آقايان اينگونه بر مى‏آيد كه جوانى، علّة العلل همه جرائم است و حال آنكه كمبود معنويّت، مشكلات روحى و مالى و... است كه هم جوان را و هم پير را وادار به دزدى و قتل و جرائم ديگر مى‏كند، نه جوانى. دور شدن از حقيقت است كه بزهكارى و... را به ارمغان مى‏آورد نه جوانى جوانان. از آن زمان كه سياست كنترل جمعيّت در كشور به اجرا در آمده است، گزارشات حاكى از آن است كه ميانگين سنّى جمعيّت كشور رو به افزايش است ولى:

«طبق آمارهاى دستگاههاى ذيربط، در سال 1370، تعداد 509 فقره قتل در كشور به وقوع پيوسته است. در سال 1371، اين موضوع به 870 فقره، در سال 1372 به 1167 فقره، و با رشد تدريجى در سال 1377، به ميزان 1644 فقره رسيده است[1] و بويژه بر كاهش سنّ قاتلان تأكيد شده است[2]

«فصلنامه مطالعات راهبردى، پاييز و زمستان 1378، صفحه117»

چرا ؟! آيا بالا رفتن آمار قتل و دزدى و خودكشى و... كه فراوان در روزنامه‏ها به چشم مى‏خورد، علّتش جوانى جمعيّت است؟ اگر چنين است، جمعيّت جوان، يك هزارم جمعيّت فعلى هم كه باشد باز هم تمام اين مسائل وجود خواهد داشت. علّت افزايش جرايم را در دورى از خدا و رو كردن به غرب، با ديدن فيلمهاى غربى، جنايى، پليسى، سكسى، خانوادگى به سبك فعلى، اِعمال سياست كنترل جمعيّت و ابزارهاى آن، جايگزينى فرهنگ غربى به جاى فرهنگ اصيل اسلامی، كشمكشهاى سياسى سياستمداران، ركود اقتصادى ناشى از سياستهاى صندوق بين المللى پول و بانك جهانى و... بايد جستجو كرد، نه در جوانى جوانان. از آن زمان كه پا به عرصه‏هاى بين المللى گذاشتيم و حاضر شديم از تمام مواضع دينى خود دست برداشته و همه را توجيه فقهى و سياسى و مصلحتى و... كنيم؛ از آن زمان كه سازمان ملل و استعمار غرب به‏راحتى توانست همه خواسته‏هاى خود را بر ما تحميل كند و به آنها رنگ و لعابِ رفاه و توسعه و رفع تبعيض و ريشه كنى بى‏سوادى و... بدهد؛ و از آن زمان كه نام و ياد خدا و پيامبر و عترتش عليهم السلام را به گونه ديگرى غير از آنچه بود مطرح كرديم؛ از همان زمان، آمار جرم و جنايت و فقر و فلاكت و... روز بروز افزايش يافت. و گرنه همين جمعيّت جوان، پيش از اين هم بودند.

اكنون بايد ‏پرسيد: درصد رشد جرائم كه شما به حساب جوانى و جوانان مى‏گذاريد، نسبت به افزايش رشد جمعيّت جوانان بلكه نسبت به افزايش رشد كلّ جمعيّت چگونه است؟ رشد جمعيّت، 4/1 درصد گزارش شده، آيا رشد جرائم نيز به همين ميزان كاهش يافته است؟! و نيز بايد پرسيد: آيا اختلاسها و خيانتهاى بزرگ، كار جوانان است؟ يا معتمدان و بزرگ‏مردان؟ آيا كم‏كارى و رشوه‏خوارى ادارات، تأثير در رشد جرائم ندارد؟ تشويق جوانان به رفاه‏طلبى كه به آن دسترسى هم ندارند و براى رسيدن به آن دهها ترفند را سر هم مى‏كنند چطور؟ و...   نكته جالب توجّه اينكه تز ديگرى به نام بهداشت بلوغ نيز مطرح شده است كه معلوم نيست از اين تز، چه هدف و منظورى دنبال مى‏شود.

توجّه فرماييد:

«دكتر حسين ملك‏افضلى رئيس هيأت مديره انجمن تنظيم خانواده جمهورى اسلامى ايران: با توجّه به اينكه يك سوّم حاملگيها ناخواسته است، بنا بر اين بايد براى جلوگيرى از اين معضل، بر روى بهداشت بلوغ و راههاى مشاركت بيشتر مردان، فعّاليّت گسترده‏ترى صورت گيرد.»

«روزنامه قدس، 24/4/1375»

مصاحبه روزنامه همشهرى با دكتر حسين ملك افضلى، رئيس انجمن تنظيم خانواده جمهورى اسلامى ايران:

«... فعّاليّتهاى تحقيقات كه در سال 1376 به مورد اجرا گذاشته شده است، عبارتند از: 1 - ارزيابى نيازهاى بهداشت بارورى در نوجوانان. با توجّه به اينكه در حال حاضر حدود 27 درصد از جمعيّت كشور را جوانان و نوجوانان تشكيل مى‏دهند، و از آنجايى كه دوره نوجوانى از جمله نقاط عطف در طول زندگى افراد است، اين تحقيق به منظور كسب اطّلاعات زمينه‏اى در نيازهاى بهداشت بارورى، بهداشت بلوغ، مراقبتهاى دوران كودكى و غيره صورت مى‏گيرد. تا سياستگزاران بهداشتى، بر اساس نتايج حاصله بتوانند برنامه‏هاى مناسب اين گروه از جمعيّت كشور را تدوين كنند.»

«روزنامه همشهرى، 21/4/1376»

نمى‏دانم منظور از «بهداشت بلوغ» چيست، و از شاخه چه علمى است! ولى احتمالاً همانگونه كه آقاى مرندى به روحانيّت فهماند كه «كنترل جمعيّت با روح اسلام مخالفتى ندارد» اينجا نيز در نظر است تدبيرى شود و به روحانيّت تفهيم شود كه بلوغ پسران كه در 15 سالگى و يا با علائم مخصوص است، به 25 سالگى، و بلوغ دختران هم كه در 9 سالگى است، به 20 سالگى ارتقاء دهند، تا برنامه كنترل جمعيّت بيش از پيش محقّق شود. و اين تدبير، براى اجرا، دو راه دارد يكى تبليغات فراوان براى روال ظاهرىِ قضيّه، بطورى كه همه دخترانِ بين 9 تا 20 سال و نيز پسرانِ بين 15 تا 25 سال باورشان شود كه هنوز بالغ نشده‏اند و احساس جنسى كه به آنان دست مى‏دهد، يك احساس بى‏مورد است و انشاءاللّه كه بالغ نيستند! راه ديگر اينكه با تزريق و تغذيه داروها و موادّ غذايىِ اهدايى از سوى سازمان ملل، بلوغ دختران و پسران را به تأخير اندازند و يا آنان را براى هميشه عقيم سازند.  

 

ادامة مطلب
 


 

[1] ـ به نقل از بولتن نيروهاي انتظامی.
[2] ـ به نقل از روزنامه صبح امروز، 19/7/1378.

 





بازديد : 3288 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 257
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360418
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 21
اعضا: 0
مجموع: 21

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9