.
مطالب ثابت سایت

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت (نگرشی بر غوغای انفجار جمعیت)

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخی خیانتهای منافقانه در کتاب: «بیست و پنج سال سکوت علی»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

مباحثی پیرامون امامت

نمي از كرانه‌‌هاي غدير


موضوعات سایت
کل موضوعات 23
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 545342
کل پاسخ ها 63
کل اعضا 324
آخرين 20 ارسال انجمن

چت آنلاین
ارسال شده توسط salmani در مورخه : پنجشنبه، 10 تير ماه ، 1395

وحدت وجود
ارسال شده توسط samad در مورخه : سه شنبه، 30 تير ماه ، 1394

اخراج تیر از پای امیر المومنین
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 26 بهمن ماه ، 1393

سوال/ تحریف یا ...
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : پنجشنبه، 22 اسفند ماه ، 1392

تصویری با موضوع امیر المؤمنین عل?
ارسال شده توسط taghvim در مورخه : جمعه، 17 خرداد ماه ، 1392

درباره "خيانتهاي منافقانه در «
ارسال شده توسط alef در مورخه : چهارشنبه، 27 دي ماه ، 1391

قرآن و تورات-انجیل
ارسال شده توسط moheb-mahdi در مورخه : دوشنبه، 4 دي ماه ، 1391

حدیث کساء به روايت جابر بن عبد ال?
ارسال شده توسط aletra در مورخه : يكشنبه، 26 آذر ماه ، 1391

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : پنجشنبه، 13 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت

اندازه صفحه

100%
125%
150%
200%
250%
300%

   
   
 
  
نقدي بر تفسير و مفسران 46 - اهدنا الصّراط المستقيم
 
  
 

 

سخني با خوانندگان
سرآغاز

بي‌مجوز چرا؟
عصر بازگشت از عترت

آموخته‌هاي من:
علت پژوهش

مسير مجاز در كسب دانش‌هاي الهي :
شماي كلي مباحث آتي

بخش اول:

هويت قرآن در باور غير معصومان

ضرورت تعريف و ويژگيهاي معرف

تعريف قران را از كجا بايد گرفت؟
بياني ديگر در ويژگيهاي معرف قرآن
طرح و بررسي برخي ديدگاهها
شناخت و تعريف قران انحصاري‌است
مروري بر آموخته‌ها

* بررسي آرا در تعريف و شناخت قرآن
نتيجة آنچه تا كنون خوانديد

بخش دوم:

نزاع مهتديان در كتاب هدايت!

پيشگفتار

مخاطب خدا و قيم قرآن

ظواهرقرآن
مطلوب خدا و حجيّت ظواهر

در حاشية حجيّت ظواهر قرآن
شما هم تجربه كنيد

يك نمونة عملي و كاربردي
چند پرسش
چند نكته پيرامون اين بخش

تفسير سورة حمد

آخرين سخن
فرضيّة اتفاق آرا

 

 

«اهدنا الصّراط المستقيم»

1 ـ «"اهدنا" يعني الهام كن به ما و ما را موفّق نما».

2 ـ «"اهدنا" يعني هدايت ما را زيادتر كن».

3 ـ «يعني ما را به راه راست راهنمايي كرده و طريق هدايت به سوي انس و قرب خودت را به ما نشان بده».

4 ـ «"اهدنا" يعني ما را ـ در راهي كه هدايت نموده‌اي ـ ثابت بدار».

5 ـ «"الصّرا المستقيم" يعني دين اسلام».

6 ـ «"الصّراط المستقيم" يعني قرآن كريم».

7 ـ «"الصّراط المستقيم" يعني رسول اعظم صلي‌الله عليه و آله و سلّم».

8 ـ «"الصّراط المستقيم" يعني عليّ بن ابيطالب عليه السلام.

9 ـ «"الصّراط المستقيم" يعني طريق حج».

10 «"الصّراط المستقيم" يعني طاعت و عمل صالح كه دو راه براي رسيدن انسان به بهشت و نعمت بهشتند».

11 ـ «هر يك از آنچه كه به عنوان صراط مستقيم معرفي شده، مصداقي از مصاديق "الصّراط المستقيم" مي‌باشند.
"الصّراط المستقيم" طريق ارتباط ميان خدا و بنده اوست كه بنده به وسيله آن به كمال انساني خود مي‌رسد».

12 ـ «"صراط مستقيم" را به معني قرآن گفته‌اند. و دين و دوستي خانواده پيغمبر نيز معني كرده‌اند».

13 ـ «چون خطّ مستقيم كوتاهترين فاصله است، پس، از خدا مي‌خواهيم كه ما را بنزديكترين راه سعادت، رهبري كند».

14 ـ «يك هدايت، هدايت عموم موجودات، به موجب غريزه آنهاست به طرف نيازمنديهاي زندگي... .
هدايت ديگر، طريقة موجوداتِ خاصّه و مؤمنين است... .
هدايت سوم، هدايت راهِ مردمانِ اخصّ است كه پيغمبران باشند».

15 ـ «علماي اخلاق، "صراط" را عبارت از عدالت گرفته‌اند كه به اصطلاح آنها، ميانه روي در صفات و اعمال است».

16 ـ «"صراط" بمعني راه است و آن بر دو قسم است:
يكي صراط قيامت، و آن پلي است كه بر روي جهنم كشيده شده و همه بايد از آن عبور كنند.
دوم، صراط دنياست كه نمودار صراط آخرت است. و آن عبارت از صراط شريعت و راه سعادت و رستگاري است كه دين اسلام و تعاليم قرآن و طريقه اميرالمؤمنين و اولاد معصومين او عليهم‌السّلام مي‌باشد. كه هركس اين طريقه را طي كند، به سعادت نشأتين نايل گردد.
و از اين جهت در اخبار گاهي از اين صراط به قرآن مجيد و گاهي به دين اسلام و گاهي به اميرالمؤمنين عليه‌السلام و گاهي به ائمّه طاهرين تعبير شده.
و همه آنها يكي است و اختلافي در بين نيست».

17 ـ «"مستقيم" از استقامت بمعني راستي است كه در آن هيچ كژي نباشد و استقامت در دين به اين است كه نه در عقايد و نه در اخلاق و نه در افعال و كردار انحرافي از جاده شريعت نداشته باشد».

18 ـ «"اهدنا الصّراط المستقيم" . تا اينجا آن احساس خاص در وجود بندگان پيدا شده.
بنده از هم اكنون خويش را در اختيار پروردگار بزرگ قرار مي‌دهد و از او درخواست مي‌كند كه او را به راه صحيح و درست يعني "صراط مستقيم" و دين حق هدايت نمايد. تا خدايي كه همه نعمتها را به او ارزاني داشته است، نعمت هدايت را نيز به آن اضافه فرمايد».

19 ـ «صراط مستقيم كه همان دين حق است، مراتب و درجاتي دارد كه همة افراد در پيمودن آن درجات، مساوي نيستند.
بلكه به هر مقدار از اين درجات كسب نمايند، درجات ديگري نيز باقي مي‌ماند كه بايد بخواهند تا خدا آنان را به آن درجات نيز هدايت كند».

20 ـ «در اين آيه نيز بهترين راه ياري كردن را به نمازگزار بيان نموده و دستور مي‌دهد كه بگوييد:
ما را به راه راست هدايت فرما. راهي كه لازمه اش رسيدن به مقام محبّت و وصول به سعادت و جنّت تو باشد و چون هدايت مورد درخواست از صفات فاضله نفسانيه و داراي مراتب بيشمار و همچنين قابل تبديل و زوال است، لذا استدعاي شخص نمازگزار به طور دوام بوده و از خدا مي‌خواهد كه هرگز از طريقه فطرت منحرف نگشته و بگمراهي و ضلالت دچار نگردد... .
و چون مراتب و درجات صراط مستقيم بي نهايت است لذا درخواست پيامبران و ائمّه اطهار عليم السّلام نيز كه مصداق انسان كاملند بلامانع است.
زيرا سلسله تكامل، پايان ناپذير بوده و كمال مطلق مخصوص خداوند متعال است و بس1 ».

21 ـ «"اهدنا الصّراط المستقيم" درخواست راهنمايي به دين او و چنگ زدن به ريسمان محكم و افزوني معرفت به عظمت پروردگار است».

چكيدة آراء:

* «هدايت سه نوع است:
1 ـ هدايت موجودات به نيازمنديها. 2 ـ هدايت موجودات خاصه و مؤمنان. 3 ـ هدايت راه مردمان اخص، كه پيغمبران عليهم‌السّلام باشند».
* «"اهدنا" يعني به ما الهام كن و ما را موفّق بدار».
* «"اهدنا" يعني هدايت ما را زيادتر كن».
* «"اهدنا" يعني ما را ـ در راهي كه هدايت نموده‌اي ـ ثابت قدم بدار».
* «"اهدنا الصّراط المستقيم" يعني ما را به راه راست راهنمايي كرده و راه هدايت به سوي انس و قرب خودت را به ما نشان بده».
* «"الصّراط المستقيم" يعني دين اسلام».
* «"الصّراط المستقيم" يعني رسول اعظم صلي‌الله عليه و آله و سلّم».
* «"الصّراط المستقيم" يعني عليّ بن ابيطالب عليه‌السلام.
* «"الصّراط المستقيم" يعني راه حجّ».
* «"الصّراط المستقيم" يعني طاعت و عمل صالح كه دو راه براي رسيدن انسان به بهشت و نعمت بهشتند».
* «"الصّراط المستقيم"، طريق ارتباط ميان خدا و بنده اوست كه بنده به وسيله آن به كمال انساني خود مي‌رسد».
* «"الصّراط المستقيم" يعني قرآن».
* «"الصّراط المستقيم" دين و دوستي خانواده پيغمبر عليهم الصلوة و السّلام است».
* «چون خطّ مستقيم كوتاهترين فاصله ميان دو نقطه است، از خدا مي‌خواهيم كه ما را به كوتاهترين راه سعادت رهنمون شود».
* «"صراط" به معني عدالت است كه ميانه روي در صفات و اعمال است».
* «"صراط" به معني راه، و بر دو قسم است: يكي پل صراط در قيامت كه بر روي جهنم است، دوّم صراط دنيا يعني صراط شريعت و رستگاري و سعادت كه نمودار صراط آخرت است».
* «"مستقيم" از استقامت به معني راستي است. و استقامت در دين يعني منحرف نشدن از جاده شريعت».
* «بنده از هم اكنون خويش را در اختيار خدا قرار داده و از او درخواست هدايت به دين حق مي‌كند تا خدايي كه همه نعمتها را به او داده، نعمت هدايت را نيز اضافه كند».
* «"صراط مستقيم" همان دين حق است».
* «دين حق درجاتي دارد كه همه افراد در پيمودن آن مساوي نيستند».
* «افراد به هر مقدار، از درجات دين حق را طي كنند، درجات ديگري باقي مي‌ماند كه بايد از خدا بخواهند تا آنان را به آن درجات، هدايت كند».
* «خدا در اين آيه بهترين راه ياري كردن به نمازگزاران را بيان نموده و دستور مي‌دهد كه بگوييد "ما را به راه راست هدايت فرما"».
* «چون هدايت داراي مراتب بيشمار و قابل زوال است، لذا استدعاي شخص نمازگزار، مداوم بوده و از خدا مي‌خواهد كه هرگز از راه فطرت منحرف و گمراه نشود».
* «چون مراتب و درجات صراط مستقيم بي نهايت است، لذا درخواست پيامبران و ائمّة اطهار عليهم‌السّلام نيز كه مصداق انسان كاملند بلامانع است. چون سلسله تكامل پايان ناپذير بوده و كمال مطلق مخصوص خداوند است».
* «"اهدنا الصّراط المستقيم" درخواست راهنمايي به دين و چنگ زدن به ريسمان محكم و افزوني معرفت به عظمت پروردگار است».

منظور از "اهدنا" چيست؟ آيا منظور اين است كه هدايت نشده‌ايم و هدايتمان كن؟ يا ثابت قدم بدار؟ يا به ما الهام كن؟ يا هدايت ما را زيادتر كن؟ هدايت يعني چه و چگونه است؟ صراط مستقيم يعني چه؟ منظور خداوند از صراط مستقيم در اين آيه چيست؟ در آرائي كه مرور كرديد آيا پاسخ درستي براي اين پرسشها، يافتيد؟

*  *  *

«صراطَ الّذينَ اَنعمتَ علَيهِم»

1 ـ «"صراط الّذين انعمت عليهم" بدل است از "صراط المستقيم" يعني طريق آنان كه نعمت كردي بر ايشان به توفيق و رعايت، و منّت نهادي بر ايشان بتوفيق و هدايت».

2 ـ «ابن عباس: "كساني كه به آنان نعمت بخشيدي" قوم موسي و عيسي مي‌باشند پيش از آنكه نعمت را از خود برگردانند».

3 ـ «شهربن حوشب: "كساني كه به آنان نعمت بخشيدي" اهل بيت رسولند و اصحاب او صلوات الله عليهم اجميعن».

4 ـ «عكرمه: "انعمت عليهم" يعني نعمت بر آنان بخشيدي با ثابت ماندن بر ايمان و استقامت نمودن».

5 ـ «علي بن حسين بن واقد: "انعمت عليهم" يعني نعمت بر ايشان بخشيدي به شكر كردن نعمتت و صبر بر بلاها».

6 ـ «"صراط الّذين انعمت عليهم" يعني راه آنان كه به فضل خود انعام كردي به ايشان به نعمت نبوّت و رسالت و ولايت و صدّيقيّت و شهادت و صلاحيّت، يا راه آنان كه اهل قربند و به كمال نعمت ظاهر كه قبول شريعت است و به جمال نعمت باطن كه اطّلاع به دقايق اسرار حقيقت است ايشان را معزّز و مكرّم ساخته‌اي».

7 ـ «"صراط الّذين انعمت عليهم" تأكيد در سؤال و تمايل به درخواستهاي گذشته است».

8 ـ «در "صراط الّذين انعمت عليهم" مشمولين انعام چند دسته‌اند:
9 ـ عارفين كه از نعمت معرفت برخوردارند.
10 ـ اولياء كه از يقين و صدق و رضا بهره مند هستند.
11 ـ نيكان كه نعمت بردباري و مهرباني به آنها عنايت شده است.
12 ـ مريدان كه به حلاوت اطاعت بسر مي‌برند.
13 ـ مؤمنين كه به نعمت استقامت در فكر و كار خود سعادتمند شده‌اند».

14 ـ «مراد از "الّذين انعمت عليهم" همانهايي هستند كه به دستورات خداوند بزرگ عمل كرده و به گفتار پيامبران او كه نيز همان فرمانهاي پروردگار است گردن نهاده‌اند.
البتّه نمونه كامل اين افراد، پيامبران خدا و كساني هستند كه از هرگونه تلاش و كوششي دريغ نداشته‌اند. و حتي جان خود را بر سر اين كار گذاشته و شربت شهادت نوشيده‌اند.
دليل اين حقيقت را مي‌توانيم در خود قرآن بيابيم، آنجا كه مي‌فرمايد: "وَ مَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسولَ فَأُولئِكَ مَعَ الّذينَ أَنعَمَ اللهُ عَلَيهِمَ مِنَ النّبيّينَ وَ الصِّدّيقينَ وَ الشّهداءِ و الصّالحينَ و حَسُنَ اَولئِكَ رَفيقاً ـ كساني كه دستورات خداوند و پيامبر او را اطاعت كنند خدا آنها را در گروه افرادي كه مورد نعمت خويش قرار داده، يعني پيغمبران و رهبران صادق و درستكار و جانبازان راه حق و افراد صالح قرار مي‌دهد. اينان رفيقان خوبي هستند".
همانطور كه ملاحظه مي‌شود، اين آيه افراد مورد انعام خدا را كساني معرفي مي‌كند كه به دستورات خدا و رسول گردن نهاده‌اند».

15 ـ «به حكم آيه "وَ اَنِ اعْبُدوني هذا صِراطٌ مُستقيمٌ" صراط مستقيم همان زندگي با توحيد است. يعني مرا بندگي كنيد كه راه راست همين است.
ولي منظور از آن در اينجا صراط بخصوصي است يعني صراط پيامبران و صدّيقين و شهداء، يعني بالاترين درجه هدايت».

16 ـ «مراد از "الّذين انعمت عليهم" اهل ايمان مي‌باشند. و تفسير به انبياء و صدّيقين و شهدا و صالحين، در آيه شريفه، تفسير به فرد اجلي و اتم و اكمل آنهاست».

17 ـ «منظور از نعمت، نعمت دنيويه و اخرويه از بهشت و نعمتهايش مي‌باشد. و رضاي خدا بزرگترين اين نعمتهاست».

18 ـ «منظور از نعمت، بهشت و نعمتهاي درون آن است».

19 ـ «منظور از نعمت، ايمان و توفيق طاعت و بندگي و عمل صالح است كه مستلزم تمام خيرات و سعادتهاست».

20 ـ «منظور از نعمت، نبوت و ولايت و ايمان و طاعت و عمل صالح است كه نعمت دنيا از قبيل زندگي گوارا و بلند مرتبگي و عزت و كرامت پيروزي را در پي دارد».

21 ـ «كساني كه به آنان نعمت داده شده، مؤمنان مي‌باشند».

22 ـ «كساني كه به آنان نعمت داده شده، پيامبر و همراهانش مي‌باشند».

23 ـ «كساني كه به آنان نعمت داده شده، پيامبران مي‌باشند».

24 ـ «كساني كه به آنان نعمت داده شده، مسلمانان مي‌باشند».

چكيدة آراء:

* «منظور از "الّذين انعمت عليهم" كساني هستند كه خداوند با توفيق و رعايت، به آنان نعمت داده، و با توفيق و هدايت بر ايشان منّت نهاده است».
* «منظور از "الّذين انعمتَ عَلَيهِم"  قوم موسي و عيسي مي‌باشند، ـ پيش از گمراه شدنشان ـ ».
* «منظور از "الّذين انعمتَ عَلَيهِم" اهل بيت رسول الله و اصحاب او صلوات الله عليهم اجمعين مي‌باشند».
* «"انعمت عليهم" يعني با ثابت ماندن بر ايمان، بر آنان نعمت بخشيدي».
* «"انعمت عليهم" يعني به شكر كردن بر نعمتت و صبر بر بلاها به ايشان نعمت بخشيدي».
* «منظور از "الّذين انعمت عليهم" كساني هستند كه خداوند به فضل خود با نبوت و رسالت و ولايت و صدّيقيّت و شهادت و صلاحيّت، به آنان نعمت داد».
* «منظور از "الذين انعمت عليهم" كساني هستند كه اهل قربند و خداوند به قبول شريعت و اطّلاع به دقايق اسرار حقيقت ايشان را معزّز و مكرّم ساخته است».
* «"صراط الّذين انعمت عليهم" تأكيد در مسألت، و تمايل به درخواستهاي گذشته است».
* «"الّذين انعمت عليهم" چند دسته‌اند: 1 ـ عارفين. 2 ـ اولياء. 3 ـ نيكان. 4 ـ مريدان. 5 ـ مؤمنان».
* «مراد از "الّذين انعمت عليهم" كساني هستند كه به دستورات خداوند و گفتار پيامبران گردن نهاده‌اند».
* «نمونه كامل اين افراد، پيامبران خدا و كساني هستند كه از هرگونه تلاش و كوششي دريغ نداشته‌اند».
* «منظور از "صراط" در اين آيه صراط پيامبران و صدّيقين و شهداء، يعني بالاترين درجه هدايت است».
* «مراد از "الّذين انعمت عليهم" اهل ايمان مي‌باشند».
* «انبياء و صدّيقين و شهدا و صالحين، فرد اجلي و اتمّ و اكمل "الّذين انعمت عليهم" مي‌باشند».
* «منظور از نعمت، نعمت دنيا و آخرت اعمّ از بهشت و نعمتهاي آن است».
* «رضاي خدا بزرگترين نعمتي است كه در اين آيه منظور است».
* «منظور از نعمت، بهشت و نعمتهاي درون آن است».
* «منظور از نعمت، ايمان، توفيق طاعت، بندگي و عمل صالح است».
* «منظور از نعمت، نبوّت، ولايت، ايمان، طاعت و عمل صالح است».
* «كساني كه به آنان نعمت داده شده، مؤمنان مي‌باشند».
* «كساني كه به آنان نعمت داده شده، پيامبر و همراهانش مي‌باشند».
* «كساني كه به آنان نعمت داده شده، پيامبران مي‌باشند».
* «كساني كه به آنان نعمت داده شده، مسلمانان مي‌باشند».

* كساني كه به آنان نعمت بخشيدي، چه كساني هستند؟ منظور از نعمت چه نعمتي است؟ آيا با مرور آراء بالا، مي‌توانيد به اين دو پرسش پاسخ بگوييد؟

*  *  *

«غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين»

1 ـ «از نظر همه مفسّران، منظور از "مغضوب عليهم ـ مردمي كه مورد خشم قرار گرفته‌اند" همان يهود است».

2 ـ «منظور از "غضب شدگان و گمراه شدگان" معناي خود آنهاست و اشاره به مردم معيّني نيست».

3 ـ «"مغضوب عليهم" يعني كساني كه قبل از وجود، به معرض غضب تو در آمده‌اند و بدان سبب بر كفر اقدام نموده‌اند.
يا جهودان كه به سبب تمرّد، در معانده و مكابره و قتل انبياء عليهم الصّلاه و السّلام و تحريف كتب، خداوند بر آنها خشم گرفته است.
"و لا الضّالّين" يعني كساني كه پس از وجود در دنيا، در طرق مختلفه و سبيل منحرفه افتاده‌اند.
يا ترسايان كه به واسطه افراط در شأن مسيح  و تفريط در باب رسول الله صلي‌الله عليه و آله و سلّم گمراه گشته‌اند».

4 ـ «منظور از "مغضوب عليهم" مشركانند».

5 ـ «منظور از "مغضوب عليهم" كساني هستند كه نماز را ترك كرده و آن را ضايع نمودند».

6 ـ «منظور از "مغضوب عليهم" اصحاب بدعتها و پيروان آنان هستند».

7 ـ «منظور از "مغضوب عليهم" ناصبان هستند».

8 ـ «منظور از "مغضوب عليهم" كساني هستند كه پس از آنكه علم به حقيقت پيدا كردند، از آن خارج شدند».

9 ـ «"مغضوب عليهم" كساني هستند كه مسيرشان رو به پايين است».

10 ـ «"غير المغضوب عليهم" پناه بردن به خداست از اينكه شخص از جمله كفار و معاندين بوده و اوامر و نواهي خدا را استخفاف نموده و سبك بشمرد».

11 ـ «از موارد استعمال "غضب" در قرآن بر مي‌آيد كه اين كلمه، معناي وسيعتري از كلمه "ضالّين" دارد.
"غضب" در باره افراد مشرك و كفّار و مسلمانان گنهكار هر دو به كار مي‌رود. ولي كلمه "ضالّين" جز در باره افراد مشرك و منحرف از جاده ايمان و دين بكار برده نمي‌شود».

12 ـ «شكي نيست كه مراد از "مغضوب عليهم" پيشوايان ظالم، و مراد از "ضالّين" پيروان آنهاست... .
در روايات آمده است كه مراد از "مغضوب عليهم" يهود، و مراد از "الضّالّين" نصاري است.
به نظر مي‌رسد كه اين روايات براي بيان مصداق است. وگرنه "مغضوب عليهم" و "ضالّين" اعم از يهود و نصاري مي‌باشند.

13 ـ «مقصود از گمراهان، در "و لا الضّالّين" مسيحيانند».

14 ـ «"ضالّين" كساني هستند كه از راه گمراه شده و حيرانند».

15 ـ «منظور از "ضالّين" منافقينند».

16 ـ «"ضالّين" كساني هستند كه در عبادات و اعمال نيكشان رياء كرده و به مردم خود نمايي مي‌كنند».

17 ـ «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه از سنّتهاي هدايت و راه حق گمراهند».

18 ـ «منظور از "ضالّين" شاكّاني هستند كه امام حق را نمي‌شناسند».

19 ـ «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه به دليل نداشتن معرفت، از سبيل حق گمراهند ولي فكر مي‌كنند كه راه خوبي مي‌روند».

20 ـ «منظور از "ضالّين" غلاة مي‌باشند».

21 ـ «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه حق را بطور كلّي نمي‌شناسند يا به گونه صحيح نمي‌شناسند».

چكيدة آراء:

* «"مغضوب عليهم" كساني هستند كه مسيرشان رو به پايين است».
* «منظور از "مغضوب عليهم" مشركانند».
* «منظور از "مغضوب عليهم" كساني هستند كه نماز را ترك كرده و آن را تباه ساخته‌اند».
* «منظور از "مغضوب عليهم" بدعت گذاران در دين و پيروان آنان هستند».
* «منظور از "مغضوب عليهم" ناصبان ـ آنان كه دشمن و پايه گذار دشمني با اهل بيت پيامبرند ـ هستند».
* «منظور از "مغضوب عليهم" كساني هستند كه پس از علم پيدا كردن به حقيقت، از آن روي گردان شدند».
* «منظور از "مغضوب عليهم" قوم يهود است».
* «منظور از گمراهان در "و لا الضّالّين" مسيحيانند».
* «"غضب شدگان و گمراهان" اشاره به مردم معيّني نيست و معناي خودشان مراد است».
* «"مغضوب عليهم" يعني آنان كه پيش از وجود، به معرض غضب تو در آمده‌اند و بدان سبب، كفر پيشه كرده‌اند».
* «"مغضوب عليهم" يعني قوم يهود كه به سبب سرپيچي، و دشمني و كشتن پيامبران عليهم‌السّلام و تحريف كتب آسماني، خداوند بر آنها خشم گرفته است».
* «"ضالّين" يعني كساني كه پس از وجود در دنيا، به راههاي گوناگون و كج رفته‌اند».
* «"ضالّين" يعني ترسايان كه به خاطر زياده روي در شأن مسيح عليه‌السلام و كوتاهي در باره پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلّم گمراه شده‌اند».
* «"غير المغضوب عليهم" پناه بردن به خداست از اينكه شخص از جمله كافران و معاندان بوده و دستورات خدا را سبك بشمرد».
* «"مغضوب عليهم" عبارتند از كافران و معاندان و كساني كه دستورات خدا را سبك مي‌شمرند».
* «"مغضوب" معناي گسترده تري از "ضالّين" دارد. "غضب" در باره مشركان و كافران و مسلمانان گنهكار به كار مي‌رود. ولي "ضالّين" تنها در باره مشركان و منحرفان از جاده ايمان و دين به كار برده مي‌شود».
* «مراد از "مغضوب عليهم" پيشوايان ستمگر، و مراد از "ضالّين" پيروان آنهاست».
* «رواياتي كه مي‌گويند: مراد از "مغضوب عليهم" يهود و مراد از "الضّالّين" نصاري است، به نظر مي‌رسد براي بيان مصداق باشد. وگرنه "مغضوب عليهم" و "ضالّين" اعم از يهود و نصاري مي‌باشند».
* «"ضالّين" كساني هستند كه از راه گمراه شده و حيرانند».
* «منظور از "ضالّين" منافقان مي‌باشند».
* «"ضالّين" كساني هستند كه در عبادات و اعمال نيكشان رياء كرده و به مردم خود نمايي مي‌كنند».
* «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه از سنتهاي هدايت و راه حق گمراهند».
* «منظور از "ضالّين" ترديد كنندگاني هستند كه امام حق را نمي‌شناسند».
* «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه به دليل نداشتن معرفت، از راه حق گمراه شده ولي فكر مي‌كنند كه راه خوبي مي‌روند».
* «منظور از "ضالّين" غلاة مي‌باشند».
* «منظور از "ضالّين" كساني هستند كه حق را به طور كلّي نمي‌شناسند يا به گونة صحيح نمي‌شناسند».

* "مغضوب عليهم"  و "ضالّين" چه كساني هستند؟ اگر كسي با كلام خدا آشنا، و بر تفسير وحي آگاه باشد، آيا براي پاسخ به اين دو پرسش، نيازي به اين همه احتمال و اختلافات فاحش دارد؟! با كدام منطق و به حكم كدام عقل، مي‌توان اين احتمالات را تفسير قرآن ناميد؟! و چگونه مي‌توان اين بافته‌ها را مراد خداوند شمرده و با آنها به سوي آن حقيقتي كه مطلوب و مراد او از آيات قرآن است، هدايت شد؟! و چه سرّي در كار بود كه قدّ مارا علَم كرده و مارا بر كرسي عترت نشانده و جايگزين ايشان نموده و مفسّر كتاب خدا معرّفي كردند تا پس از شخصيّت تراشي با آيات كلام الله مجيد، اكنون، به اين نتيجه برسيم كه: "دين و قرآن جوابگوي ملّتها نيست، و بايد به عقل رجوع كرد"؟!

پي‌نوشت:

1 ـ اعتراف ضمني به نقصان مراتب كمال پيشوايان معصوم عليهم‌السّلام كه منافات با آيه تطهير دارد.

 

ادامة مطلب

 





بازديد : 5916 بار
 
 
ثبت نام در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
گزارش کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 0
ديروز: 0
در انتظار: 0
مجموع کاربران:323
جديدترين کاربر: Leonida47Q

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 322
 بارديد ديروز : 570
 بازديد کلي : 5360483
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 170
اعضا: 0
مجموع: 170

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 14
اعضا: 0
مجموع: 14

اعضاي آنلاين:
نظرسنجی
صرف نظر از ظاهر سايت، مطالب را چگونه مي‌بينيد؟

عالي و جديد، ادامه دهيد
نسبتا خوب
تكرار حرف ديگران
موجه نيست
ادامه ندهيد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 102
نظرات : 9